سلام دوستان،
من و آقایی مدت زیادی هست که با هم دوست هستیم و قصد ازدواج هم داریم . مشکلی برای من پیش اومده که واقعا گیج شدم . از اول این دوستی این آقا حساسیت های زیادی داشت . یعنی هرچی بیشتر میگذره حساسیتهاش بیشتر میشه . یعنی به نوعی بدبین هست به نظر من . مثلا من با هیچ مردی نباید حتی حرف بزنم . یعنی حرف که چرا، ولی مثلا اگر همکلاسی پسرم از من چیزی میپرسه باید اینقدر سرسنگین جواب بدم که ازم بترسه و دیگه جرات نکنه باهام حرف بزنه !!!! این دقیقا حرفی هست که خودش گفته . یعنی دقیقا واسه تمام حرکات و رفتارهای من یه چارچوب خاص تعیین کرده . من دیگه خسته شدم . میخوام خودم باشم . من نمیفهمم چرا فکر میکنه که حرف زدن دو تا دختر و پسر بده . از اینکه همیشه عذاب وجدان داشته باشم خسته شدم . این عذاب وجدان ها داره منو افسرده میکنه . وقتی یک پسر باهام صحبت میکنه یا مثلا همکلاسی پسرم ازم سوال میپرسه به خدا عذاب میگیرم . تا بهش نگم این موضوع رو عذاب وجدانم راحت نمیشه . دچار دوگانگی شخصیت شدم . من تازه بعد از چند سال متوجه شدم که میخواد من چطوری باشم . خب تا همین پارسال من تو فیسبوک عضو بودم و همکلاسیهیا پسرم هم بودند، به خدا هیچ حرف غیر دوستانه ای زده نمی شد. یعنی من اصلا فکر نمیکردم اشتباه باشه . ولی وقتی فهمیدم این چیزا رو هم اشتباه میدونه از فیسبوک اومدم بیرون و کلا ارتباطمو با تمتم موجودات مذکر قطع کردم! الان کلی عذاب وجدان گرفتم که مثلا با پسر چت کردم یا حرف زدم . الان احساس میکنم خیلی دختر بدی هستم و اشتباه بزرگی مرتکب شدم . الان تو مغزم فرو شده که ارتباط حتی در حد حرف زدن با جنس مذکر اشتباست. حالا من چیکار کنم؟ من که حرف زدم، چت کردم، چای خوردم. پس من خیلی دختر بدی هستم؟ به دد ازدواج نمیخورم ؟ به خدا من اصلا فکر نمیکردم دختر بدی ام ولی الان فکر میکنم خیلی بدم . چطوری بهش بگم که من اونطوری که میخواستی نبودم؟ اصلا بگم بهش ؟ ای خدا میخوام خودم باشو بدون این عذاب وجدان لعنتی.
خواهش میکنم کمکم کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)