[size=large][size=medium][size=medium]سلام به همه.مشکل من شاید به نظر خیلی ها یه کم عجیب بیاد یا خیلی ها اصلا درگیرش نباشن.بچه ها حقیقت اینه که شوهر من خیلی چاقه و وقتی میگم خیلی شما تصورتونو بیشتر از یه شکم بر آمده کنین.البته قبل از ازدواجمونم چاق بود و خانواده ی من به شدت به خاطر این چاقی مفرطش با ازدواج ما مخالف بودن اما نمیدونم حکمت چی بود که من این قدر عاشقش شدم و علی رغم این که خودم هیکل خیلی ظریفی دارم و خوشگلم هستم(ببخشید که این قدر رک میگم) باهاش ازدواج کردم حتی یادم میاد که تو عروسی همه از این که چطور من حاضر شدم زنش بشم تعجب کرده بودن! بارها و بارها هم از اطرافیان شنیدم که تو به این خوشگلی این چه شوهریه داری و غیره که البته قبلا برام مهم نبود.حالا ممکنه فکر کنید هیچ اقدامی واسه لاغریش نکردیم! تا حالا پیش هزار تا دکتر رفته حتی اون دکتره که خیلی اسم در کرده بود (الان اسمش یادم نیست) هزار جور رژیم براش نوشتن حتی تردمیل خونگی خریدیم و هزار جور قرص لاغری و غیره و غیره اما دریغ از یک ذره همت و تلاش واسه لاغری.انگار اصلا براش مهم نیست.اولترها که نامزد بودیم حداقل یه کم تلاش میکرد یا نشون میداد که تلاش میکنه اما الان........
این چاقیش روی همه ی روابطمون اثر گذاشته و من خیلی احساس ناراحتی میکنم کم کم داره به نظرم میاد که اون کلا نسبت به همه یا شاید بهتر باشه بگم اکثر خواسته های من بی تفاوت.باورتون نمیشه چقدر حرص میخورم وقتی میشنوم که شما دو تا اصلا بهم نمی آید و غیره.
تو رو خدا کمکم کنین دیگه نمیدونم چی کار کنم شاید باید ببرمش پیش روانشناس.نمیدونم.... واقعا نمیدونم
[/size][/size][/size]