به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 09 تیر 90 [ 10:28]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    1,469
    سطح
    21
    Points: 1,469, Level: 21
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 51 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    چطور ازین وضعیت نجات پیدا کنم؟

    باسلام و خسته نباشید
    من یه همکار آقاداشتم که23سالش بود.6ماه باهم همکار بودیم.اون فوق العاده نجیب بود و باهوش.من ازش خوشم میومد اما فقط در همین حد.خلاصه وقتی از محل کارم بنا به دلایل شغلی استعفا دادم همون شب به من زنگ زد و این تماسها ادامه داشت.به شدت منو دوست داشت اگه من ناراحت بودم اون حتی گریه میکرد.منم عاشقش شدم. درمورد رشد عقلیشم باید بگم آدم منطقی ای بود وهمیشه واسه مشکلات راه حلهای خوبی داشت و پخته بود.اما خیلی آدم درونگرایی بود و میگفت نمیخواد هیچ وقت ازدواج کنه چون تنهایی رو دوست داره.اما شاید نتونه درمقابل عشق مقاومت کنه.اما مشکل اصلی اینجابود که اون یه تومور تو سرش داشت.ناامید بود اما به خاطر من دوباره رفت دنبال درمان.اما بهش گفتن که خوب میشه.یه مدت بعد شروع کرد به حرف ازدواجو پیش کشیدنو اینکه بعد از ازدواج فلان جا میریم سفر و...با داداشم قرار گذاشت و اونو دید.منو به مادرش نشون داد البته به عنوان همکارش.گذشت تا وقتیکه تو هزینه های درمانش موند.بازم نا امید شده بود وبهد گفت ما به درد ازدواج هم نمیخوریمو میخواد با مشکلش بجنگه اما فکر نمیکنه که با من بخواد به زندگی ادامه بده و تنهایی رو دوست داره.دیگه این5،6ماه آخر حرفی از ازدواج نمیزد.وضعیت بیماریش دوباره داشت بد میشد.خانوادش نمیدونستن وقبول نمیکرد بهشون بگه.من مجبور شدم قضیه رو به مادرش بگم.بدون اجازه ی خودش.اون رازداری براش خیلی مهم بود.بعداز اون ماجرا دیگه به من زنگ نزد.ما6ماه باهم همکار بودیم ویکسال دوست.ما حتی یه بارم دست همو نگرفتیم چون خودش هم مثل من نجابت داشت.مادرش یه بار بم زنگ زد و گفت که اون ازش خواسته منو از نگرانی دربیاره.مادرش گفت دکترا میگن بیماریش بزرگ نیست و خوب میشه.فقط خودشو باخته بود.3ماه ازین ماجرا گذشت و اون هیچ نه اس ام اس و نه زنگی.بعد 3ماه من بهش ایمیل دادم و اون گفت که به من اعتماد نداره و دیگه نمیتونه بم زنگ بزنه.اما ازم ناراحت نیست و حالش داره خوب میشه.از اون موقع باز میاد تو اینترنت تک وتوک باهم چت میکنیم و یا ایمیل میده.2ماهه که اینجوریه.چیکار کنم؟یعنی برمیگرده یا نه؟من دوسش دارم.دلم میخواد برگرده.اما غرورم اجازه نمیده تو ایمیل یا اس ام اس دادن پیش دستی کنم.آیا کار درستی میکنم؟تازه همونطور که گفتم چندماه آخر حرفی از ازدواج نمیزد.دلم میخواد برگرده.و واسه ازدواج منو بخواد.اصلا شدنیه؟چیکار کنم؟(اون دوهفته پیش من بهش یه اس ام اس دادم،اون برای اولین بار بعد این6ماه بهم زنگ زد.چند دقیقه صحبت کردیم.دو سه روز بعد یکی دوتا اس ام اس داد،اما بعد نوشت از اول نباید اس میدادمو ببخشید.دیگه خبری ازش نیست.نمیدونم نکنه احساس کنه من دوسش ندارم.من چیکار کنم؟من بهش اس بدم؟نمیخوام غرورمو زیر پا بذارم اما اون منو واسه ازدواج نخواد.

  2. 2 کاربر از پست مفید mahraveh تشکرکرده اند .

    mahraveh (پنجشنبه 29 اردیبهشت 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 اردیبهشت 93, 23:37
  2. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 10 اسفند 92, 22:15
  3. مادر من دچار بیماری جمعیت گریزی است. ما برای بهبود او چه راه حلی را پیش بکیریم
    توسط tasnim1 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 تیر 92, 18:58
  4. چطور قاطعیت در تصمیم گیری پیدا کنم ( برای قطع ارتباط با دوست پسر )
    توسط سارا91 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: پنجشنبه 09 شهریور 91, 03:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.