به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 24

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    * خواستگار بهم معرفی میکنن اما خبری نمیشه،چرا بعضیها اینطورین ؟

    سلام به دوستان همدردی

    اول بذارید یه دعا بکنم!
    من میگم : لعنت به هر چی اعتیاده! شما بکید آمیـــــن

    من مثلا از اینجا رفته بودم اما از اونجایی که هر معتادی تا مدتی امکان بازگشتش به اعتیاد هست منم الان توی اون دوره هستم

    خب چیکار کنم وقتی حوصله ام سر میره و نمیتونم با کسی صحبت کنم ؟

    راستش دوستان عزیز میخوام در یه موردی باهاتون صحبت کنم.
    تا حالا زیاد شده که کسی رو واسه ازدواج بهم معرفی کردن اما در همین حد!
    مثلا دوستی آشنایی یا فامیلی ، بهم گفته کسی هست با این مشخصات که قصد ازدواج داره و دختری رو میخواد با مشخصات تو.ما هم تو رو بهش معرفی کردیم و آدرس دادیم بیاد محل کار یا خونه ببینتت. اما دیگه خبری نمیشه و من نمیدونم چکار کنم ؟

    شما خودتون رو بذارید جای من میدونید که این کار کار خوبی نیست؟ هست ؟
    اینکه ذهن و فکر دختری رو مشغول کنی اما بری دیگه پیدات نشه!
    منظورم بیشتر اون کسیه که واسطه میشه و به من میگه تا خود خواستگار.چون وقتی کسی واسطه یه کاری میشه باید واقعا واسطه باشه نه اینکه یه حرفی بزنه و بره.
    چون من که نمیتونم هر روز بپرسم پس چی شد ؟
    اگه نپرسم ، خب تا مدتی ذهنم مشغوله و منتظرم و وقتی ازش خبر ینشه عصبی و ناراحت هم میشم و نسبت به اون واسطه حس خیلی بدی پیدا میکنم.
    چون کسی حق نداره با احساسات یه دختر یا یه پسر بازی کنه . خب وقتی نمیتونن دو تا جوان رو بهم معرفی کنن چرا فقط یه حفی رو میزنن و میرن ؟

    حالا حدود دو ماه میشه(درست از وقتی پدرم به رحمت خدا رفته) یکی از دوستانم در مورد آقای باهام حرف زد و گفت کسی رو میخواد دقیقا مثل تو و با سن و سال تو.گفت خواهرش همکار دوست منه و قرارره خواهرش بیا منو ببینه.
    کلی ازش تعریف کرد و پیش واسطه اون آقا هم کلی از من تعریف کرده بود.منم فقط دوستانه گفتم حالا که ما عزاداریم و اصلا نمیتونم به این مسائل فکر کنم یا به خانوادم بگم اما نگفتم قصد ندارم یا خواهرش نیاد یا ...
    اصلا هیچی نگفتم.
    اما هنوز که هنوزه خبری ازشون نشده و من منتظرم ببینم میاد یا نه ؟
    از دست دوست خودم و واسطه اون آقا هم خیلی عصبانیم و دلخور

    البته من توکلم به خداست و معتقدم تا خدا نخواد برگی از درخت نمی افته و اگه خدا نخواد من اصلا ازدواج نمیکنم و راضیم به رضای خدا و اگه خدا بخواد حتما با کسی که آرزوشو دارم یه روزی ازدواج میکنم و خوشبخت میشم.
    اما خب به هر حال منم یه دخترم مثل بقیه دخترها، منم احساس دارم - آرزو دارم -عاطفه دارم -منم میخوام حس مادری رو تجربه کنم- منم دوست دارم یه مرد به تمام معنا تو زندگیم داشته باشم که براش یه زن به تمام معنا باشم ...
    بابا منم دوست دارم ازدواج کنم، یه ازدواج موفق طبق توصیه و سفارش خدا و ائمه(ع) و با این کار نصف دینم کامل بشه و ثواب نمازهام چندین براب ربشه و ...

    شما دوستان عزیزم ، در این زمینه توصیه ای -نصیحتی - انتقادی ... چیزی اگه دارید بهم بگید با گوش جان میشنوم

    در ضمن ازتون خواااهش میکنم برام دعا کنید.(ممنون)

  2. 11 کاربر از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده اند .

    فرانک1389 (دوشنبه 29 فروردین 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.