سلام
من تقریبا نزدیکه یکسال ههست که ازدواج کردم اما بعد از ازدواج تازه فهمیدم همسرم اون شخصیتی که من تو ذهنم بودو همیشه از شوهرم انتظار داشتمو نداره. حرف همو نمیفهمیم. و کلا شخصیت برعکس برادرش داره و کارای برادرش منو ازار میده من یه جاری دارم که نامزده و دختر عموی شوهرم هست. خیلی موزیه و از اول ازدواج ما هر کاریو حرف میکنه ولی خودش نمیگه به شوهرش انتقال میده و اون به پدر مادرش میگه و الان من خودم احساس میکنم رفته رفته رفتارو نظر پدر و مادرش نسبت به ما عووض شده ولی به خدا خود اونها کارهایی کردن یا جاهایی قلبم منو شکستن ولی من به روم نیاوردم اما بعدش منم تصمیم گرفتم به شوهرم بگم که اونم مثل برادرش به خانوادش انتقال بده ولی شوهرم این کارو نمیکنه و اصلا زبون نداره و تو اهل این کارا نیست هر روز من دارم خرابتر میشم برادرشوهرم انقدر بی ادب شده که فقط یه سلام به ما میده میره تو اتاقش تا ما بریم حتی گاهی برا خداحافظی هم نمیاد اما پیش پدر مادرش خودشو این طوری توجیه میکنه که سرم شلوغه . نمیدونم باید باهاشون چه جوری برخورد کنم میدونم الان شوهرم جاریمو ببینه قشنگ احوالپرسی میکنه اما رفتار برادرشو دیدم که حتی یه سلامم به من بازور میده و بی محلی و بی احترامی میکنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)