با سلام
ببيند لطفا از واژه هايي كه بار رواني خاصي بر شما تحميل مي كنند استفاده نكيند.
مثلا : بازيچه
واقعيت اينست كه ارتباط دختر و پسري هيچ تعهدي بر يكي از طرفين نمي آورد.
تا وقتي دوستند كه به قول شما درد دل مي كنند. وقتي هم كه احساسات به پاي هم مي ريزند كه لذتش را مي برند. و وقتي هم كه وارد فاز شناخت يكديگر براي ازدواج مي شوند در بهترين صورت مثل خواستگاري هست كه يا همديگر را مناسب هم مي بينند يا نمي بييند.
پس اتفاق خاصي نيفتاده است.
اشتباه وقتي هست كه تصور كنيم قول و قرارهاي دوست دختر و پسري طي يك بستر طولاني به معني تعهد هست.
اگر فردي تعهد داشته باشد،يواشكي عمل نمي كند. زمان را طولاني نمي كند. وارد بخش احساسات نمي شود، روشهاي شناخت را رسمي و تقويت مي كند. و از همه مهمتر تا وقتي كه شرايط ازدواج ندارد، دست به ارتباط آن هم غير رسمي نمي زند.
پس شما نياز هست تصوراتت را نسبت به اين رابطه عوض كنيد. و عوارض آن را طبيعي بدانيد.
البته شما در اول سئوال خود طي چند خط گفتيد به اينگونه دوست دختر و پسر بازي ها وارد نمي شديد. مشكل شما هم اين هست كه به اين دانسته خود جامه عمل نپوشانده ايد.
الان هم شما علائم وابستگي و افتادن در دام احساسي را نشان مي دهيد.
بهتر است در مورد ايشون تجديد نظر فرماييد. (همانطور كه او يكبار اين موضوع را صريحا به شما گوشزد هم كرده بود.)







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)