سلام عزیزم.ما رو هم تو اندوه خودت شریک بدون
چند تا نکته رو میخواستم بهت بگم.
اول ازهمه به فکر رفع افسردگیت باش.میدونم افسردگی و مشکلت بهم ربط دارن اما تو اگه بتونی یه منبع انرژی تو خودت پیدا کنی اون وقته که میتونی به زندگی مشترکت هم انرژی بدی.با وجود اینکه شدیدا افسرده شدم
شنیدی میگن خوشبختی یه یه حس درونیه.یعنی تا تو حس خوشبختی رو تو وجود خودت پیدا نکنی هیچ وقت احساس خوشبختی نمیکنی
حتی اگه رابطت با شوهرت خوب بشه.اونوقت هم یه مورد دیگه پیدا میکنی برای غصه خوردن و همینطور الی اخر.
دوم اینکه هیچ اتفاقی یه دفعه ای نمیفته.خونه ای که موریانه زده و یه دفعه از هم میپاشه ماهها و شاید سالها از درون در حال پوسیدن بوده.پس ازت خواهش میکنم کاملا منصفانه به گذشته برگرد و همه چی رو دوباره مرور کن.
اینجا دادگاه نیست و قرار نیست تو یا شوهرت محکوم بشید.قراره فقط ریشه مشکلتونو پیدا کنی.
شوهرت تحت فشار مالی بوده.20 میلیون بدهی کافی بوده تا انگیزه و اعتماد به نفسش رو از دست بده.
این جمله خیلی معنا داره.عذاب وجدان یه مرد در برابر خونوادش خیلی براش سنگینه.2سال با عذاب وجدان شدید از من مخفی کرده و قسط میداده ما خیلی مشکل مالی داشتیم این پول توی زندگی ما خیلی از مشکلاتو میتونس برطرف کنه واسه همین ناراحت بوده
بارها و بارها از خودت بپرس چرا پرداخت قسط رو از تو مخفی کرده؟ازت میترسیده؟خجالت میکشیده؟فکر میکرده بهش غر میزنی؟مشکلش رو درک نمیکنی؟اقتدارش رو پیشت از دست میده؟
(دعواهای تو و خونوادش هم مشکلات رو حادتر میکرده)
جواب سوال رو منصفانه پیدا کن.
و وقتی خودت رو شارژ روحی کردی کمر همتتو محکم کن و برو ریشه این دلخوریهایی که قبلا کوچیک بودن و رو هم تلنبار شدن و حالا بزرگ شدن رو ازبین ببر.





) پس لطفا" ضعیف نباش ادم ضعیف و حقیر و که خودش خودش و قبول نداره و وجودش به وجود دیگیری وابسته هست هیچکس دوست نداره


علاقه مندی ها (Bookmarks)