سلام دوستان
من دو وسال ونیمه عقدکردم.چون من شهرستانی بودمو دانشجو وشوهرم تهرانی وتهران دانشجو قرارشد این دوسال عقد بمونیم تامن درسم تموم شه بعد برم خونه خودم.تابستون امسال قراره عروسیم بشه.مشکل من اینه چندماهه شوهرم نسبت بهم سردشده.دلیلشم میدونم چون ماازهم دوریم مجبوریم ماهی چندروز همدیگرو ببینیم.مادرشوهرم هی توگوش شوهرم میخونه ازاین رفتامداتون خسته شدم.اینقدرازرفتن من به شوهرم غرزده باعث شده شوهرم نسبت بهم سرد شده.هروقت میرم خونش مادرشوهرم اخم میکنه یه جوری رفتار میکنه که شوهرم از ترس مادرش بهم بی محلی میکنه تامادرش ناراحت نشه.تواین دوسال هرسری رفتم خونه مادرشوهرم تهران بعد برگشتنم به شوهرم انقدرازمن بدگفته که باعث شده باشوهرم تلفنی دعوام بشه.الان بعدسال تحویل که برگشتم نمیدونم باز به شوهرم چی گفته که خیلی کم بهم زنگ میزنه وسرد جوابمو میده.دوروزه به زنگامم جواب نمیده. الان دیروز بسختی گوشیشو جواب دادگفتم چراگوشیتوجواب نمیدی گفت حوصله حرف زدن ندارم منم ناراحت شدم گفتم باشه قطع کردم.چیکار کنم میترسم شوهرمواز دست بدم.