با یه آقایی نامزدم الان حتی اگه برای نیم ساعت هم با هم باشیم مادرشون زنگ میزنه کجایی داری چیکار می کنی.گذاشتم یه مدت بگذره بعد باهاش مطرح کردم کلی بهم توپید.قرار بود آزمایش بدیم هر ساعت یک بار باید خون میدادیم پدر و مادرش 8 بار بهش زنگ زدن!
یه مدت اصلا بیخیالش شدم از اونجا که اصلا حرفامو به گوش نمیگیره.بعد ایشون خونه نبودن مادرشون نمیدونم چند بار زنگ ایشون زده بودند ولی 2 مرتبه با من تماس گرفتند و سراغ پسرشون را میگرفتن
خودش حاضر نیست بپیذره این روند غلطیه ، همه چیز را به مادرش میگه مسائل بسیار ریز و کوچک ،حتی یک بار به من گفت من از شکم خودم و زن و بچم می زنم ولی نمیذارم به پدر مادرم بد بگذره
خوب دوستان راه حل چیست و من چه برخوردی باهاش داشته باشم یکی دوبار با آرامش تذکر دادم اما گوش نمیده