پرستوی سفید عزیز
من قصد نداشتم اینجا بحث ایدئولوژیک کنم ولی ناچار شدم
ترجمه ایه 34 سوره ی نساء:
تفسیر مجمع البيان
ترجمه 34 - مردان، كارگزار[و تدبيرگر امور] زنانند، از آن روى كه خدا برخى از آنان را بر برخى [ديگر] برترى بخشيده، و بدان جهت كه از دارايىهاى خويش[براى تأمين زندگى زنان] هزينه مىكنند؛ بنابراين زنان شايسته [آنانى هستند كه در زندگى مشترك، همسرانشان را با رعايت حقوق و احترام متقابل ]فرمانبردارند؛ و از آن روى كه خدا [حقوق آنان را] پاس داشته است، در غياب [شوهرانشان] نگاه دارنده [اسرار و حقوق آنان و عفت و كرامت ]خويشاند؛ و آن زنانى كه از ناسازگارى [و سركشى ]آنان بيم داريد، اندرزشان دهيد، و [اگر سودبخش نبود] در خوابگاهها از آنان دورى گزينيد؛ و [اگر باز هم به حق و عدالت باز نگشتند] آنان را [به صورت انسانى و عادلانه، به عنوان تنبيه ]بزنيد. پس اگر [به منظور انجام وظايف] از شما پيروى نمودند، [هشدارتان باد كه ديگر] راهى بر[زيان] آنان مجوييد، كه خدا بلند مرتبه و بزرگ است
(مطالبی که در پایین اوردم از سایت تبیان هست)
ـ همه آیات قرآن كریم به عنوان بزرگترین معجزه پیامبر اكرم(ص)، برای راهنمایی و هدایت همه انسانها در همه زمانها تا برپایی قیامت، و به عبارتی تا آخر دنیا، آورده شده و مقید و محدود به زمان خاصی نیستند.
بنابراین، تمام آیات قرآن و همچنین آیه مورد نظر، مقید به زمان پیامبر اكرم(ص) نبوده، بلكه مخاطب آن همه انسانها، در همه زمانها و مكانهاهستند.
بله، آیات قرآن به دو دسته عمده تقسیم می شوند. بعضی از آنها بیانی ثابت و لایتغیر دارند؛ و بعضی از آنها هم بیانی در قالب مثال و اشاره است. طبیعی است كه در هر نوع بیان به گونه خاص خود باید برداشت داشت؛ اگرچه ـ همچنانكه گذشت ـ هر چه به مقتضای منطق سخن، از قرآن استنباط می شود، به هر حال، عام است و برای همه زمانها و مكانها است. به بیان دیگر، تفسیر قرآن به یك روش و منوال نیست، و لحن سخن قرآن مشخص كننده روش برداشت از آن است.
اگر چه برخی از آیات دارای شأن نزول خاص بوده، و به مناسبت اتفاق و حادثهای كه در آن زمان رخ داده است نازل شده، ولی در علم تفسیر و علوم قرآنی ثابت است كه شأن نزول نمیتواند آیه را محدود به همان مورد خود كند.
2ـ از ویژگیهای یك مفسر این است كه برای تفسیر نمودن یك آیه، آیات مشابه آن را در نظر بگیرد و با توجه به همه آیاتی كه در یك موضوع وارد شده، و همچنین با توجه به فضای كل آیات الهی، آیه را تفسیر نماید. و این روش، به خاطر این است كه تفسیری كه از آیه ارائه میشود واقعی تر، دقیقتر و عملی تر باشد، و روح معنا در لابلای الفاظ فراموش نگردد.
یكی دیگر از ویژگیهای یك مفسر خوب این است كه بر اساس نیازهای جامعه امروزی بتواند تفسیری ارائه دهد كه هم از لحاظ علمی و تفسیری معتبر باشد، و هم به درد جامعه امروزی بخورد؛ چرا كه معجزه بودن قرآن به همین معنا است كه برای همه انسانها و در همه زمانها دستورالعمل قابل اجرا و مفید دارد. یعنی موضوع می شناسی می تواند راهنمای مفسر در درك صحیح و جامع از قرآن باشد.
3ـ اما در مورد تفسیر آیه شریفه(نساء/34) باید به نكاتی اشاره كرد:
الف ـ فراز اول آیه شریفه كه میفرماید: "الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض … " اشاره به حكمی با توجه به ویژگیها و تفاوتهای زن و مرد دارد.
از آنجا كه در نوع مردان روحیه تفكر و تعقل، بر عواطف و احساسات آنها غلبه دارد ـ و به عبارتی وجهه غالب شخصیت مرد تعقل اوست ـ و در زنان عكس این مطلب صادق است ـ یعنی عواطف و احساسات شدید آنها نسبت به عقل و تفكر آنان برجستگی بیشتری دارد ـ و از طرفی مردان از لحاظ جسمی، و بر حسب طاقتی كه بر اعمال دشوار و سخت دارند، و همچنین آنان عهدهدار تأمین مخارج زندگی هستند، لذا خداوند فرموده است كه مردان بر زنان، قیمومیت و سرپرستی داشته باشند.
این حكم در نظام خانواده قطعی است، ولی بعضی به دلیل عمومیت تعلیل، آن را اعم از خانواده دانسته و به همه نظامات اجتماعی تعمیم داده و ولایت را خاص مردان می دانند.
البته باید توجه داشت كه این قیمومیت نوع مردان بر زنان در اجتماع بشری تنها مربوط میشود به مسائل عامهای كه زنان و مردان هر دو در آن جهت مشتركند. مثل قضاوت، حكومت، جنگ و …، بدون این كه بر استقلال زن در اراده شخصی و عمل فردی او خدشهای وارد شود.
بنابراین، قیمومیت مرد بر زن به معنای سلب آزادی اراده زن و منع او از تصرف در اموال، و همچنین سلب استقلال از زن، در حفظ حقوق فردی و اجتماعی و دفاع از منافعش نیست.
البته شایسته ذكر است كه سیره نبوی(ص) هم بر این بوده كه امور اجتماعی و كارهایی كه نیاز به تعقل جدی تر و قوت و قدرت بیشتری داشته، مانند قضا، جنگ، حكومت و … را به مردان میسپردند، و از سپردن آنها به زنان نهی میفرمودند؛ ولی از واگذاری كارهایی كه دخالت عواطف در آنها منافاتی با كارایی عمل ندارد، مانند تعلیم و تعلم همه رشته های علوم و فنون، كسب و كار، تربیت، پزشكی و … نهی نمیفرمودند.
این برداشت با روایات متعدد معصومین تأیید می شود، و همانطور كه می بینید، برداشتی از فضای كلی آیه نیست، بلكه التزام به مفاد جزئی آیات قرآن و تعمیم آن برای همه اعصار است. (ر.ك. به "نورالثقلین"، ج 1، ص 478 ـ "البرهان"، ج 1، ص 367)
البته ناگفته نماند قیمومیت و قوام بودن در این مقام برای مردان، نشانه كمال و تقرب الی الله نیست، بلكه تنها اشاره به حق و وظیفه مدیریت و مسئولیت اجرایی آنان دارد.
2ـ اما فراز آخر این آیه شریفه: " واللآتی تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن فی المضاجع و اضربوهن … " در مورد زنان ناشزه است؛ یعنی زنانی كه حقوق همسرانشان را رعایت نمی كنند.
قرآن كریم در برخورد با چنین زنانی كه وظیفه شناس نبوده و حقوق همسر را رعایت نمیكنند، فرموده است: اول آنها را نصیحت كنید؛ اگر مفید فایده نبود، جایگاه خوابتان را از آنها جدا كنید؛ اگر این روش هم فایده نكرد، آنها را تنبیه بدنی كنید. این تنبیه شرائط و قواعدی دارد كه باید كاملاً رعایت شود.
با توجه به آیات و روایات در این زمینه، همه مفسران و فقیهان توافق و تأكید دارند كه تنبیه باید "غیر مبرح" باشد؛ یعنی آسیب و آزار جسمی به زن نزند، والا حرام، و موجب دیه و ضمان است. و لذا به طبیعی نباید در مواضع حساس بدن مانند چشم، صورت، پهلو، شكم و … باشد.
و مهمتر این كه همان طور كه در روایات نیز اشاره شده است وسیله زدن باید چیز سبكی، مانند چوب مسواك كه نازك و سبك است، باشد.(البرهان فی تفسیر القرآن، ج1، ص367)
بنابراین میتوان نتیجه گرفت كه این تنبیه بدنی، خشونتهای رائج مردان نسبت به همسران خود نیست، بلكه نمایش خاصی از نارضایتی و شدت آن است
دوست عزیز
می دونم مطالبی که در اینجا اوردم کامل نیست که به علت مشغله اییه که دارم،در چند روز اینده سعی می کنم کاملترش کنم
من در اینجا نشانی از اینکه گفته باشه زن باید بدن اجازه ی مرد از خانه خارج بشه نمی بینم.







البته همه ي كتابامون به سرقت رفت توسط دوستان بزرگواري كه به اصطلاح قرض كردند.

علاقه مندی ها (Bookmarks)