احتمالاوقتی شماازکاراش انتقادکردیدکینه به دل گرفته وخواسته یه جورباتحقیرکردن شماتلافی کرده باشه.به نظرمن وقتی اون مدلی پیش شوهرتون میگرده شماجوری وانمودکن که انگاربرات مهم نیست وقتی بی خیالی شماروببینه به تدریج ازاین کارش دست میکشه.
تشکرشده 1,873 در 399 پست
احتمالاوقتی شماازکاراش انتقادکردیدکینه به دل گرفته وخواسته یه جورباتحقیرکردن شماتلافی کرده باشه.به نظرمن وقتی اون مدلی پیش شوهرتون میگرده شماجوری وانمودکن که انگاربرات مهم نیست وقتی بی خیالی شماروببینه به تدریج ازاین کارش دست میکشه.
mahi91 (یکشنبه 06 آذر 90)
تشکرشده 3,762 در 695 پست
ممنونم گلنوش عزیزم
من هم مثل شما این تاپیکها رو خوندم ولی یه مدت بود که دست ازاین کاراش برداشته بود ولی دیروز که همگی با هم بودیم توی جمعی که همه نشسته بودند شوهرمن رو صدا کرد و گفت بیا گوشتون بهت یه جک بگم ولی شوهرش بهش اجازه نداد و او هم بلند اعلام کرد اگه اجازه ندی بهش بگم منم با صدای بلند تعریف می کنم ولی شوهرش بهش اخم کرد و چیزی نگفت و برگشت به شوهر خواهرش گفت تو اینو شنیدی و او هم با خنده گفت آره یک لحظه احساس بدی کردم و گفتم یعنی دوباره خواسته منو با این حرفش ضایع کنه که شما بد بین هستید
او حتی با خواهرش هم که هم سن با من هست دست به یکی می کنند مرا ضایع کنند وحتی ما وقتی به خانه خواهرش که همسن هستیم می رویم او با لباس های نا مناسب طاهر می شود که حتی برایش مهم نیست جلوی برادرش با لباس زیر بیاید و متاسفانه شوهر او کاملا بیغه و هیچی بهش نمی گه
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
ديگه مطمئن شدم بهترين راه بي محليه به هيچ كس هم حرفي نزن انقد محل نده تا از رو برهنوشته اصلی توسط 861010100
راستي مادرشوهرتون تا حالا بهش تذكر داده؟
گلنوش67 (یکشنبه 06 آذر 90)
تشکرشده 63 در 21 پست
سلام دوست خوبم
ظاهرا خواهر شوهر شما نسبت به شما و همینطور شما نسبت به ایشان حساس شده اید ایشان در صدد است یک جوری لج شما را دربیاورد مخصوصا که شما سریعا عکس العمل نشان داده یا چهره تان برافروخته میشود و یا ...
به نظر من مدتی رابطه را محدود کنید یا بصورت جداگانه ( شما و همسرتان ) به مهمانیی بروید که خواهر شوهرتان آنجاست
احتمال زیاد هم مقداری حسادت به شما دارد شاید اندام شما و یا صمیمیت شما با همسرتان و... سبب شده دست به این کارها بزند . مقداری شوخی و ابراز احساسات شما و همسرتان در جمع بایستی کم شود
در ضمن مقداری از کلاس گداشتن و خیلی رومانتیک شدن و بیش از اندازه نظر دادن و لاف زدن و امثال اینها را هم جلوی ایشون بایستی کم کرد ؛ چراکه این کارها سبب شده یک جوری اونم تلافی کنه
پویا همت (یکشنبه 06 آذر 90)
تشکرشده 3,762 در 695 پست
یکی دوباری تذکر داده ولی اون می گه داداشمه دوست دارم این کارا رابکنم حتی مادرشوهرم بهش گفت که داری گناه بزرگی رو مرتکب میشی ولی اون گفت که از نظر اون گناه نیست
از اونجایی که من احترام خانواده شوهرم رو خیلی دارم مادر شوهرم منو خیلی دوست داره که به خاطر یکسری حسادت های جاری ام او دیگر پیش کسی به من ابراز محبت نمی کند و حتی با زبان بی زبانی به من گفت پیش بقیه به تو نمی تونم محبت کنم ولی اگه تنها بودیم همه اینهارو برا جبران می کنم ترس هم اینقدر
خواهرشوهرم با این رفتارش حتی باعث شد که جاریم هم پیش ما راحت باشد و با تاپ و شلوارک ظاهر شود و وقتی که بهش گفتم تو باعث این حرمت شکنی شدی به من گفت تو هنوز فرق بین شلوارک رو با برمودا نمی دونی این حرف رو نزن تا اینکه توی یک جمعی که شوهر خواهرشوهرم نبود جاریم با شلوارک ظاهر شد و خواهرشوهرم به او گفت که حرمت پدرم رو نگه دار و این یک داغ دیگه ای بود که به دلم گذاشت چون تنها نا محرم به جاریم شوهر من بود نه پدر شوهرم![]()
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
نوشته اصلی توسط پویا همت
از دوست خوبمون پويا همت ممنونم اومدم همينا رو برات بنويسم كه ايشون كارمو راحت تر كردن
به قسمتاي قرمز دقت كن خانمي
گلنوش67 (یکشنبه 06 آذر 90)
تشکرشده 3,762 در 695 پست
پویا عزیز ممنون از راهنماییت
ولی من آنقدر بی شیله پیله هستم که اصلا این کارها رو زیاد انجام نمی دهم من هم به دیگر اعضا خانه نگاه می کنم و وقتی خانومها جدا می شینند من هم با انهایم و وقتی پیش شوهرانشون می نشینند من هم پیش شوهرم می نشینم نمی دانم مشکل از کجاست حقیقتش یک مدت همه چیز حل شده بود ولی او دوباره داره شروع می کنه ایا دوباره با کم محلی من بدتر میشه؟
من یک چهره ی جذابی دارم که بارها و بارها از زبان دیگران شنیده ام و متانت و چهره ی آرامم همه را به خود جلب می کند به خاطر هین احساس می کنم او دوست دارد به همه بگوید که من باطنم بد است ولی خدا می داند که من ظاهر و باطنم یکی است
در ضمن خوب او می توانداین شوخی ها رو با من انجام دهد همانطور که با جاریم انجام می دهد
و اینرا هم بگویم که این وسط جاریم هم مشکلات زیادی بوجود آورد
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
من آخرش نفهميدم اين خواهر شوهر شما كدوم طرفيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نوشته اصلی توسط 861010100
گلنوش67 (یکشنبه 06 آذر 90)
تشکرشده 3,762 در 695 پست
دوستان عزیزم از همه شما تشکر می کنم
ولی باور کنید من حساس نشدم فقط می گم فکر نکنم خواهر وبرادر اینقدر دیگه زیادی صمیمی باشند ازو اونجایی که من برادر ندارم و نمی دونم بین خواهر و برادر ها چی می گذره منو بیشتر راهنماییم کنید چون یکبار کم محلی کردیم اوضاع بدتر شد و حتی الان دیگه خواهر کوچکترش رو هم با اوضاع بدتری می بینم ایا واقعا شما هم با برادرانتان اینگونه هستید
خواهر شوهرم دوست داره فقط خودشو و خواهرش جلوی ما این طوری باشند ولی موندم که چرا با اون یکی برادرش اینطوری نیست
چشمک (یکشنبه 06 آذر 90)
تشکرشده 1,873 در 399 پست
عزیزم خودتوناراحت نکن .به این فکرکن که شوهرت هم میدونه که کارای اونااشتباهه وهردوتون توی یک جبهه هستید.فقط بایدیکم خودتوبزنی به بیخیالی تاروی خواهرشوهراتوکم کنی.![]()
mahi91 (یکشنبه 06 آذر 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)