سلام
سلام دانوب عزيز...ممنونم كه پست گذاشتي.
خب در مقابل پیش کسوت هایی مثل شما اظهار نظر تازه واردایی مثل من....
من خودم رو پيشكسوت نمي دونم. شايد تنها تفاوت ما اينه كه من زودتر عضو شدم!
همیشه وقتی راهنمایی های شما رو می خوندم فکر میکردم که شما باید خیلی خیلی عاقل باشید
من وقتي به كسي راهنمايي مي دم از احساس خودم براي همدردي و همدلي با اون طرف استفاده مي كنم و از عقل و منطق خودم براي راهنمايي بهره مي گيرم. مراجعي كه به اينجا مياد خودش به شدت درگير نوسانات احساسي هست و ما نبايد با احساساتي شدن و پست هاي احساسي بهش دامن بزنيم. البته اين نظر منه.
هنوزم همین فکرو می کنم چون می دونم حتی عاقل ترین آدم ها هم بعضی اوقات به آنچنان چالشی با احساساتشون می افتند، که اونها رو هم به مرز درماندگی میرسونه
دقيقا همينه و من وقتي تاپيك ايجاد كردم درواقع جاي من عوض شده و نقش همون كسي رو پيدا ميكنم كه يك مراجع درگير احساسه و نياز داره كساني كه خارج از گود هستند بهش كمك كنند و حتي حرفهايي كه خودش بلده اما در اين مرحله فراموششون كرده به يادش بيارن.
فقط خواستم بگم حال الآن شما رو کمتر کسی هست که تو زندگیش تجربه نکرده باشه، به خصوص در میان خانم ها!!!
بنابراین اصلا فکر نکنید که موضوع شما یه موضوع پیچیده است که کنار اومدن باهاش خیلی سخت باشه فقط زمان لازم داره تا سرافراز عاقل دوباره تجدید قوا کنه و به عرصه زندگیش برگرده.
سرافراز الان هم عاقله
اگر نبود چنين تصميمي نمي گرفت و به عبارت ساده تر گند مي زد به همه چيزو مشكلات طرف مقابلش رو چندين برابر مي كرد.
من بین دوستام گاهی اوقات به نام مادربزرگ شناخته میشم

چون به قول اونا من خیلی منطقی هستم مثل زنای سردو گرم چشیده که همیشه از دو دوتا چارتا دم میزنه

ولی منم از این روزا گذراندم و میدونم علی رغم سختیش زیبا هم هست
چون به خیلی از جنبه های وجودیت پی میبری که شاید سر افراز در حالت عادی به اونا میدانی برای ابراز خودشون نمیده
دقيقا همينطوره. من راضيم.
از این جنبه به موضوع نگاه کن و به خودت فرصت بده
حتما!
تصور نمیکنم بیدی باشی که به این بادها بلرزه
نه نيستم
علاقه مندی ها (Bookmarks)