به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 38

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 مرداد 92 [ 21:33]
    تاریخ عضویت
    1389-9-16
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    2,139
    سطح
    27
    Points: 2,139, Level: 27
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    کمکم کنید زنم گذاشته رفته

    سلام به همه به طور خلاصه داستانمو خدمت همه شما عرض میکنم هر کسی هر جوری تونست کمک کنه ممنون میشم
    اول از خودم بگم من مهندسم فوق لیسانسم عاشق خانوادمم زنمو دوست دارم همیشه بهش وفادار بودم همیشه هر چی خواسته براش بهترینو مارکدار و قشنگترین را خریده ام به طوریکه از لحاظ تیپ و لباس تو خانواده ما و خودشون تکه هر جا خواسته و هر کاری خواسته کردم براش خودشم همیشه میگفت تو بهترین شوهر دنیایی پول طلا محبت و همه چیز داشته تا به حال فقط وقتی عصبانی میشم کمی زیادی داغ میکنم و 5 دقیقه بعدش عذرخواهی میکنم
    من خانمم بارداره بهترین زندگی را تا یک ماه پیش داشتیم حدود یکماه پیش پدرزن و مادرزنم برای خرید خونه به 10 تومن پول نیاز پیدا کردند که من ندادم یعنی نمیتونستم که بدم چون پول توی بانک مسکن بود و 4 ماه مانده وامش دربیاد از طرفی شرایط باز پس دادن پول از سوی اونها (ماهی 300 تومن بدون هیچی که 3 سال طول میکشید تموم شه) خانم من به علت ناراحتی از این کار من رفت خونه باباش دیگه هم برنگشت و گفت ازت بدم میاد و مامان و بابا هم از تو پول نمیخواستن و میخواستن امتحانت کنند و گفتن دیگه پاتو این جا نزاری و ما هم خونه تو نمیاییم(نقشه های مادر جادوگرشکه از من کینه قدیمی داره و یکبار با هم حدود 2 سال پیش بدجوری از خجالت هم دراومدیم و) خلاصه هی رفتیم و هی اومدیم و اوضاع به جای بهتر شدن بدتر شد و کلی روها به هم باز شد تا ناسزای دو گروه مقابل پیش رفت و حتی بزرگترا هم نتونستن کاری کنند و هی خانوم اون 5 بار دعوایی که داشتیم تو 5-6 سال آشنایی و 3 سال زندگی را به رخ من میکشد و فقط بدیهای من تو یادشه حتی یه بار که راضی به برگشت شد مامانش گفت نمیزارم بری اگه بری شیرم حرامت و دختر من نیستی و این حرفا
    خانم در طول این 3-4 هفته بیکار نموندن و با شکم حامله در حالی که نبایدراه میرفتن یه روز که من نبودم یواشکی اومدن خونه و هر چیز قیمتی بوده را بردند. از پول نقد و سکه و طلا حدود 10 تومن و حالا میگه طلاق میخوام طی اخرین صحبت ما با هم راضی شد برگرده با کلی شرط و شروط که بیشتر مربوط به خانوادش بود و دو تا شرط مهم ایشان میگویند 1- ماشین را به نام من کن و 2- پول نقد و وام را هم به نام من کن من گفتم شما بیا به عنوان مهریه اینارو بگیر گفتن خیر چون مهریم کمه (حدود 114) اینارم میخوام تا برگردم خونت من باید یه دل خوشی داشته باشم همه تو فامیل ما یه چیزی دارند
    حالا موقعیت را در نظر بگیرید حدود 4 ماهشه و حاملگی سخت و استراحت مطلق و میدونه من بچه را دوست دارم چی کار باید کرد فعلا حدود 5-6 روزه بهش زنگ نزدم اونم نزده مثلا قهره و طلاق میخواد

  2. کاربر روبرو از پست مفید d.emara45 تشکرکرده است .

    d.emara45 (جمعه 03 دی 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.