زهرای عزیز،
خواهر خوبم،
ملکوتی شدن پدر رو از صمیم قلبم تسلیت عرض میکنم،
بی شک تسلیت واژه کوچکی هست در برابر غم بزرگ شما،
اما از اعماق وجود، از خداوند صبری بی کران برای شما و خانواده محترمتان میخواهم و برای پدر آمرزش و جایگاه رفیع در پیشگاه خداوند متعال،
انشاالله غریق رحمت الهی باشند،
برادرتون،
کامران
لب دریا برویم.
تور در آب بیندازیم
و بگیریم طراوات را از آب.
ریگی از روی زمین برداریم
وزن بودن را احساس کنیم.
بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم.
دیدهام گاهی در تب، ماه میآید پایین،
میرسد دست به سقف ملکوت.
دیدهام ، سهره بهتر میخواند.
گاهی زخمی که به پا داشتهام
زیر و بمهای زمین را به من آموخته است.
گاه در بستر بیماری من، حجم گل چند برابر شده است.
و فزونتر شده است، قطر نارنج ، شعاع فانوس.
و نترسیم از مرگ
مرگ پایان کبوتر نیست.
مرگ وارونه یک زنجره نیست.
مرگ در ذهن اقاقی جاری است.
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد.
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن میگوید.
مرگ با خوشه انگور میآید به دهان.
مرگ در حنجره سرخ – گلو میخواند.
مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.![]()






پاسخ با نقل قول
ولی من همچنان دوستت دارم

علاقه مندی ها (Bookmarks)