
نوشته اصلی توسط
فرشته مهربان
با سلام
معمولاً از دوران نوجوانی و همراه با بلوغ که میل به همسر یابی یا اصطلاحاً کشش به جنس متفاوت پیش می آید ( و این کشش هم برای همسرگزینی هست ) از آنجا که در همین زمان تخیلات فانتزی و رمانتیک نیز فرد را بیشتر به خودش مشغول می سازد ، رفته رفته بعضی و شاید هم اغلب دختر و پسرها بنا به ویژگی ها و سلیقه و روحیات خود ، کاراکتری برای فرد مورد طلب به عنوان همسر آینده می سازند . یک همسر کاملاً ذهنی و تخیلی که در تخیلات خوش همراه آنهاست ، لذا انسی به این کاراکتر پیدا می کنند و آنرا به صورت یک قالب در می آورند و به هر خواستگار یا مورد پیشنهادی برای به خواستگاری رفتن بربخورند آنرا در آن قالب می سنجند و در نگاه اول اگر نخورد جذب نمی شوند .
معمولا چون در همان ابتدای بلوغ هنوز محتوا در وجود فرد قوی نشده ، خودآگاهی او ضعیف است و معیار شناسی و تنظیم معیار برای ازدواج ندارد و احساسات وی غلیان دارد ، کاراکتر مورد نظرش را از نظر جاذبه های ظاهری و عاطفی و جنسی می سازد . لذا این تابوی ذهنی او می شود ، و از نظر قیافه کسی برای او زیباست که به این قالب ذهنی بخورد ، در غیر این صورت حتی اگر از نظر دیگران زیبا باشد وی را بر نمی انگیزد ( و اشاره به معیارهای محتوایی بیشتر رنگ شعاری دارد و شاهد آن اینکه در مقابل پرسش از معنای معیار محتوایی مطرح شده مثلاً ایمان داشته باشد ، نمی تواند تعریفی واقع بینانه ارائه دهد ، چون هنوز در این زمینه جای کار هست ).
چه باید کرد ؟
قالب شکنی ، یا به عبارتی ساختار ذهنی را در این مورد شکستن .
چگونه ؟
با واقع بینی و حقیقت گرایی
راه کار عملی :
توقف فکر و همزمان با آن :
بهره گیری از شناخت درمانی و معنا درمانی .
در شناخت درمانی وقتی شما یک تحلیل شناختی مبتنی بر واقع بینی داشته باشی ، می توانی ساختار ذهنیت را بشکنی و به عبارتی بت ذهنت را بشکنی .
و مبتنی بر معنا گرایی و محتوا اندیشی ، معنای زندگی را قالب هر انتخاب و برنامه ای برای خود قرار می دهی و اینگونه از شکل گیری هرنوع قالب ذهنی در هر زمینه بطور خاص و غیر واقع بینانه جلوگیری می کنی .
می شود گفت این وضعیت که شما و خیلی های دیگر گرفتار آن هستید نوعی تفکر قالبی شخصی و منحصر به فرد یا بهتر است بگویم تخیل گرایی است .
امیدوارم تونسته باشم روشن ساخته باشم مسئله را
.
علاقه مندی ها (Bookmarks)