سلام
سامان 23 سالمه تو دوسال پيش رابطه با هيچ دختري نداشتم به خاطر گناهش اما اومدم چت با يه دختر از يه شهر ديگه اشنا شدم خيلي احساسي بود به هم وابسته شديم شديدا بعد يه مدت شد تلفني و او خواست ازدواج کنيم منم رد نکردم گفتم دور از مرديه يه مدت شد به خونوادم گفتم قبول نکردن دوسال با هم بوديم روزبه روز داغونتر
بالاخره دلو زدم به دريا و گفتم رسم مردي نيست علاف خودم کنمش بهتره دل بکنه جوابشو ندادم اما حالا بعد سه ماه هنوز فراموشش نکردم وحال روحيم داغونه اينا رو گفتم که مشکل اصليمو بگم من قبل اون حتي با يه دختر حرف نميزدم اما الان چت جنسي ميکنم وب جنسي ميدم و داستان س ك س ميخونم و حتي دارم ميرم سمت ارتباط جنسي با دخترا، حال خودمو نميفهمم نمازم قطع نميشد اما چند وقته نميخونم کمک کنيد برگردم به زندگيم از چت وداستان شهواني و جنسي فرار کنم تا صبح ميشينم پاي اينترنت معتاد چت وداستان جنسي و ايمانم دارم به باد ميره