بله تا اونجایی که من می دونم فقط نوافن مصرف می کنه و اون روزی که باهم بودیم اولش گفت کمی سردردم منم گفتم تحمل کن. چون خودمم هیچ وقت با یه سردرد ساده قرص نمی خورم و بعدش دیدم اون بی تابه خواستم واسش استامینوفن بگیرم که گفت نه من باید نوافن بخورم و ... با کنجکاویهای من مجبور شد بگه میگرن داره و گفت از اواخر راهنمایی اینطوری بوده....نوشته اصلی توسط یک زن امیدوار
بیشتر شده زمان با هم بودنمون و رفتاراش عادیه طوری نیست که مشکوک شم.
من میگم نکنه من خیلی سخت می گیرم. چون همه بهم میگن در ازدواج خیلی سخت میگیری. به محض دیدن یه عیب کوچولو از یکی زود درجا میزنی...
خیلی معصومه و اگه بگم که دیگه ...نوشته اصلی توسط ليلا موفق
یه بار یه حرفایی بهش زده بودم (البته کمی با تندی) و بعدش فهمیدم خیلی گریه کرده ...
با هم 7 سال تفاوت سنی داریم
دختر با نشاط و شادابیه... از این نظر مشکلی ندارهنوشته اصلی توسط tasnime_elahi
من دقیقا همین فکر رو دارم.نوشته اصلی توسط tasnime_elahi
میگم چرا این به خودش نمی رسه!!!
البته داره درس میخونه و پزشکی هم میخونه ولی نمی دونم یا اون اصلا براش اینطور چیزا مهم نیست یا من خیلی حساسم.
بهش گفتم واسه عادتش و سردردش بره دکتر می گه قبلا رفتم و حتی سیتی اسکن شدم و دکتر گفته مشکلی نداره و ازدواج کنی خوب میشه...
اینهم بهتون بگم...
دختر خیلی مهربونیه و خیلی اخلاقامون با هم سازگاره...
دختر قانع و مظلومیه.
خیلی دوستم داره. دلم نمیاد با حرفام اذیتش کنم.
هر وقت ازش انتقاد می کنم ، فقط گوش میده و هیچی نمیگه.
اصلا حرف نمیزنه. البته اینطور نیست که بی حال باشه و بی خیال. ولی اصلا اهل گله و شکایت و گیر دادن و اینطور چیزا نیس.
باباشم همینطوریه. اصلا حرف نمیزنه. خیلی پدر دخترارو دیدم که به پسری که میاد خواستگاری دخترشون گیر می دن ولی باباش اصلا گیر نمیده و مامانشم همینطور.








علاقه مندی ها (Bookmarks)