فردی که برای ازدواج اعلام آمادگی میکند،یعنی از هر لحاظ آماده است،این فرد باید خودش را بشناسد و بر اساس شناخت از خود معیارهایش را انتخاب کند،آیا شما چنین هستید؟
اگر معیارهایتان را انتخاب کرده اید،بر اساس آن خواستگار را ارزیابی کنید،به نتیجه میرسید
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
فردی که برای ازدواج اعلام آمادگی میکند،یعنی از هر لحاظ آماده است،این فرد باید خودش را بشناسد و بر اساس شناخت از خود معیارهایش را انتخاب کند،آیا شما چنین هستید؟
اگر معیارهایتان را انتخاب کرده اید،بر اساس آن خواستگار را ارزیابی کنید،به نتیجه میرسید
keyvan (پنجشنبه 10 شهریور 90)
تشکرشده 1,334 در 350 پست
من به خودآگاهی رسیدم و معیار هامو لیست کردم
اما
به نتیجه نرسیدم.
ببخشید میشه همین سوالمو جواببدین
چرا از ما پرسیدن خونه مال خودتونه یا نه؟
من از این حرفشون ناراحت شدم
ایا حق دارم یا نه؟؟
ممنونم از همه
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
به نظر بنده در خواستگاری همانطور که خانواده عروس نسبت به مسائل اقتصادی خانواده داماد و شخص داماد اطلاعات میگیرند ،آنها هم حق دارند در این خصوص کسب اطلاع کنند، در هر صورت دریافت اطلاعات طرفین از هم هیچ ایرادی ندارد.چون لازم است
keyvan (جمعه 11 شهریور 90)
تشکرشده 1,334 در 350 پست
دوباره سلام دوستان عزیزم
من با دلایلی که دارم به این نتیجه رسیدم که جواب منفی بدم
یک بار با خودش یه جورایی رسوندم که جواب من نه هست
اما اون یه چزی گفت که منو ترسوند گفت من کارمو ول میکنم و دیگه هیچ انگیزه ای هم برای زندگی واسم نمی مونه
عذاب وجدان گرفتم.من از همون اول میگفتم بهشون که میخوام فقط یه مدت اشنا شم.تازه فقط یک ماه گذشته.
ایا من مسئول شرایط این اقا بعد از دادن جواب منفی هستم؟
در ضمن روابط ما رسمی و بدون هیچ گونه ارتباط احساسی بوده.اما خانوادش و خودش خیلی اصرار دارن
نمیدونم چه حوری بگم نه که مشکلی پیش نیاد![]()
تشکرشده 37,361 در 7,159 پست
با سلام
به نظرم شما خیلی کم در مورد ازدواج، معیارهای زندگی و آمادگی های لازم برای زندگی ، آگاهی و مهارت دارید.
شما نیاز هست مدتی مقالات ما را در مورد ازدواج دقیقا مطالعه کنید و تمرین کنید .
تردید های شما بیشتر از آنکه به او باشد ، ضمیرش به خودتون بر می گردد.
اینکه مثلا حقوق ماهیانه 400 هزارتومان کم هست یا زیاد یا متعادل ، به این بر می گردد که شخص شما چه توقعاتی از زندگی دارید. می تواند برایتان زیاد یا کم یا اندازه باشد. (اساسا حقوق و کار فرد برای ارزیابی حس مسئولیت آقا مهم هست. و گرنه این مسئله به شما به عنوان خانم که بخواهید مداخله کنید مرتبط نمی شود.)
پیشنهادم اینست که جواب مثبت یا منفی خودتون را به تعویق بیندازید و طی این مدت قویا با مشاوره های حضوری با یک مشاور خانواده اطلاعات خود را در مورد زندگی بالا ببرید و در خلال آشنایی با این آقا و خانواده اش تمرین کنید.
شما نیاز به بازشناسی دقیق معیارهای اساسی ازدواج و انتخاب همسر دارید.
اگر متناسب بودید ازدواج کنید و اگر معیارهایتان تطبیق نداشت جواب منفی دهید.
مدیرهمدردی (جمعه 25 شهریور 90)
تشکرشده 1,334 در 350 پست
وای چه قدر خوشحالم که به تاپیک من سر زدین
مرسی جناب سنگ تراشان
من خوندم مقالات سایت رو .ولی چشم دوباره میخونمشون.
همین طوره به این نتیجه رسیدم که من باید رو خودم کار کنم
ولی این آقا هم معیاراش واسه من کامل نبود نمیدونم شاید من پر توقع هستم
اخه با اون حقوق که زندگی خیلی سخت میشه.من مادی نیستم ولی واقعا سخته واسه من که راحت بودم و راحت خرج کردم.
من خیلی دوست دارم بیشتر باهاشون اشنا شم اما اونا خیلی عجله دارن و به من این اجازه رو نمیدن و میخوان سریع نامزد شیم.منم میخوام بگم منصرف شدم تا رو خودم کار کنم.
ولی میترسم مث این مورد بعدا نداشته باشم.همش تو تردیدم.
تشکرشده 115 در 52 پست
سلام
عزيزم شما الان 1 ماه با ايشون صحبت كردين و تا حدودي باهاشون اشنا شديد( از اونجاييكه خانواده ايشون عجله دارن برا نامزد كردنتون اين عجله كردنه اونها ناخاسته رو تصميم شما جه مثبت و منفي اثر ميزاره ) به نظر من ادامه اين اشنايي با اين شرايطي كه اونا مدام بخوان عجله كنن و جواب بخوان درست نيست و باعث ميشه شما نتونيد خوب فكر كنيد و باعثر ميشه تصميم عجولانه اي بكيريد .
يكبار بدون هركونه رودربايسي باهاشون در مورد درامدشون صحبت كنيد ببينيد خودشون جه برنامه اي دارن براي بعد ازدواج . ايا فكر يه شغل دومي هستن يا نه و به نظرشون همين درامد بسشونه ؟ازشون ببرسيد كه به نظرشون اين درامد از بس مخارج زندكي بر ميان ؟جه توقعي در اين مورد از شما دارن ؟
بعدش خيلي قاطع با خودشون صحبت كنيد و بهشون بكيد كه فعلا هيج جوابي با اين شرايط(عجله) نميتونيد بهش بديد و ازشون بخوايد كه يه مثلا يه ماه بهتون وقت بدن و بكيد كه تو اين مدت ميخوام توي ارامش فكر كنم و تو اين مدت هم نميخوام با هم تماسي داشته باشيم ....... بعد توي اين يك ماه بشينيد و به نكات مثبت ايشون و منفي ايشون فكر كنيد ببينيد جقد از معياراتونو داره ايا فقط با درامد ايشون مشكل دارين؟نكات مثبت ديكش براتون اينقد بررنك هست كه بخاطرش حاضرباشيد از بعضي خواسته هاتون بكزريد ............
اينو از رو تجربه خودم ميكم عزيزم كه به هيج عنوان صرفا رو عجله اونا جواب مثبت و منفي نديد
(به نظر من اكه واقعا همه معياراتونو دارن و به دلتون ميشينن فقط بخاطر درامدشون جواب منفي نديد جون اكه شغلشون طوري باشه كه جاي بيشرفت داشته باشه و خودشون هم تمايل بع بيشرفت داشته باشن اين مشكل در اينده حل ميشه )
موفق باشي خانمي![]()
aramesh_1390 (پنجشنبه 07 مهر 90)
تشکرشده 1,334 در 350 پست
سلام دوستان مهربونم
دلم واسه همین خواستگارم تنگ شده
چند بار تماس گرفتن و من گفتم الان امادگی ازدواج ندارم
وی الان یه جورایی پشیمون شدم شاید به خاطر اینه که حس تنهایی بدی بهم دست داده و کلا نا امید شدم.
ناامید از زندگی و به پوچی رسیدم.دوست دارم زندگیم تموم شه.یه جورایی خسته شدم
(شاید به خاطر مشکلاتی هست که تو این چند وقت واسم پیش اومده)
ولی اصل حرفم اینه که دلم براش تنگ شده(وای چه قدر من احساسی فکر میکنم)
خیلی به من التماس کرد ولی گفتم نه.میگم شاید نفرینم کردهکه این جوری شدم؟؟؟
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
به نظرم میرسه شما هنوز تکلیفتون رو با خودتون و معیارهاتون مشخص نکردید. مطمئنا هیچ کس به موردی که صد در صد مطابق معیارهاش باشه نمیرسه. ولی این خود شمایید که باید ملاکهاتون رو امتیاز بندی کنید. ببینید چی براتون مهم تر هست. حقوق ظاهر خانواده اخلاق یا....
ضمنا توقع نداشته باشید زندگی یک زوج جوان که تازه شروع کرده اند در حد زندگی پدر و مادر شما باشه که یه عمره دارن برای زندگیشون تلاش میکنن. هر زندگی آروم آروم و پله پله و با همکاری و همراهی دوطرف جون میگیره. شما در زندگی آینده تان باید این رو مدنظر داشته باشید که ازدواج نکرده اید که همسرتون هرچی شما میخواید براتون فراهم کنه بلکه ازدواج کرده اید که همراه با هم یک زندگی خوب بسازید.
به نظر میرسه احساساتی دارید فکر میکنید نه منطقی.
الان هم که ایشون دوباره قضیه رو مطرح نکردن دیگه بهشون فکر نکنید و بیشتر روی ملاک ها و مهارتهای خودتون کار کنید.
موفق و خوشبخت باشید.
Pooh (جمعه 08 مهر 90)
تشکرشده 1,334 در 350 پست
امیدوارم بتونم در موقعیت هایی که هیجانی میشم تصمیم درست بگیرم و اسیر احساسات نشم
الان که به نوشته های بالا نگاه میکنم باورم نمیشه این من بودم که این قدر احساسی فکر میکرم؟؟؟
ولی به به یه نتیجه رسیدم
خوبی ها و بدی ها و خوشیها و غم هاهیچ کدوم پایدار نیستند و همشون میگذرن.فقط باید زمان بگذره.
نباید با هر خوشی خیلی خوشحال و با با هر غم ناراحت شد و خودمون رو ببازیم
زندگی در گذره.مهم اینه که تو اون شرایط بهترین تصمیم رو بگیریم و عمل کنیم.
شوکا (یکشنبه 10 مهر 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)