سلام همدردان عزیز
بچه ها بعضی از شما مطالب من رو در تاپیکهای قبلیم خوندید.میبخشین خیلی پراکنده حرفامو گفتم.باور کنین ذهن خودم هم مثل یه کلاف سردر گمه.اصلا خودم هم دقیقا نمیدونم مشکلم دقیقا کجاست؟
خیلی دوست داشتم تو این مبحث مشکلات فردی بذارم تاپیکمو.بنظرم مدیر محترم جدیدا این امکان رو فراهم کردن
ممنون آقای مدیر
نمیدونستم عنوان تاپیکمو چی بذارم چون خیلی مشکلات درونی دارم.دیدم این یکی مهمتره
من اصلا تعادل احساسی ندارم.و بازه زمانی که یه حسم 180 درجه توش عوض میشه گاها خیلی کوتاهه.یا خیلی خوشحال و خوبم یا بشدت افسرده و غمگین
مسائل و مشکلاتی رو که با خانواده همسرم دارم بیش از حد جدی میگیرم و بزرگش میکنم.تمامی وقت و انرژیم صرف فکر کردن به تعاملم با اونا میشه.فکر کنم به اندازه کافی درمورد جزئیاتش گفته باشم
از آینده و اتفاقات بدی که هنوز نیفتادن به شدت میترسم
اکثر اوقات چنان این افکار منفی بهم غلبه میکنه که تپش قلب میگیرم.لرزش و عرق و...
وهمه مشکلات برام حل نشدنی و غیر قابل تحمل میشه و بدجور بهم میریزم
گاهی هم همه اینا و حتی بزرگتر از اینا هم برام خیلی راحت جلوه میکنه.اما این کمتر پیش میاد و زودتر هم این حس خوبم از بین میره.گاهی فقط به اندازه 3-4 ثانیه دوام داره و بعد هرچی میگردم پیداش نمیکنم
اینم بگم الان حالم نسبتا خوبه.لطفا کمکم کنین.خیلی اذیت میشم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)