به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 59

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 اردیبهشت 90 [ 14:08]
    تاریخ عضویت
    1389-6-05
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    2,336
    سطح
    29
    Points: 2,336, Level: 29
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 51 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم ؟

    با سلام خدمت دوستان همدردی.
    چند وقتی هست که با این سایت آشنا شدم,گفتم شاید منم بتونم از راهنمایی های دوستان استفاده کنم.
    اول خودمو معرفی میکنم.
    من یه پیر پسر 22 ساله هستم.سال آخر مهندسی برقم.میشه گفت آدم معتقدی هستم.اهل هیچ برنامه ای که ماشاا.. جوانای این دوره و زمونه میرند دنبالش نیستم طوری که قلیون رو هم برای خودم حرام کردم.(خلاصه با یه جوون پاستوریزه طرفین)
    چند سالی هست که عاشق دختر یکی از بستگان نزدیک هستم.خانوادم در جریان هستند.البته خانواده اوناهم در جریانن ولی خود طرفم رو نمیدونم که میدونه یانه؟؟؟
    البته مادرم با مادرش صحبت کرده؛ولی چون اوناهم خانواده مذهبی هستند,احتمال میدم که به دخترشون نگفتند(حالا به هر دلیل دیگه ای هم میتونه باشه)!!
    معشوقه ماهم 17 سالشه و سال دوم دبیرستان.دختری با حجاب و متین,در برخورد با نا محرم سنگین و با حیا(همه جوره قبولش دارمو عاشق این رفتارشم)
    اما مشکل اینجاست که اونا تو شهرستان زندگی میکنن و از ما دورند,به خاطر همین هر چند ماه یه بار میتونم ببینمش.
    حالا مشکل و مسئله من اینه که یه جورایی میخوام رنگ و بوی رسمی به خواستم بدم و ....
    ولی خوب یه سری مشکلات وجود داره:
    من از لحاظ مالی کاملا مستقل نیستم ,یک سال از درسم مونده و سربازی هم باید برم ,ازش دورم و نمیتونم باهاش در ارتباط باشم و بیشتر بشناسمش(شاید ماهی یه بارم بتونم تلفنی باهاش صحبت کنم)
    خوب سن ایشون هم یه خورده کمه,چند سال از درسش مونده و شایدم چند سال دانشگاه بره...ونمیخوام به درسش لطمه بخوره(چون ایشون همیشه شاگرد اول بوده ...)
    چند مدت پیش شنیدم که براش خواستگار اومده بود,البته بهم گفتند که خوانوادش اجازه ندادند که قرار خواستگاری گذاشته بشه و قضیه رسمی بشه(خواستگاری لفظی بوده),من که تا شنیدم دیوونه شدم و ....
    با مادرم هم خیلی راحت نیستم تا همه حرفامو بهش بزنم...
    از یه طرف میترسم که از دستش بدم(با همه اون قرار ها),ازیه طرف هم میترسم جلو برم.
    شما بگید, چیکار کنم؟
    جلو برم و رسمیش کنم؟
    بذارم درسش یا درسم تموم بشه؟؟
    خدمت رو چیکارش کنم؟؟
    خودم رو که دارم دیوونه میشم و چیکار کنم؟؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید parse تشکرکرده است .

    parse (دوشنبه 15 فروردین 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شیوه های درخواست از مردان
    توسط veis در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 27 دی 92, 20:52
  2. عاشقش شدم، حلقه پوشیده ، آیا متأهل است ؟ (لطفا آقایون کمک کنند)
    توسط forever alone در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: پنجشنبه 09 آذر 91, 07:46
  3. سوالی از همه و درخواست راهنمایی (هم از آقایون و هم از خانمها)
    توسط kofka در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 19 خرداد 90, 16:38
  4. پاسخ مناسب به درخواست آشنایی آقایون چیست؟؟؟
    توسط گل بیرنگ در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 دی 89, 02:19

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.