
نوشته اصلی توسط
جاذبه
وقتی شما دوستان و یاران عزیز که ذهنتون باز و فعاله جدایی رو بیهوده وطلاق رو منع میکنید از پدر مادرم چه انتظاریه.همه میخان آدم چشمشو رو واقعیت ببنده و کوتاه بیاد و بسازه.با کسی که هم کفو اون نیست فقط به این خاطر که طلاق حرومه و استدلالشون اینه که *حیف زندگیتوخراب کنی*. بیاید یه کاری کنیم یکی از دوستامونو با تمام خصوصیات و ویژگیهای اخلاقیش در نظر بگیریم بهتره این فرد از جمله دوستانی باشه که معمولا باهاش سر و سنگین هستیم و صمیمیتی بین شما نیست و خصوصیاتی داره که باب دندون ما نیست ,ببینید میتونید یکچنین فردیو با این ویژگیها بعنوان همسر انتخاب کنید و یه عمر با کسی که در تضاد اخلاقی با شماست وبه نوعی صمیمیت و علاقه ی لازمه در شما وجود نداره زندگی کنید.چون روانشناسها میگن همسر آدم باید مثل بهترین دوست آدم باشه.اینو میدونم که در زندگی برای ایجاد هماهنگیه جسمی و روحی گذشت زمان لازمه و برای موفق شدن باید بردبار بود.منم 2 سال صبر کردم .به نظرم ادامه دادن به یه زندگیه یکنواخت بیهودست و نتیجه ش این میشه که بذز بی اعتمادی رشد میکنه و زن و مرد برای جبران کمبودهاشون مجبورن فقط حسرت بخورن.همیشه طلاق بد و زشت نیست گاهی درسترین راه حله.معیارهای من برای یک زندگیه استاندارد:لیاقت احترام صمیمیت و رفاقت صداقت تفاهم و درک متقابل خلوص نیت خداترس وفاداری تحسین علائق دو طرفه عطوفت و مهربانی احترام و اعتماد غم خواری سازگاری ادب و نزاکت سخاوت :وقتی منم این خصوصیات رو در مرد زندگیم جستجو میکنم و فقط به 2 مورد ازینها دست پیدا میکنم میتونم ادامه بدم؟ احتمالا منم زن خوبی برای اون نیستم و نتونستم اونجور که باید و شاید راضیش کنم اما اونم هیچوقت سعی نکرد دل منو بدست بیاره.اصلا با این روش که مرد رو طبق میل خودمون تربیت کنیم موافق نیستم من نهایت در چند تا مورد کوچیک بهش کنم مثلا ادب یا احترام یا صداقت اما آدما که مثل رباط نیستن که ما بهشون برنامه بدیم تا طبق خواسته ی ما رفتار کنن.بهتره دیدمون رو راجعه طلاق تغیر بدیم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)