چقدر از شما ممنون هستم؛
مشكل يعنى دليل اينكه در اينكار(فراموشی اين رابطه) ناتوان و عاجزم, خوبی بيش از حد اين آقا،دركِ شرايط من،شناخت من در حدى كه با نگاه هم ميفهمه كه من چه ميخوام بگم يا نگم،و در كل تمام اون خوصوصیاتی هست كه همسر من نداره و من تا حد دپرسيون پيش رفتم و وجود اين رابطه در يك محدودى زمانى من را واقعا نجات داد،و الان،فقط عذاب وجدان اين رابطه ى اساسا خارج از شَرع و عرف است كه من را ديوانه ميكند،در غير اين صورت وجود ايشان،مانع خيلى ضررهای احتمالى ديگه براى من شد،حالا با توجه به اينكه اين رابطه از بست و بن غلط هست و از طرفى،بدونِ اين آدم،من دوباره همان درمانده خواهم شد،من را در اين منگنه غير قابل تصور قرار داده.
ترستیم عواقبِ ادامه اين رابطِه همان ترسى را در من ايجاد ميكند كه فكر دادن ختم به ان،و اين همان جاست كه ميگويم خدا كسى را به اين درد مبتلا نكند.
ای باد شرطه برخیز..........







نترس، باهاش قطع رابطه كن. ما كنارتيم و تنهات نمي گذاريم.
خوش اومدی


علاقه مندی ها (Bookmarks)