راستش قلبم شکسته
انگار یه سوراخ بزرگ وسط قلبمه که نمیتونم ترمیمش کنم. من واقعا خودمو مقصر میدونم و پای این اشتباه ایستادم. دلم برای عشق پاک و مظلومم تنگ میشه. عشقی که به پای کسی ریختم که هیچ وقت منو نمیخواست. خودم کردم. خودم عشقمو به لجن کشیدم.
واقعا پر از خشم شدم. باورمیکنی دلم چقدر میخواد جیغ بزنم؟ چقدر میخوام از اینجا دور بشم . از ادمای دور و برم؟
چطور باید خودخواه بشم؟ زمانی که احساس میکنم اونقدر تحقیر شدم و اونقدر آزرده شدم که دلم پوسیده و از اونچه که سالهای قبل بوده ام دور شدم؟؟
دیروز که داشتم محل کارمو ترک میکردم یه دفه یه اس ام اس ازش بهم رسید. خودش بود. انگار برق سه فاز بهم وصل کرده باشن. طوری که نتونستم درست راه برم و اگه همکارم نبود از پله پرت میشدم. مجبور شده بودم گوشیمو روشن کنم. فراموش کرده بودم دوباره خاموشش کنم.
برام نوشته بود : سلام خوبی؟
نمیدونم چی میخواد . چه منظوری داره. خودش میدونه که چه رنجی میبرم اما این کارو میکنه.
جوابی ندادم و دوباره خاموش کردم. اما واقعا تا شب حالم بد بود.
علاقه مندی ها (Bookmarks)