سلام به همه دوستان
من 33 سالمه بايد بگم كه از دوره مجردي واقعا خسته شدم ... بظاهر ادم موفقي تو اجتماع هستم ولي دارم دلمردگي و بي انگيزگي شديد و در خودم احساس ميكنم .
واقعيت اينه كه تا 23 سالگي اصلا نميدونستم ازدواج چيه .. در عالم بچگي خودم ، از خيلي مفاهيم اينچنيني سر در نمياوردم .. ولي بايد بگم از همون بچگي ادم عاشق پيشه و رويايي بودم .
تا 28 سالگي ايده ال گرا بودم .. تا 30 سالگي رومانتيك ... تا 33 سالگي دنبال حقايق زندگي و الان دلزده
با اين شرايطه كه هر طور شده به خاستگارم قصد جواب دادن دارم
البته 1سالي هست كه ميشناسمش .. من اصلا دوسش ندارم ... ولي اون ابراز علاقه اش طبق طبق
من موندم با اين رفتار خشكي كه از خودم نشون ميدم و بد خلقيام چرا نميزاره بره
واقعيت اينه كه از من خيلي پايين تره .. خيلي هم پسر تنبليه ..
ولي از اونجايي كه خسته ام ............ ميخوام ازدواج كنم .... حداقل حسنش اينه كه
(شما كه سالهاي زيادي مجرديد .. ميدونيد حسنش چيه ... شما دركم ميكنيد .. )
از ادم هاي جورواجور رنگارنگ ... از تنهايي ... از ادمهاي سو استفاده چي پررو .. از ناديده گرفتن نيازهام و از ...خيلي كارها كردم كه شرايطم و تغيير بدم ... .
ميخوام ديگه دل بدريا بزنم و ازدواج كنم
خواهش ميكنم ... نه و نبايد و اشتباهه خالي نگيد ... دنبال راه حلم
كلا ادم درجستجويي هستم








علاقه مندی ها (Bookmarks)