سلام
ببين من يك پسرم.كتاب هاي روانشناسي هم زياد خوندم.پس از مطالب كتاب ها موضوعاتي كه در جامه مصداق داره را با ديد خودم ميگم.تا حالا فكر كردي چرا يك پسر با دختري دوست ميشود؟ بديهي است.براي اينكه مي خواد هيچ تعهدي به طرف مقابلش نداشته باشه.اما انها كه حالا مي خواهند مثلا خيلي روشنفكرانه ذهن من را باز كنند رفتارشان را توجيه و دهان مرا ببندند در جواب عمدتا مي گويند ما براي شناخت اين كار را كرديم و ال و بل.
از انجا كه پسر ها ذاتا تنوع طلب و تعدد طلب اند اين پاسخ بيانگر اين مطلب است كه اين اشخاص هنوز خيلي بچه هستند و حتي جنس خودشان را هم نمي شناسند چه برسد به جنس مخالف و ازدواج و......... .ازدواج براي هر دو جنس (خصوصا دختر ها) از مواردي است كه زمان داره.پس افكار بچه گانه را بذار كنار و فرصت ها را از دست نده.فر ضا پسر عموت يك كيس(كه البته من قبولش ندارم به عنوان يك مرد)ولي به همين نسبت آن اقاي ديگر هم يكي از گزينه هاي شماست.و منطقا بايد از بين اينها انتخاب كني.آيا مي خواهي تا n سال صبر كني تا شايد در 25+n سالگي پسر عموت ايا بياد ايا شرايطش را پيدا كنه ايا مامانش اينا راضي شوند ايا ....
اصلا فكر مي كني كسي كه تا 30 سالگي شرايطش را نداره ارزش فكر كردن را داره.تا حالا چكار مي كرده ؟غاز مي چرانده.همانطور كه اول گفتم مي خواهد بدون تعهد با شما رابطه داشته باشه و ...... .عجيبه پسر 30 ساله بگه نمیتونه خونواده اش تحت فشار بزاره.چه فشاري.پسري كه تو خانواده خودش مقبوليت براي حلالترين حلالها و سنت پيامبر نداره و از طرفي عزم ايستادگي در برابر خواسته نامشروع خانوادش(مامانش اينا)نداره مي تونه مسئوليت زندگي قبول كنه.!!!!فوتتتتتتتتتتتتتتتت.
هميشه به پدر و مادرت اعتماد كن.خصوصا تو كه دختري.اگر بهترين ها هم شوهرت شوند آينده بر هيچ كس مشخص نيست.شوهرت ممكنه روزي پشتيبانت نباشه اما پدر و مادر تا دنيا دنياست پشتيبان تو اند.
تا حالا نخواستم نصيحتت كنم خواستم خودت از يه زاويه ديگر ببيني و با خانوادت تصميم بگيري.
(اينجوري حس روانشناسي اش بيشتره)
اما دلم نمي اد .چند توصيه برادرانه بهت ميكنم كه اگر خواهرم بودي تو روت مي گفتم.
1-ميزان حال فعلي افراد است.وعده وعيد ها فقط ويترين اند و غير قابل اعتماد.
2-سعي كن در باره مرد و زن كتاب زياد بخوني.هم تو انتخاب كمت مي كنه هم تو ادامه زندگي.
3-هميشه با پدر مادرت مشورت كن و از پشتيباني انها بهره ببر.
4-دو ركهت نماز استخاره بخوان و از خدا طلب خير كن.
5-اگر كاري كردي توبه كن.البته شرايط پذيرش توبه را مطالعه كن.توبت بايد هم قلبي باشه هم زباني و هم عملي.و عملي اش هم حداقل اين است كه رابطت رو قطع كني.بعدش ديگه عذاب وجدان نداري.امتحان كن خدا بخشنده است.
6-اگر با فرد ديگري غير از پسر عموت ازدواج كردي حتما در مرحله شناخت آنرا از اينكه پسر عموت خاستگارت بوده مطلع كن.دروغ نگو ولي هر راستي را هم نگو.اگر تماس جنسي نبوده
فقط در همين حد بهش بگو كه بعدا پسر عموت نتونه سوء استفاده كنه.و در رابطه با پسر عموت از اين به بعد فوق العاده سرد باش.مثل يك غريبه.البته نه غريبه اي كه قراره دوباره باش اشنا بشي.
7-اين توهم كه عاشق پسر عموت هستي و ديگه عاشق نمي شي را از ذهنت خارج كن.بدون
8-اگر اين مطالب به دردت خورد براي من هم دعا كن. ( خدا حافظ)








علاقه مندی ها (Bookmarks)