RE: با رفتارمادرشوهرو خواهرشوهر و جاری ام چه کنم؟
من كه بهت گفتم سارا جان
مطمئن باش دوستت دارن ولي خوب خانوادش به خاطر ارامش پسر بزرگشون اين رفتار را ميكنن
و خواهر شوهرتون هم به خاطر اين كه تو سن بلوغه و از اين كه تو حرف هاي خصوصي و اين جور چيزها بازي داده ميشه ، لذت ميبره و احساس بزرگ شدن بهش دست ميده
ولي در مورد خودتون بهتون بگم خودتون را مشتاق نشون نديد خيلي، مثلا تا بهتون زنگ زد و گفت ميام يا گفت بيا بريم باغ ذوق زده نشديد ، ميتونين خيلي رسمي و مودبانه تشكر كنين ازشون و بگين پس منتظرتم عزيزم!
و يه توصيه ديگه كه به ذهنم رسيد حالا نميدونم چقدر درسته ؟ درستيش را خودتون بايد تصميم بگيرن و بقيه بچه ها هم ميتونن كمك كنن ولي به نظرم:
حتي گاهي وقتا كه دعوتتون كردند بريد باغ به يه بهونه محترمانه مثل اين كه ميخواهيد خونه را تميز كنين يا اين چيزا كه خودتون بهتر ميدونين پيشنهادشون را رد كنين و نرين
راستي يه سوال هم دارم شما اين باغ رفتن ها و خونه پدر شوهرتون رفتن ها را تنهايي ميريد يا با شوهرتون؟
چون من به نظرم اومد كه از حرفايي كه زديد تنهايي ميريد! ميتونم اگه حدسم درسته بپرسم چرا تنهايي ميريد
لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی برنج باش و در پهنای آن، لباس.
واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی!
علاقه مندی ها (Bookmarks)