به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 05 شهریور 91 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1389-5-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,798
    سطح
    32
    Points: 2,798, Level: 32
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    232

    تشکرشده 238 در 85 پست

    Rep Power
    30
    Array

    انگار شوهر ندارم

    سلام به همه دوستان
    ميخوام از رفتارهاي شوهرم بگم تا شاييد كمكم كنيد همونجور كه قبلا براتون گفتم شوهرم خوبه اما بعضي اخلاقاش ازارم ميده روز تاسوعا دعوامون شد هنوز هنوزم كه هست قهريم البته اون پا پيش ميزاره اما برخورد من سرد سرده
    اگه تاپيكهاي قبلي منو بخونيد ميبينيد
    از وقتي باهاش ازدواج كردم هر كاري از دستم اومده براش كردم به خونوادش بيشتر از خونواده خودم ارزش قائلم به خوش اونقدر احترام ميزارم كه تو فاميل شدم زبانزد
    اما اون انتظارات مرا ناديده ميگيره هر چي را بهش پيشنهاد ميدم ميگه بدم مياد
    شش ساله ازدواج كرديم تو عرض اين شش سال تنها يبار برام يه پلاك كوچيك خريده و يه تي شرت در حاليكه من 80 درصد پولم را به اون ميدم وقتي بهش ميگم واسه منم چيزي بخر ميگه شايد چيزي بخرم كه تو خوشت نياد خودت بخر در حالي كه خانمها ميدونند وقتي شوهر واسش چيزي ميخره چقدر خوشاينده حتي يه جفت جوراب
    تا حالا نشده واسم يه كادو بخره
    تا حالا نشده يه بار منو ببره بازار
    تا حالا نشده يهبار بريم سفر
    تا حالا نشده يه بار بهم زنگ بزنه و بگه اماده شو بريم خونه يكي از فاميلات ميگه از رفت و امد بدم مياد تو ازادي هر جا دلت ميخواد برو راست هم ميگه با من كاري نداره اما ميگه هيچ جا به من نگو با هم بريم

    روز تاسوعا خونه مامانش بوديم بهش گفتم منو ببر بيرون سينه زني ها را ببينم دعوا راه انداخت و اداي منو دراورد منم حرصم دراومد پيش مامانش گفتم
    من شوهر ندارم تو عرض اين شش سال پول نداري و نداشتي تا حالا منو مسافرت ببري پول نداري بفرض برام كادو بخري پول نداري منو بازار ببري
    خوب حالا كه بيكار خونه نشستي وقت كه داري منو بيرون ببري بازم طبق معمول هميشه گفت از سينه زني بدم مياد تو خودت برو ببين
    منم گفتم
    تو تا بحال برام شوهري نكردي و...
    همن شب بغلم كرد و خوابيد من عصبي بودم و مثل يه سنگ تو بغلش بودم و اصلا بهش محبت نكردم فرداش هم همچنين
    وقتي مياد خونه ديگه به استقبالش نميرم مثل سابق تحويلش نميگيرم اما اون هي متلك ميندازه انگار دلم شكسته و نميخواد بهش محبت كنه
    تا بحال كارهايي كه اقايون ديگه برا خانماشون ميكنند را نكرده منم دلم ميخواد احساس كنم كه شوهر دارم اما ...

  2. 2 کاربر از پست مفید پاييز خزان2 تشکرکرده اند .

    پاييز خزان2 (شنبه 27 آذر 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.