w0w!!
یک لحظه فکر کردم به عنوان متهم تو دادگاه منتظر صدور حکم ایستادم!!
@شب نم
همونطور که قبلا هم گفتم من به بازی علاقه ای ندارم. اما ایشون اینطوری رفتار می کردن. اگر ایشون غیب می شدن طبیعتا من دو برابر اون زمان رو غیب می شدم. همونطور که گفتم ایشون جواب تلفنش رو نمی داد بعد چند بار من بی خیال می شدم و بعد از یک مدت خودش تماس می گرفت و اگر من نبودم شاکی هم می شد!!!! آیا باید روزی 50 بار پاپی می شدم؟؟
بهرحال قصد توجیه کردن چیزی رو ندارم؛ اینکه چیزی غلط هست یا درست. اینجا فقط دنبال یک راه حل می گشتم. همین!! (البته قبول دارم مشکلاتی دارم، من لاجیکم فازی ولی اکشنم باینری هست.)
اما موضوع برای خودم هم جالب شد، من می دونستم که با گذاشتن این پست قطعا مورد لطف قرار خواهم گرفت (با شناختی که از خانم ها دارم). جالبه من چندتا دوست خانم هم دارم وقتی با اونها هم صحبت می کردم راجع به همین موضوع (من راجع به مسائلم تو صحبت با دیگران کلا راحتم)، دقیقا عکس العمل شما رو داشتند (البته اونهائی که مسن تر هستند دیدگاهشون یخورده فرق داره).
و جالب تر اینکه دوست های آقائی که دارم دیدگاهشون شاید نه دقیقا نقطه مقابل خانم ها اما راجع به این موضوع کلا فرق داشت (هیچ کدوم یکسان نبود دیدگاهشون با هم ولی با خانم ها فرق داشت و هر کدوم یه دیدگاه جدید داشتن نسبت به من) غیر از این بود فکر می کردم مشکلی دارم!!
@tell me
فقط من یک سوال برام پیش اومد؟ چه جوری فهمیدین من اعتماد به نفسم به نظر بالا نیست؟؟
راجع به عقاید هم بگم ایشون مذهبی نبودن، من هم آدمی هستم که اصولا به دین و مذهب اعتقادی ندارم ولی با مذهب و آدم های مذهبی هم مشکلی ندارم. من آدمی هستم شدیدا اهل مطالعه و سعی می کنم همه چیز رو از راه علمی برای خودم جا بندازم، اگر نشد اون موقع می رم سراغ فلسفه!! (در واقع اعتقاد من اینه که هر چیزی که قابل اثبات و مشاهده باشه علمه در غیر اینصورت فلسفه است). من با وجود چندین سال درس خوندن انصراف دادم از دانشگاه و دوتا رشته مختلف تحصیلی داشتم و هیچ کدوم رو تموم نکردم. ایشون هم دو رشته تحصیلی درس خوندن که بر خلاف من مدارکشون رو گرفتن.
من خیلی زود کار رو شروع کردم و کلا از لحاظ کاری با سابقه ام (با وجود نداشتن نیاز مالی 17 سالگی). ایشون هم مثله بنده از سالها پیش کارمند بودن و همزمان با درس به کارشون ادامه دادن.
اصولا آدمی هستم که تا حالا اهدافم و کارم در بالاترین درجه اهمیت برام قرار داشته و خیلی از چیزها رو همیشه فدای اولویت هام کردم. من هر جا که بودم همیشه یا تاپ ترین بودم یا سعی کردم که بهترین باشم. البته به اکثریت خواسته هام رسیدم و آخرین خواسته بزرگ رو هم که داشتم ایشان در به ثمر رسیدنش خیلی تاثیر گذار بودن و مطمئنا ایشون نبودند انجام نمی شد به خاطر شتاب و انگیزه ای که ایجاد کردند (جالبه یه شب خواب دیدم و برای خودش هم تعریف کردم، که در آینده خیلی نزدیک مجبور می شم بین تو و اون هدف یکی رو انتخاب کنم (ایشون می گفت که علم تعبیر خواب داره) و دقیقا همین اتفاق هم افتاد زمانی که اولین گام رو برای رسیدن به اون هدف برداشتم از دستش دادم). الان هم احساس می کنم که زندگیم بیهوده نبوده و کارهای بزرگ زیاد انجام دادم، همینه که از این به بعد می خوام تازه راه و رسم زندگی رو یاد بگیرم و کار رو بفرستم گوشه (یه کم گنگ بود این پاراگراف لازم بود بیشتر توضیح می دم).
در ضمن از کودکی هم همیشه بین من و دیگران یه مرز بندی بوده و این باعث میشده که من هرجا باشم همه من رو آدم متفاوتی بدونند (شاید بیشترش به ظاهرم برمی گشته، چون من شباهتی به ایرانی ها ندارم، ما در هر نسل معمولا یکنفر رو داریم که اینجوری هست، که البته در نسل من، من و یکی از خواهرهام). من همیشه احساس متفاوت بودن داشتم و به خاطر همین هم در هر جمعی که باشم هم زود تابلو می شم و هم اینکه دیگران اذعان می کنند که تو یک آدم متفاوت هستی. همیشه هم چیزی برای رو کردن دارم که برای دیگران جذاب هست و باعث میشه کلی دوست داشته باشم و افراد راحت با من دوست می شن (با وجود اینکه توی محل کار جدیدم هیچکس از گذشته من خبر نداره و من رو کاملا نمی شناسه حداقل روزی یک بار این جمله از دیگران شنیده می شه که تو اصلا با دیگران فرق داری). اما یک سری خصوصیات هم دارم که ممکنه هرکسی با اون کنار نیاد و به خاطر همین هم معمولا بعد از یه مدت از آشنائی با دیگران با وجود جذابیت برای دوست ماندن ممکنه مشکلات و دلخوری هایی هم بین ما پیش بیاد که معمولا بعد از چند بار حل میشه و تا حالا مشکل حلی نشدنی با دیگران نداشتم (مثلا تقریبا یک ماه پیش مشکلی بین من و یکی از همکارانم که خیلی هم نزدیک بودیم پیش اومد که تا دوهفته باهم صحبت نمی کردیم، اما بعدش اوضاع به حالت عادی برگشت و الان رابطه ما با هشت ماهه گذشته کاملا متفاوته و نوع دیگری باهم برخورد می کنیم که کاملا بر پایه احترام و دوستی است).
امیدوارم اون چیزهائی رو که شما می خواستید بدونید توضیح داده باشم









شما خیلی با سخاوت هستید که دوست دارید تمام اطلاعاتتون رو رو کنید و از این بابت من خیلی از اطلاعاتتون استفاده کردم و ممنونم
.

علاقه مندی ها (Bookmarks)