اول باید عرض کنم من هم از ایشون فرشته مهربان تشکر میکنم،واقعا تفاوت عضو فعال و کارشناس رو مشخص کردن...
و در ادامه...
شما به شدت عقلانی سازی می کنی و از طرفی خطای شناختی مطلق نگری را داری ، در خصوص این هردو برو مطالعه کن در مورد خطاهای شناختی که در همین تالار تاپیکی داریم با عنوان خطاهای شناختی و مشکلات ما .
من سرچ کردم توی نت،اما از عقلانی سازی مطلبه روانشناسی پیدا نکردم،و خطای شناختی مطلق نگری هم همینطور،البته چند تا خطای شناختی دیگه بود،اگه ممکنه لینک بدین،ممنون میشم
کد:
http://stu.sharif.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=689:1389-12-16-11-57-14&catid=336:1389-12-09-13-24-38&Itemid=689
در مورد دلایل روانشناختی و ... منع رابطه جنسی پیش از ازدواج نیز برو سرچ کن که مقالات زیادی هم در خود همدردی از جمله تاپیک مشاوره برای همه خواهی یافت هم در سایتهای دیگر .
بالاتر عرض کردم،همه دلایل حول محور شناخت نداشتن میچرخه!
بازم البته اگه لینک بدین ممنون میشم!
آیا شما تضمین می کنی که تا 5 سال دیگر زنده ای ؟
نه،تضمین نمیکنم!
ولی اگر رسما عقد کنیم،یعنی اسمم بره تو شناسنامش تضمین میشه؟
یا اگه عروسی کنیم!؟
منم همین فکر رو خیلی وقت پیش کردم،اما دیدم اگه ادم بگه از کجا فردا نمردم،دیگه هیچ برنامه ریزی و اینده نگری وجود نخواهد داشت،درست نمیگم؟
می تونی تضمین کنی هیچ اتفاقی خارج از وجود شما که باعث شود مانعی سر راه ازدواج شما پیش بیاد پیش نخواهد آمد ؟
اینم نمیتونم تضمین کنم،واسه همین از همتون خواهش کردم،و همچنان میکنم که اگه مانعی احتمالی به ذهنتون میرسه بگید که ببینم میتونم کاریش بکنم یا نه...
شما باید به ما بگویی غیر از اطمینان دو نفری شما به اینکه همدیگر را میخواهی ، از چه جهات دیگه ای اطمینان پیدا کرده ای که هیچ چیزی پیش نخواهد آمد که امکان نشدن را فراهم بیاورد ، نه ما به شما بگوییم .
با توجه به این مدت،رو خانوادشون شناخت پیدا کردم،میدونم ایده ال های مثلا پدرشون واسه مناسب دیدن یه پسر چیه،یا میدونم خانواده من از چه دختری خوششون میاد،به این نتیجه رسیدم که هم ما میخوایم،هم خانواده ها راضی هستن
من هم همه سعیم رو برای مسائل مالی خواهم کرد،این چیزایی بود که به ما ربط داره!
چیزه دیگه به ذهنم نرسید
برادر من همینکه راحت خانواده را نادیده و چنین در فحوای کلام عنوان می داری که برای رابطه جنسی تحت لوای صیغه نیاز به اذن پدر نیست خود نشونه اینه که خودخواهانه نظر می کنی و ...... حتی مصلحت دختر را با در نظر گرفتن یک احتمال کوچک برای نشدن ازدواج طی 5 سال آتی را هم در نظر نمی گیری .
اینو گفتم که مسائل دینی دیگه مطرح نشه،دین هر حرفی زده یه علتی داره،نگفته مثلا فلان کار گناه است و دلیلش به خودمان مربوط است!
گفته کاره بدیه،نکن،چون.................
هرکی اومد گفت گناهه،این نشد که اخه....
اگرم مصلحت ایشون مطرح نبود من که مریض نبودم بیام وقت شما رو بگیرم...
موضوع بحث صیغه نیست ، موضوع اینه که شما راحت به مادر این دختر ضمن اینکه اجازه بیرون رفتن را می گیری ، بگویی با اجازتون ما معاشقه هم خواهیم داشت . چون خودت خوب می دانی اون خانواده به دختر خود اطمینان می کنند که چنین روابطی نخواهد داشت ، و شما اگر ادعا کنی که او اجازه اش دست خودش است باید بگویم که پس ملاکت برای پاک بودن یک دختر سطحی است و ....... خود بخوان حدیث مفصلش را .
این مطلب خوبی بود،ولی وظیفه پدر و مادر،اجازه دادن واسه تک تکه کار های ممکن که نیست،هست؟؟!
این طرز فکره منه،نمیدونم درسته یا غلط،راهنماییم کنید
من فکر میکنم،پدر و مادر وظیفه دارن تا یه سنی فرزند رو تربیت کنند،از اون به بعد،فقط یه سری راهنمایی های کلی،هر فرد عاقلی باید توانایی تصمیم گرفتن داشته باشه،به نظر شما چه زمانی یه پسر یا دختر میتونن مستقل باشند و مستقل بر مبنای اموزه های خانواده تصمیم بگیرند؟
در میان صحبتهایت دلیل عجله برای یافتن زوج مناسب پیش از آماده شدن شرایط ازدواج را جلو گیری از خراب نشدن بیان کرده ای ( تا دختر مورد نظرت در این شرایط خراب نشده پیداش کنی ) این سخنت هم نشونه همون خطای شناختی مطلق نگری است ، هم بسیار سطحی ، ظاهراً شما خواسته ای دختری که هیچ رابطه ای تا وقتی به شما برخورده نداشته را بیابی و در کنف تسلط خودت مواظبش باشی که خراب نشود ، برادر من دخترهای دیگه هم که رابطه برقرار می کنند بخصوص در شهرهای کوچیک به همین قصد ازدواجه و کار میکشه به جاهای دیگه و می گویند ما قصدمون ازدواج بوده و ... شما هم که همون راه رو رفتی و از نظر یک پسر دیگر دختر مورد نظر شما اهل رابطه شده .
نه نه،اصلا اینطوری برداشت نکنید،شاید من منظورم رو بد رسوندم،بر خلاف بعضی ها که میگن دختری خوبه که از بچگی خودت بزرگش کنی،من این نظر رو ندارم!
با شناختی که من رو مردم شهرم دارم،میدونم هر دختری،حداقل یه دوست یا هم کلاسی داره(همجنس)که به شدت واسه اینکه طرف رو مثله خودش کنه تلاش میکنه،وارد این بحث نشید،توضیحش واقعا طولانیه،ولی من منظورتون رو متوجه شدم،اینطوری نیست
البته خودت باهاش رابطه برقرار کنی و اینرا چون شمایی خراب شدن ندانی اما همین رابطه را از پسری دیگر برای دختر طرف او خراب شدن آن دختر بدانی ......!!!!!!!
خرابی که عرض کردم،دختر هایی بودند که صرفا برای تفریح و خوشگذرانی هرزگی میکردند!
خراب به معنای واقعی،نه به صرف دوستی با جنس مخالف...
و اما مادر شما که وی را همسر شما می داند ، به او از قول من بگو بسیار اشتباه می کند چون واقعیت این نیست و ما نباید کار به فرداهای نیامده و معلوم نیست حداقلش زنده باشیم یا نه نداریم ، این دختر خانم همسر شما نیست و شما هم شوهر ایشان نیستید و هیچ تعهد قانونی و شرعی از این جهت به هم ندارید و از این لحاظ نه خودتان و نه هیچ کس دیگری عاقلانه نیست که شما را زن و شوهر بداند حال این فرد هر کس می خواهد باشد ، وقتی با این موقعیت شما را همسر هم بداند ، بی پرده می گویم که عاقل نیست و کاملا نسنجیده نظر می دهد و نظراتش در این زمینه معتبر برای استناد نیست .
من برای تعهد شرعی و قانونی ذره ای ارزش قائل نیستم،چرا که در خفا میتوان همه انها را نادیده گرفت
میگویید در خفا خدا هست؟
میشود همان بحث فردای نا معلوم،اگر قیامتی نبود چه؟
استناد من به تعهد وجدانی و انسانی است،چیزی که همه وقت و همه جا انسان را از زشتی باز میدارد
همان تعهدی که به پشتوانه آن حتی فکر اینکه خیانت بکنم هم ازار دهنده است....
ولی بخدا قسم معلوم نبودن فردا دلیل منطقی است ؟!
اگر هست یکجوری برای من روشنش کنید....لطفــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــا !
-------------------------------------------------------
1- پدر او با ازدواج شما موافقت نمی کنه! برای مثال شاید نخواهد پسری که از سادگی دخترش سواستفاده کرده، دامادش بشه. و یا دلایل دیگه.
2- شما در درس و دانشگاه نمی توانی اینقدر که الآن مطمئن هستی، موفق بشی. یا شما نمی توانی کار پیدا کنی. مثل این همه آدم دیگه که مشکل کار دارند. اینطوری باز هم نمی توانید 5 سال دیگه ازدواج کنید.
3- و اما این به نظر من بیشتر از همه امکان داره: شما 5 سال دیگه طرز فکرت با الآن عوض می شه. عشق و عاشقی هم باور کن همین 2-3 ساله و از سرت می پره و یا کمرنگ می شه. یک دفعه می بینی یک سری چیزهایی که دوست داری اصلاً در این دختر نیست. و یا یک دختر دیگه یک جا دیگه می بینی که چقدر بیشتر به تو می خوره!
1-من نمیخوام از سادگی کسی سو استفاده کنم،تورو به خدا قبل از بیان هر حرفی فکر کنید،من اگه میخواستم از سادگیش سو استفاده کنم،خیلی کارای بهتری میکردم،بهش دروغ میگفتم،میرفتم سراغ همون هرزه ها،چند سال بعد هم با خودش ازدواج میکردم،انگار نه انگار...
2-کاملا رد،راجع بهش صحبت نمیکنم
3-شما یا یادت رفته،یا نخوندی حرفای من رو!عرض کردم عشق و عاشقی در کار نیست دوست عزیز،اینکه شما میگی ماله روابط صرفا احساسیه
اگه اینطور باشه عشق و عاشقی بعد از ازدواجم میپره و بعد طلاق؟؟؟؟؟
من به فکر بیشتر خوردن نیستم،وگرنه ایشون رو میزاشتم تو اب نمک،به ادامه جستجو میپرداختم
فرض بگیریم یک دختری رو می شناسی که می دونی اون 2-3 سال با یک پسری رابطه داشته و سکس هم داشتند.
حالا هم به هر دلیلی از هم جدا شدند.
طبق صحبت هایی که کردی، حتی اگه به نظرت هرزه نباشه، ولی شما دیگه این دختر رو نجیب نمی دونی.
این واسه من خیلی ملاکه مهمیه،من حتی حاضر نیستم با کسی که رسما و شرعا ازدواج کرده و حالا طلاق گرقته ازدواج کنم
راستی من هم همین سوال tell me رو دارم.
شما به چه دختری می گی هرزه؟
بالا اینو جواب دادم
فکر نمی کنی اگر با دوست دخترت سکس داشته باشی، بعد از یک مدت خودت از او زده بشی؟
از خودت می پرسی که این چرا اینقدر راحت خودش رو در اختیار من قرار داد؟
اها،همین موضوع،نه!فکر نمیکنم زده بشم،چرا زده بشم؟!چون خودش رو راحت در اختیارم قرار داد ؟!
نه!کارشناس محترم فرمودند اشتباه،ولی ایشون واقعا با همسرم برای من فرقی ندارند... واقعا هیچ فرقی حس نمیکنم،شاید اینم یه بیماری باشه،نمیدونم...
ممکنه نسبت به او شکاک بشی و دائم فکر کنی که اون ممکنه بهت خیانت کنه، چون دیگه مانعی هم سر راهش نیست.
شاید الآن این حرف برایت عجیب باشه.
ولی این حسیه که به
اکثر پسرهایی که این راه رو رفتند، دست می ده. دوست داری تو هم این حس رو تجربه کنی؟
من این بحث رو کاملا قبول دارم،برام عجیب نیست،ولی همین اکثر پسر ها که گفتی،کسی هست که بتونه کمکم کنه بگه این اکثریت،چه ویژگی هایی دارند که من ببینم جزوشون هستم یا نه!
- بی میلی جوانان برای رابطه های بلند مدت و تشکیل خانواده ای که محیط امنی باشد برای اعضای آن و به خصوص برای فرزندان
این که باز شد همون بحث قبل،من قبول ندارم اینو که همه بخاطر نیاز جنسی ازدواج میکنن،و اگه این نیاز رفع بشه خانواده از هم میپاشه
قبل از اینکه دوباره موضع بگیری و بخواهی از خودت دفاع کنی، خوب روی حرفهای فرشته مهربان فکر کن. شاید لازم باشه چند روز راجع به این مسائل فکر کنی.
من موضع میگیرم،چون وقتی گفتم خوبی ها و بدی هاش رو بگید،همه شروع کردند به بدی گفتن،یه جوری حق به جانب که خودشون خیلی راست میگن و حتی احتمال درصدی خطا واسه حرفهایی که دلیل هم نداره نمیزارن،و در انتها همونطور که میبینید ظاهرا طلب کار هستن...
مثلا میگم بابا من شناخت دارم،میگن اگه فردا نشد چی؟کسی از فرداش خبر نداره،یا گناه داره...
اما بازم ممنونم از همتون که وقت میزارید
علاقه مندی ها (Bookmarks)