عزیزم همسرتون که حالا قصد ازدواج ندارن؟ خودت به فکر آیندت باش درستو بخون دنبال کار هم باش از یک بزرگتر که خانوادت قبولش دارن بخواه که با خانوادت صحبت کنن تصمیم درستی بگیری
خانوادتو اذیت نکن تا راضی به بدبختیت نشن
تشکرشده 358 در 196 پست
عزیزم همسرتون که حالا قصد ازدواج ندارن؟ خودت به فکر آیندت باش درستو بخون دنبال کار هم باش از یک بزرگتر که خانوادت قبولش دارن بخواه که با خانوادت صحبت کنن تصمیم درستی بگیری
خانوادتو اذیت نکن تا راضی به بدبختیت نشن
hamdam 96 (سه شنبه 18 مرداد 90)
تشکرشده 2,035 در 738 پست
سلام آهوي تنها
به نظرم با توجه به شرايط خودتون و شوهرتون بهترين كار جدايي است. چون پس از ازدواج اوضاع شما بهتر كه نخواهد شد هيچ كه بدتر خواهد شد.
آيا خانوادتون از مشكلات همسرتون اطلاع دارند؟
سطح اخلاقي و فرهنگي خانواده خودتون در چه حدي است؟
ليلا موفق (سه شنبه 18 مرداد 90)
تشکرشده 3,442 در 1,036 پست
سلام عزیزم
حتما پیش یه مشاوره حضوری برو و با مشاوره تصمیم درست برای زندگیت بگیر......
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
eghlima (سه شنبه 18 مرداد 90)
تشکرشده 379 در 146 پست
با سلام آهوی تنها
شما چند سالتونه؟ و همچنین شوهرتون چند سالشونه ؟
شما ملاکها و معیارهای ازدواجتون با ایشون چی بوده و چرا با هاشون ازدواج کردید؟؟؟؟؟؟؟؟
چطور با هم آشنا شدید ؟؟؟؟؟؟
ببخشید عزیزم این سوالات رو جواب بدهید تا بتونیم راهنمایی کنیم. ممنون
mamosh (سه شنبه 18 مرداد 90)
تشکرشده 6 در 2 پست
سلام مموش مرسی از توجهت،من ۲۶ شوهرم ۳۰،خیلی مهربون بود خیلی دوستم داشت
خیلی امید به زندگی بهم میداد تا عقد کردیم همهچیز خراب شد
اصلا مقید نیست همش رفیق بازی میکنه محبت نداره سرد مزاجه همش مامانش واسه ما تعیین میکنه که باهم باشیم یا نباشیم
میگه تو عقد خوب نیست
هی واسش سرگرمی درست میکنن کار دستش میدن
ولی انگار نه انگار من هستم...الانم که هی مامانش زنگ میزنه میگه بیاین توافقی جدا شین:0:160
روز بخیر لیلا جان خانواده محترمو بزرگی دارم جدایی واسشون مسالهٔ سنگینی هستش دا دا شم غیرتی هستندراه براه سرکوفتم میکنن
با اینکه میدونن کتکم میزنه از ترس جدایی میگن شوهرته حق داره ولی نمیدونم با فتنههای مامانش چه کنم؟؟
خیلی نفوذ داره رو شوهرم...نقش مثبتیم نداشته تا بحال جوریکه همه متوجه شدن واقعا موندم سر دوراهی...
تشکرشده 2,035 در 738 پست
خانوادت مي دونن شوهرت مشروب مي خوره و روزي 2 پاكت سيگار مي كشه؟؟؟؟؟؟
خانوادت مي دونن مامانش بهش مي گه بيشتر مشروب بخور؟؟؟؟؟؟/
خانوادت مي دونن به شما تهمت زدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مي دونن .......................................؟؟؟؟؟ ؟
آيا جدايي شما براشون از اين موضوعات سنگين تره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
ليلا موفق (شنبه 22 مرداد 90)
تشکرشده 6 در 2 پست
مرسی همدم جان نمیدونم چیکار کنمتمام دلخوشیم همین درسم که خدارو شکر تا الان که سر زندگیم نرفتم معدل بالام
میترسم برم توی زندگی درسمو بگیرن آخه اولای عقد خیلی میگفت درستو ول کن حق نداری دانشگاه بری و اذین حرفا...هم خودش هم غیر مستقیم مامانش که مثلا زن معنی نداره درس بخونه
باید بشینه تو خون تا شوهرش درس بخونه...در صورتیکه یه قرونم خرج درسم نکرده حمایتای مامانم منو تا اینجا کشونده
![]()
تشکرشده 2,035 در 738 پست
رودر وايستي را بگذار كنار شرايط ات را كامل براي خانوادت تشريح كن.
مطمئن باش اونا حمايتت مي كنن.
ليلا موفق (سه شنبه 18 مرداد 90)
تشکرشده 6 در 2 پست
بله همه اینرو میدونن لیلا جان همه چیزو کامل میدونن لیلا جان
از همه سنگین تر تهمتشون که آتیشم میزنهمامانش خیلی راحت حرفاشو انکار میکنه
پسرشم حسابی پشتشه
اینا میخوان من مهریمو ببخشم خانوادم گنه دارن اینا خیلی عجیب بی مسولیتن همش میگن جلسه بگیرین جلسه بگیرین مسئلهرو تمام کنیم با جدایی توافقی
که من مهریم بخشیده بشه
تشکرشده 2,035 در 738 پست
مهريه ات را نبخش ولي برو مشاوره اگر مشاور صلاح دونست به جدايي فكر كن.![]()
ليلا موفق (سه شنبه 18 مرداد 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)