به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 اسفند 91 [ 18:19]
    تاریخ عضویت
    1390-5-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,779
    سطح
    24
    Points: 1,779, Level: 24
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    742

    تشکرشده 756 در 179 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: باز هم سفرهای تابستانه خانومانه مادر و دوستاش

    آقای خارپشت به نظر من به هیچ وجه به این سفر نرین
    اگه امیدی باشه که نظری مثبت بشه این امر توسط مادرتون صورت می گیره اگرم امیدی نباشه رفتن شما تاثیری نخواهد داشت.
    به هر حال شما در صورتی که به این سفر برین دائم احساس زیر نظر بودن می کنید و به هیچ وجه آرامش نخواهید داشت پس از سفر فکرتان اون قدر مشغول سفر هست که عملا تا مدتی بعد از برگشت هم قادر به کار بر روی پایان نامه تان نخواهید بود.
    ضمن این که معمولا در چنین رفتارهایی معمولا دو برداشت متفاوت از طرف خانم ها صورت می گیره: یکی این که از مسئولیت پذیری و مهربانی طرف تعریف می کنند و او را به خوبی می شناسند و دیگر این که برعکس او را به چشم یک "نوکر" نگاه می کنند و شخصیتش را نمی پسندند! (من هر دوی این دیدگاه ها را از خانم ها شنیده ام )
    شما نمی دانید کدام برداشت ایجاد می شه اما اگر امیدی باشه حتما حضور مادرتون همون تاثیر را خواهد داشت و در غیر این صورت هم حضور خودتان بی تاثیره
    مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى (پیامبر اکرم ص )

  2. کاربر روبرو از پست مفید بچه مثبت تشکرکرده است .

    بچه مثبت (دوشنبه 24 مرداد 90)

  3. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: باز هم سفرهای تابستانه خانومانه مادر و دوستاش

    سلام

    مادر معتقده ریحان و تا حدی مادرش به این وصلت راضین و مشکل فقط استاد
    استاد هم شما رو خوب میشناسند و هم ریحان رو , شاید شاید دلیل مخالفتشون معقول باشه و به چیزایی توجه می کنند که سایرین بی توجهند. شاید واقعا الان زمان مناسبی برای ازدواج دخترشون نباشه و این موضوع وابستگی چندانی به شما هم نداشته باشه.

    اینو نگفتم که ناامید بشید , گفتم که شاید تو برنامه ریزی هاتون در این جهت تاثیر داشته باشه.



  4. 2 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (پنجشنبه 27 مرداد 90)

  5. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: باز هم سفرهای تابستانه خانومانه مادر و دوستاش

    سفر کنسل شد :(مثل اینکه مادر ریحان مشکلی براش پیش اومده و نمیتونه بیاد البته از اولش هم خیلی جدی قبول نکرده بود
    به احتمال زیاد پدر ریحان موافقت نکرده
    اما در مورد سن ریحان
    ریحان نوزده ساله است اما رفتار بچگانه یا ساده لوحانه ای نداره و بدون فکر کاری نمکنه یا حرفی نمیزنه ، این خیلی برام مهمه
    من تا قبل از پایان ترم مطالب درسی و غیره رو براش میل میکردم و گاهی وقتا چند بیت شعر یا نوشته خودم رو بهش ضمیمه میکردم
    حتما در جریان هستین رابطه ما یه مدت خیلی خوب نبود ولی بعد دوباره به حالت عادی برگشت
    بعد از اون ازش اجازه خواستم که در طول مدتی که همدیگرو نمیبینیم (تعطیلات تابستون ) مطالبی رو که دوست دارم بازم براش میل کنم و ارتباطمون حداقل از جانب من قطع نشه
    اما اون گفت اگه اینکارو نکنم بهتره :(
    ایمیلی که به بچه های کلاس و همینطور ریحان داده بودم رو بعد از این قضیه دیگه چک نکردم
    تا اینکه چند روز پیش خیلی اتفاقی دوباره اونو چک کردم
    یه متن کوتاه برام گذاشته بود که توش بابت رفتاری که نسبت به من داشت عذرخواهی کرده بود ، اخرشم دوبیت شعری رو که من قبلا براش فرستاده بودم به همراه دو بیتی که خودش اضافه کرده بود گذاشته بود
    تاریخش مال یه ماه پیشه ، من یه ماه بهش جواب ندادم !
    ریحان هنوز هم به من علاقه دارم حالا دیگه هیچ شک و شبهه ای نمونده
    و اما پدرش ، اخرین باری که دیدمش حدودا بیست روز پیش بود خیلی باهم حرف زدیم و به اینجا رسیدیم که بهتره این قضیه دو یا سه سال دیگه پیگیری بشه
    و اینکه من میتونم تو این مدت به کسای دیگه هم فکر کنم اما قطعا ریحان خواستگاری رو نمیپذیره ، وبعد از این مدت هم هیچ تضمینی وجود نداره که ریحان با من ازدواج کنه
    منم قبول کردم که دیگه باهاش هیچ ارتباطی نداشته باشم ،تو دانشگاه نبینمش و احیانا سعی نکنم باهاش تو اینترنت هیچ نوع ملاقات مجازی داشته باشم

    اما حالا نمیدونم باید چکار کنم
    نمی خوام دوباره قضیه خواستگاری رو با پدر ریحان مطرح کنم
    به قول شما شاید استاد چیزی میدونه که من نمیدونم
    حتی نمیتونم جواب ریحان رو بدم چون به استاد قول دادم

  6. 7 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    meysamm (پنجشنبه 27 مرداد 90)

  7. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: باز هم سفرهای تابستانه خانومانه مادر و دوستاش

    سلام خارپشت عزیز،

    امیدوارم از دیشب تا الان براش جواب نفرستاده باشی:)
    به نظر من اگه الان برای ریحان خانم چیزی بنویسی، اوضاع بدتر میشه.
    یک ماه پیش اونو نوشته. شاید از اینکه براش جوابی ننوشتی ناراحت شده باشه. اما تا الان که یک ماه گذشته، دیگه با جواب ندادن ِ شما کنار اومده.
    ضمن اینکه خودت هم گفتی که به پدرش قول دادی.
    پس دیگه زیاد بهش فکر نکن.
    (هرچند مطمئنم تا الان همه ی متنی که برات فرستاده بود رو حفظ شدی:) )اما دیگه نخونش تا وسوسه نشی که براش جواب بفرستی.

    سفر هم که کنسل شد یه جورایی راحت شدی دیگه از اینکه تصمیم بگیری بری یا به پایان نامت برسی.:)

    در مورد عصبانیت و این جور مسائل هم اگه دوست داشتی یه تاپیک دیگه باز کن و با جزییات بیشتری توضیح بده تا اگه کمکی از دستمون بر میومد، بیایم کمک

  8. 3 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (شنبه 29 مرداد 90)

  9. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: باز هم سفرهای تابستانه خانومانه مادر و دوستاش

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون
    سلام خارپشت عزیز،

    امیدوارم از دیشب تا الان براش جواب نفرستاده باشی:)
    به نظر من اگه الان برای ریحان خانم چیزی بنویسی، اوضاع بدتر میشه.
    یک ماه پیش اونو نوشته. شاید از اینکه براش جوابی ننوشتی ناراحت شده باشه. اما تا الان که یک ماه گذشته، دیگه با جواب ندادن ِ شما کنار اومده.
    ضمن اینکه خودت هم گفتی که به پدرش قول دادی.
    پس دیگه زیاد بهش فکر نکن.
    (هرچند مطمئنم تا الان همه ی متنی که برات فرستاده بود رو حفظ شدی:) )اما دیگه نخونش تا وسوسه نشی که براش جواب بفرستی.


    سفر هم که کنسل شد یه جورایی راحت شدی دیگه از اینکه تصمیم بگیری بری یا به پایان نامت برسی.:)

    در مورد عصبانیت و این جور مسائل هم اگه دوست داشتی یه تاپیک دیگه باز کن و با جزییات بیشتری توضیح بده تا اگه کمکی از دستمون بر میومد، بیایم کمک


    نه چیزی براش نمیفرستم
    یه مدت صبر میکنم ، بعد دوباره با پدرش صحبت میکنم
    میدونه که دوسش دارم لازم نیست چیزی براش بفرستم
    الان ارامش بیشتری دارم
    واین همون چیزیه که الان بهش نیاز داشتم
    شاید اگه یه ماه پیش این میلو میدیدم خیلی چیزا تغییر میکرد
    شاید اون چیزی که بنظر شر میاد خیری درش باشه
    مطمئنم که مصلحت همین بوده
    صبر میکنم

  10. 4 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    meysamm (پنجشنبه 27 مرداد 90)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. استادم را که عاشقانه دوستش داشتم داره ازدواج میکنه
    توسط afsaneh20 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 مرداد 93, 18:31
  2. داستان زندگی النا ( نیاز به همدردی دوستان گلم دارم )
    توسط Elena1994 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 اردیبهشت 92, 22:34
  3. استرس شدید در مواجهه با دوستانم!!!
    توسط اسناء در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 22:24
  4. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 03 بهمن 91, 23:59
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 خرداد 87, 21:05

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.