به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مهر 91 [ 19:39]
    تاریخ عضویت
    1390-3-24
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    1,442
    سطح
    21
    Points: 1,442, Level: 21
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    91

    تشکرشده 92 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دکتر بینگو و ازدواج و همسر ایندم و برادر کوچولوم که مشکل ذهنی داره!

    سلام به همه...
    خوب هستید راستش تاپیک من شاید یکم خاص باشه..و نیاز به همفکری شما عزیزان دارم:

    داستان از این قراره که من به برادر کوچولو خیلی خوشگل و باهوش دارم که الان 14 سالش هست.برادر من به دلیل افتادن از دست پرستار در حین تولد به شدت سرش ضربه دیده و تشنج وکلی مشکل توی اون دوران براش اتفاق افتاده که عوارض این ضربه باعث شده مشکلات مغزی پیدا کنه...شاید تو جامعه بهش میگن عقب مانده ذهنی ولی من اصلا دوست ندارم اینحوری صداش کنم چون واقعا باهوش هست.
    برادر من توی کار های نظافتی واحتیاج به کمک داره همیشه و در راه رفتن کمی متفاوت هست(خودش تنهایی راه میره،متاسفانه اون ضربه باعث شده که قسمت های مغز که مر یوط به مسائل حرکتی اسیب ببینه ) و صحبت هم کم می تونه بکنه...
    اما اکثر بازی های کامپیوتری رو بلده انجام بده و با اکثر وسایل الکترونیکی کاملا کار میکنه..
    متاسفانه به دلیل متفاوت بودن نوع استعدا د هاش (در مواردی که باید بهش چیزی یاد بدی که دوست نداره خیلی سخته ولی چیزی که خودش دوست داره به راحتی یاد میگیره! که باز این هم از عوارض ضایعات مغزیش هست).در ایران مرکزی برای تجصیل نداشت و مدرسه نرفت.اما کار درمانی شده..
    حالا این همه حرف زدم در موردش که بگم من در آینده نزدیک که میخوام ازدواج کنم و نگران 1 موضوع هستم:
    در مرجله اول مطمئنا زندگی خانوادگی ما از یه زندگی عادی متفاوت تر هست.نوع سفر ها و نوع مهمانی ها و .... که دلیلش راحت بودن برادرم هست.در آینده من در زندگیم دوست دارم حتما برادرم رو به خونه خودم ببرم(مثلا هفته 1 بار) و مثل الان که بهترین دوستش هستم ،بازم باشم...اما نگران این هستم که ایا همسرم آیندم می تونه با این موضوع کنار بیاد و با سختی های حضور برادر من کنار بیاد.مثلا در مهمانی ها که متاسفانه بعضی ها خیلی عجیب رفتار میکنن با دیدن این بجه ها یا حضور در جامعه و... که مطمئنا بعضی اوقات براش سخت خواهد بود(من عادت کردم).

    موضوع بعدی اینه که اینگونه بچه ها با اینکه 14 سال مثلا سن دارن اما خیلی کار ها همون بچه 5-6 ساله رو میکنن و احتیاج به همون مهربانی و توجه و راهنمایی و صبر و... که برای رفتار با بچه کوچیک لازمه دارن .من می ترسم در اینده توجه من به برادرم که واقعا بهش نیاز داره،باعث تقسیم حقوق فرزند و همسر ایندم بین بردارم و اون هاابشه که مطمئنا مشکل زا خواهد بود.

    به طور کی میخوام همه این مسائل رو در مراحل اولیه ازدواجم و شناخت همدیگه به همسر آیندم بگم و کمی هم نگران بازخورد این موضوع هم هستم...
    کار درستی میکنم؟
    خانم های تالار در صورت برخورد با چنین موضوعی چه واکنشی دارند؟ممنون میشم بگید.


    پیشاپیش ممنون از همتون

  2. 4 کاربر از پست مفید DR_BINGO تشکرکرده اند .

    DR_BINGO (پنجشنبه 09 تیر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.