به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 37

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 آذر 91 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1391-1-17
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    942
    سطح
    16
    Points: 942, Level: 16
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Question مامانم داره بهم خیانت میکنه کمکم کنید

    سلام دوستای عزیز به همفکری شما نیاز دارم لطفا کمکم کنید.
    من 19 سالمه و شوهرم 23 خدا رو شکر من با شوهرم هیچ مشکلی نداریم مشکل من خیلی عجیبه من توی یک خانواده ی کاملا با محبت و کم جمعیت بزرگ شدم میخوام بدونید که خانواده ی خوبی دارم همین طور شوهرم وهیچ مشکلی بین خانواده ها هم نیست.
    من و شوهرم 5 سال باهم دوست بودیم البته باید بگم عاشق ومعشوق بودیم بعد از سختی های فراوان بهم رسیدیم میخوام برم سر اصل مطلب من یه مامان کاملا احساساتی و مهربون دارم باید بگم مامانم اخلاقش مثل بچه هاست از وقتی شوهرم وارد خونه ی ما شد مامانم خیلی خوشحال بود چون داداشم ندارم مثل پسر خودش دوسش داشت البته من اینجوری فکر میکردم هر موقعه شوهرم میومد دست خودش نبود من حس میکردم حالت صورتش عوض میشد به خودش میرسید آرایش میکرد خب من با خودم میگفتم چون همه ی مادر زنا داماداشونو دوست دارن حتما مامان منم همینطوری هست ولی نه کم کم فهمیدم که عاشق شوهرم شده شوخی های بچگانه میکرد واسه شوهرم میوه پوست میکرد به شوهرم خیلی توجه میکرد لباسای چسب میپوشیدخب منم اول ازدواج دوست داشتم من برای شوهرم جلوه کنم دوست داشتم خودم براش میوه پوست کنم و... از این کارای مامانم حرص میخوردم از حدش زده بود اون ور تر میدونید حتی کلماتی که شوهرم مثلا خیلی پیش گفته بود اون تو خاطرش بود اصلا یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید. من میرفتم مدرسه تو این مدت مامانم به شوهرم اس ام اس میداد یا زنگ میزد که بیا پیشم من تنهام دلم برات تنگ شده و... وای نمیدونید وقتی برای اولین با شوهرم این حرفارو بهم گفت که مامانت همچنین حرفایی بهم زده نمیدونید دنیا رو سرم خراب شد باورم نمیشد مادری که من بهش احتیاج دارم بهش حس مادرانه دارم دوسش دارم داره بهم خیانت میکنه وای خدا رو شکر میکنم که شوهرم هیچ وقت به حرف مامانم گوش نمیداد و نمیرفت چون مامانمم جوونه وهم خوشگله اگه یه وقت شوهرم میرفت من می مردم خلاصه مامانم خیلی پنهانی به شوهرم ابراز علاقه میکنه و گفته که دوسش داره چند باری هم من رفتم کلاس و مامانم با شوهرم تنها بودن که مامی دستای شوهرمو گرفته بهش گفته که تو منو دوست داری؟ و ابراز علاقه شوهرمم گفته تا دوست داشتن به چه مفهومی باشه و سریع لباس میپوشه و میره بیرون خلاصه شوهرم هر موقعه تو این شرایط قرار میگره سریع میره بیرون با مامانم سنگین شده شوهرم هر چیزی پیش میاد به من میگه نمیدونید چقدر ناراحتم اصلا مامانمو دوست ندارم حس بدی دارم بهش نمیدونم مامانم چرا اینطوریه شاید به خاطر کار پدرم هست پدرم کارمند هست رابطه ی پدر با مامانم خوبه مشکلی باهم ندارن از وقتی که شوهرم سنگین برخورد میکنه مامانم افسردگی گرفته خیلی حرف نمیزنه البته من فکر میکنم نقش بازی میکنه چون بعضی وقتا اس میده که بیا پیشم دلم برات تنگ شده یا میگه تو منو دوست نداری و... نمیدونم چیکار کنم اوضاع و احواله خونمون زیاد خوب نیست چون مامانم حالش خوب نیست همش آهنگ گوش میده و گریه میکنه از یه طرف نمیدونم چه جوری با مامانم برخورد کنم آخه خیلی ناراحتم چون احساس خیانت بهش دارم نمیدونم خواهش میکنم کمکم کنید ببخشید متن زیاد شد شرمندم تورو خدا کمکم کنید بچه ها ممنونم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید مژگان 2 تشکرکرده است .

    khaleghezey (چهارشنبه 05 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.