سلام من دختر 32 ساله هستم و تا حالاهم ازدواج نكردم به مدت3 ساله با آقايي دوست هستم كه 28 ساله هستند. زمانيكه با ايشون آشنا شدم متاهل بودند و من ايشون از من مخفي كردند تا اينكه همسر ايشون بامن تماس گرفتند و اطلاع دادند بعد از اين جريان من با ايشون قطع رابطه كردم ولي مرتب به من زنگ مي زدند البته بگم كه من هم ايشون رو دوست داشتم ولي مجبور بودم وانمود كنم كه اينجوري نيست بعداز يه مدت ازش بي خبر شدم حدود يك سال. تا پارسال كه خبر داد خانومش ازش جدا شده . دوباره رابطمون شكل گرفت ولي خيلي عاشقانه و محكمتر از اونجايي كه از سن ازدواجم داره مي گذره و اين موضوع شده كابوس شب و روز من بهش پيشنهاد دادم كه ازدواج كنيم ولي اون قبول نمي كنه مي گه هم از نظر روحي هم از نظر مالي شرايط بدي دارم من هم بهش حق مي دم نمي خوام مجبورش كنم . گفتم قطع رابطه كنيم به صلاحمونه ولي اصرار به ادامه رابطه داره من هم خيلي تنهام و خيلي وابسته اش هستم ولي مي دونم اگه ادامه بدم آينده اي باهاش ندارم وقتي هم اون تو زندگيم هست نمي تونم به كس ديگه جدي فكر كنم و شديدا بهش تعهد دارم دو تائيمون درمونده شديم كه چيكار كنيم از نظر مالي 2 نفري با هم مي تونيم شروع كنيم ولي اون قبول نمي كنه سن من روز به روز ميره بالا عاشق بچه ام و اون از يه تجربه تلخ 4 ساله تازه بيرون اومده شايد اگه منم جاش بودم مي ترسيدم دوباره شروع كنم. اين رو هم اضافه كنم كه علت طلاق ايشون هم دوستي هاي مختلفي بود كه خانومش متوجه ميشد و باعث شد كه خانومش ديگه بهش اعتماد نكنه ولي الان كه با هم صحبت مي كنيم مي گه خانومم از نظر جنسي منو ارضا نمي كرد و نظراتش با من كاملا متفاوت بود. ايشون پسر كاملا احساساتيه خيلي هم منطقيه تو اين مدت 1 سال كه متاركه كرده و ما از نظر جنسي هم كاملا مثل زن و شوهريم خيلي راضيه و متعهد بوده . سكس براي جفتمون فوق العاده مهمه و تو اين قضيه بي نهايت از هم راضي هستيم . ا ين موضوع براي من خيلي مهمه هم مي خوام به آينده ام جدي فكر كنم كه اون راضي نمي شه و مي خوام باهاش كات كنم كه اتمام اين موضوع برام زجر آوره خلاصه كلام اينكه الان من به فكر زندگي رسمي ام ولي اون نيست راضي به قطع ارتباط هم نيست لطفا من رو راهنمايي كنيد . با تشكر