ویدا جون مرسی نمیدونی چقد خوبه وقتی کسی میگه درکم میکنه خیلی به همدردی نیاز دارم
سنجاب عزیزم مرسی که خواهرانه ح میزنی نمیدونم حتما لایقش هست که خدا خواسته مهرش اینجوری به دلم بیفته.به نظرم خدا خواسته یه جیزی حتما بوده شاید یه کار خوبی کرده بود.این یه عشق یکطرفه بود بدترین نوع عشق
یه چیزی هم هست اینه که وقتایی که اس یا میل میزد بد دهن و عصبی بود پای تلفن عادی و وقتی میومد پیشم و چشمای نازشو میدیدم(وای چشماش با من حرف میزد من همیشه چشماشو سبز میدیدم اولا بعد فهمیدم قهوه ایه
) پسر آروم و مودب میشد یادمه آخرین بار که اومد براش کیکی درس کردم گفت خوشمزه شده و عطری که خریده بودم خیلی خوشش اومده بود و مهربون بود شبش که اس زدم رسیدی گفت الان به فکرت بودم رسیدم دیگه چیزی نگفت تا فردا دوباره شرو کرد به کارای اولش فحش و ازت نفرت دارمو شعار میدیو و....خلاصه منو دیوونه کرده گاهی میگفت اگه رفتارم خوبه فقط دلسوزه منم میدونم ازم بدش میومد ولی چرا نمیدونم .
من کاملا عصبیم نمیدونم چی میخواست صد بار پرسیدم ج نمیداد .روانییییییییییییی شده بودم. دیگه کارد به استخونم رسید با اینکه قلبم واسش میزنه واشکم داره میاد اما برای همیشه گفتم میرم راحت شه میدونم خوشحالتره حالا من موندمو یه ذهنه داغون میخوام ازدواج کنم جاش پر شه ولی هیییییییییییییییییییییییی ییییییییچ حسی به پسرای دیگه ندارم رک میگم میدونم اگه یه بار دست شوهرمو بگیرم یا نزدیکم شه یا موقع رابطه هام گریه امونم نمیده زجر کش میشم اگه بخوام محبت کنم دلم میسوزه که من همه محبتمو خرج مردی کردم که باورم نکرد![]()
بچه ها به نظرتون من چجوری یاد بگیرم دوباره با احساس شم ؟؟؟ من اگه ازدواج کنم شوهرمو نمیتونم مث عشق اولم دوس داشته باشم یعنی عذاب زجر چیکار کنم؟؟؟؟
![]()







(وای چشماش با من حرف میزد من همیشه چشماشو سبز میدیدم اولا بعد فهمیدم قهوه ایه
بچه ها به نظرتون من چجوری یاد بگیرم دوباره با احساس شم ؟؟؟ من اگه ازدواج کنم شوهرمو نمیتونم مث عشق اولم دوس داشته باشم یعنی عذاب زجر چیکار کنم؟؟؟؟
من از همه ی دخترایی که واسم از شادیهای کنار همسر و عشقشون میگن متنفرم عراب میکشم شبا ده بار بیدار میشم گریه میکنم اصلا میخوام برم مشاوره یا روانشناس یا روانپزشک اینا با هم چه فرقی داره؟؟؟؟؟؟ کدومشو برم؟؟؟؟؟ دانشگامون مشاوره داره خوبه؟؟؟؟؟؟؟
وابستگی شدید عاظفی وگرنه من زیاد پیشش نبودم اونم اگه بودم 10 دقیقه تا نیم ساعت انقد سرد کنارم بود فقط گریه های من مجبورش میکرد بمونه .همین. و دقیقا میخواستم به اون دختر فک نکنه من مشکل داشتم و دارم
بدبخت چی کشییییییییییییید صبور بود به قران .الهی من فداش شم الهی عاقبتش بخیر شه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)