به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20

موضوع: تنهاترين

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 00 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1386-11-26
    محل سکونت
    تهران بزرگ
    نوشته ها
    1,452
    امتیاز
    50,483
    سطح
    100
    Points: 50,483, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکرها
    2,842

    تشکرشده 3,286 در 817 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترين

    سلام.
    خیلی جالب بود تمام یادداشت های شما رو خوندم از اول مخصوصا این آخری رو . خواهشن خودتون آخرین یادداشت خودتون رو بخونید خصوصا خط های آخر رو . کاملا میتونید جواب تمام کار های خودتون رو پیدا کنید .
    تمام مشکلات رو نوشتید تمام کارها رو هم بیان کردید . پس فکر کنم باز بازخوانی حرف های خودتون به نتیجه برسید .
    موفق باشید .

    یا حق .

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 مهر 87 [ 18:12]
    تاریخ عضویت
    1387-1-03
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    3,919
    سطح
    39
    Points: 3,919, Level: 39
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترين

    با سلام ببخشيد lord.hamed من منظورتونو متوجه نشدم كاش واضح بيان مي كرديد اگه لطف كنيد و مسئله رو واضح برام باز كنيد ممنون ميشم من كه گفتم يعني تاكيد كردم عقلم درست كار نمي كنه و نمي گيرم من نوشته هاي خودمو خوندم ولي به نتيجه ايي نرسيدم يعني راه حلي پيدا نكردم

  3. #13
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 10 مرداد 05 [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    326,372
    سطح
    100
    Points: 326,372, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترين

    سلام sania
    الان داشتم یک پست در تالار بخش آرامش قرار می دادم، که روی من خیلی تاثیر گذاشت. اگر وقت کردی اینجا را کلیک کن و تو هم آنرا بخوان.

    برای اینکه بتوانیم با هم در مورد مشکلاتت بهتر صحبت کنیم. پیشنهاد می دهم، یک لیستی از مشکلاتت رو تهیه کن. و از میان آنها 1 یا 2 تا از آنها را که فعلا بیشتر اذیتت می کنه را انتخاب کن و اینجا قرار بده...
    لطفا در اول کار زیاد روی مشکلات دیگر مانور نکن. تا تمام انرژی ما روی مهمترین مشکلت متمرکز شود، انشاء الله بعد نوبت بقیه هم می رسه....
    چون اگر همه مشکلات را در هم بیامیزیم ممکنه است گره بخورد و نتوانیم آنها را به شیوه صحیح حل کنیم.
    پس آن مشکلی که برای شما اهمیت بیشتری دارد و در صدر همه آنها هست و مهمتر است را مطرح کن... بعد که در مورد آن نگرانیت کمتر شد، سراغ مسائل بعدی می رویم.

    ما آدمها هر کدام مواقعی هست که احساس استیصال و درماندگی می کنیم....
    و احساساتمان شدیدا تحت فشار قرار می گیرد...
    اما در کنار دوستان دلسوز و همراه همدردی، به کمک یکدیگر می توانیم گام به گام و به تدریج جلو برویم.
    مهم اینست که از باقیمانده نیروی خود درست بهره بگیرید و ما بقی انرژی خود را صرف نیروهای منفی و مایوسانه نکنی....
    کافیست تمام انرژی باقیمانده را ( که به نظر من خیلی هم زیاد است، اما فعلا در وجودت زندانی است)، متراکم کنی و با هم گام به گام جلو برویم....

    اگر باز هم بخواهی فقط مایوسانه صحبت کنی.... یعنی همان راه قبلی را بروی، به همان نتایج منفی خواهی رسید.
    پس بهتر است که کمی به هم اعتماد کنیم.
    و پله پله و به تدریج مسائل را پیگیری کنیم.

    همانطور که مشکلات طی زمان افزایش یافته.... انشاء الله به کمک هم و طی زمان کاهش می یابد...

    ما در کنارت هستیم....

  4. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 00 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1386-11-26
    محل سکونت
    تهران بزرگ
    نوشته ها
    1,452
    امتیاز
    50,483
    سطح
    100
    Points: 50,483, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکرها
    2,842

    تشکرشده 3,286 در 817 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترين

    سلام.
    خدمت شما عرض کنم آقای مدیر خیلی عالی به نیاز شما پاسخ گفتند پس باید از همین الان شروع کنید و اون نیروی حبس شده در وجود خودتون رو آزادش کنید .
    به امید موفقیت شما .

    یا حق .

  5. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 مهر 87 [ 18:12]
    تاریخ عضویت
    1387-1-03
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    3,919
    سطح
    39
    Points: 3,919, Level: 39
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترين

    با سلام
    با تشكر از آقاي سنگ تراشان
    معذرت مي خوام قصد جسارت ندارم ولي شما با دعوت من به قسمت اون نامه مي خواستيد به من اينو ثابت كنيد كه من خيلي ناز نازي هستم مي خواستيد ثابت كنيد كه من خيلي بي عرضه هستم كه اينقدر مي نالم به فرض من خيلي ناز نازي باشم بي عرضه باشم گناه كار باشم و خيلي از قافله عقب باشم ولي اين چيزا درد من و امثال منو دوا نمي كنه من اومدم اينجا جواب بگيرم آقاي مدير من از رفتن به جايي كه معلولي باشه خودداري مي كنم چون خودم داغون ميشم به جا اينكه قوت قلب بگيرم بيشتر آزرده و ناراحت ميشم و به ياد مشكل خودم مي افتم از بچگي دوست نداشتم در جمع معلولين باشم ترجيح ميدادم در جمع افراد سالم باشم و خرد شدن و افسوس خوردنو ترجيح ميدادم من خودم توي همين شهري كه زندگي مي كنم كسايو سراغ دارم كه با وجود معلوليت به به بالا بالاها رسيدن. من توي يكي از نوشته هام گفته بودم كه مشكل من ندونستن اين چيزا نيست مشكل من اين نيست كه ندونم در اطرافم چه مي گذره و چي وجود داره خودم مي دونم بسياري از افراد سرشناس علمي و دانشمندان معلول بودن و با داشتن اين مشكل به اون مقام رسيدن آقاي مدير توي نوشته هاي قبلي ذكر كردم كه من به تواناييهام شك ندارم الان دارم فيزيك هسته ايي ميخونم گرچه دولتي نيستم ولي با وجود اينكه افت كردم و درسامو ناپلئوني پاس مي كنم همه به نداشتن همچين استعدادي غبطه مي خورن نمي خوام تعريف كنم با وجود اينكه به طرف كتاب و جزوه و كلاس نمي رم اما دوستام وقتي به سوال مبهمي گير مي كنن جوابو از من مي گيرن من 6ساله لاي كتابو باز نمي كنم اگر تا اينجا رسيدم كار خدا بوده و استعدادي كه اون بم داده.ولي ميخوام بگم كه ناز نازي نسيتم من جايي زندگي مي كنم البته توي روستا پارسال اخبار شبكه 1 شهرمون رو به عنوان محرومترين شهر ايران معرفي كرد ومن در يكي از روستاهاي اين شهر بزرگ شدم با جون و دل درس خوندم با وجود مشكلم به همه ثابت كردم ميتونم در جايي بودم كه شبا با نور شمع وچراغ نفتي درس مي خوندم و خيلي موارد ديگه خونواده من 1سال اول مخالف بودن با درس خوندن من و اجازه ندادن به مدرسه برم بچه بودم مثل بقيه دوس داشتم برم درس و مدرسه رو تجربه كنم و سال دوم نتونستن جلوي گريه هاي منو بگيرن با مكافات بم اجازه دادن مدرسه كلي از خونه دور بود با هزاران مشكل مي رفتم و مي اومدم به عشق اينكه يه روزي بزرگ مي شم و پزشكي ميشم كه بتونم به مردم كمك كنم مشكل من مادرزادي نيست نبود امكانات توي شهرمون تنها من نيستم دچار اين دردم خيلي ها توي جنوب ايران با اين مشكل دست و پنجه نرم مي كنن دليلش رسيدگي نكردن مسئولين. توي نامه ايي كه خوندم اين آقا فرموده بودن كه خونواده شون مشوقش بودند اما خونواده من چي؟ همونايي هستن كه با درس من مخالفت مي كردن بله خونواده و دل گرمي براي ادمه ي كار براي كسايي مثل من واقعا نيازه اين يكي از هزاران درد منه ولي مهم ترين درد من اينه كه ديگه دلم به طرف درس نمي ره(افت تحصيلي) كه خودم دليلشو نمي دونم و دوم اينكه استقلال مالي ندارم ببخشيد اگه خيلي تند بيان كرده بودم دست خودم نيست وقتي ميبينم دوستام درد دلمو اشتباه برداشت مي كنن آزرده ميشم مدت كمي است كه اومدم اينجا از اين كه مي بينم اينجوري جوابمو مي دن واقعا دارم دل سرد ميشم به جا اينكه از دردم كاسته بشه يه چيزي هم اضافه ميشه

  6. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 دی 92 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1386-12-06
    نوشته ها
    203
    امتیاز
    5,805
    سطح
    49
    Points: 5,805, Level: 49
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    181

    تشکرشده 204 در 87 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: تنهاترين

    خانم سانیا ما اینجا فقط ایده می دیم بر طبق دریافتی که از موضوع داشتیم.
    قدم اصلی رو باید خودت برداری.نه ما نه هیچ کس دیگه ای نمی تونه مشکل تو رو حل کنه.بقول بچه ها یه نگاهی به پستهات بنداز.از نوشته هات اینجور بنظر می یاد و قطعا همینجوریه که چاره کار اراده و همت خودته.اول باید بگی خدایا به امید تو بعدش باید بجنگی با تمام توانت.اون دلایلی که در جواب ما می یاری خب هموناییه که باید باهاش بجنگی دیگه.اگه نبودن که همه چیز عادی پیش می رفت.

  7. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 مهر 87 [ 18:12]
    تاریخ عضویت
    1387-1-03
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    3,919
    سطح
    39
    Points: 3,919, Level: 39
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترين

    no.1 ممنون از نوشته ات دستت درد نكنه ولي من راه جنگيدن بلد نيستم اگه بلد بودم بي كار نبودم اينجا بيام اگرم اضافيم بگيد كه ديگه حرف نزنم

  8. #18
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 10 مرداد 05 [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    326,372
    سطح
    100
    Points: 326,372, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترين

    سلام sania
    امیدوارم با روش نوین و جدیدی که در اینجا کم کم در پیش می گیری و متفاوت از روشهای گذشته ات هست، بتوانی مسیرهای بهتری برای رسیدن به آرامش و خوشبختی پیدا کنی.
    من نگران شما شدم وقتی دیدم که از پست ویولت برداشت منفی کردی. مسئله نازنازی و ... را ویولت که بیماری MS دارد در آن پستش آورده است. و من بی تقصیرم. شما با مشکلاتی که بر شمردید به هیچ وجه این وصله که ناز نازی باشید بهتون نمی چسبه...

    همچنین تغییر واضحی را که در این پست در نوشته هایتان دیدم بسیار موجب خرسندی و خوشحالی من شد، توجه به کارهایی که کرده ای و شرایطی که داشته ای یکی از مسیرهای روشن پیش روی شماست.

    دوست عزیز شما درجاهای مختلف صحبتی از عدم درک شما توسط روانپزشکان ، دوستان ، روانشناسان، خانواده و .... کرده اید:

    پيش 100ها روان پزشك و روان كاو رفتم كه هر كسي از رو دانش روان پزشكي بم چيزي مي گفتن متاسفانه به جايي كه نرسيدم نا اميديم بيشتر شد چون هيچ كدوم مشكل منو اون طوري كه بود درك نكردن كه راه درستو بم نشون بدن من برا خودم متاسفم
    در جای دیگر گفته اید:

    وقتي ميبينم دوستام درد دلمو اشتباه برداشت مي كنن آزرده ميشم مدت كمي است كه اومدم اينجا از اين كه مي بينم اينجوري جوابمو مي دن واقعا دارم دل سرد ميشم به جا اينكه از دردم كاسته بشه يه چيزي هم اضافه ميشه
    البته شاید حق با شما باشه و کسی شما را به همان خوبی که خودتون ، خودتون را درک می کنید، درک نکند. اما اگر شما بخواهید مانند گذشته فکر کنید، احساس کنید و حرکت کنید یعنی همه را متهم به عدم درک کنید و آنها را طرد کنید، نتیجه اش همین است که الان هستید.
    برای اینکه این روند تغییر پیدا کند. بهتر است به جای اینکه من اینجا صحبت کنم به شما تکلیف بدهم...
    یعنی یک عمل و روشی را در پیش بگیرید...

    شما مشکل اساسی و اول خود را عنوان کرده اید که دلتون به درس نمی ره....
    حالا ما می خواهیم کمک کنیم که این مشکل بر طرف شود...
    اینجا شما هستید که همه وظیفه و مسیر را حرکت می کنید و مشکل را بر طرف می کنید و گرنه من فرسنگها دورتر از تو که نمی توانم به جای تو مسائل را حل کنم...
    اما شما چه کار می توانید بکنید؟

    علت اینکه دلت به طرف درس نمی ره، انبوهی از تفکرات منفی هست که به خاطر مشکلاتت به تو هجوم می آورند، تو را مایوس می سازند و تو را به عقب می رانند.
    تصور اینکه در دنیا تنهایی
    و هیچکس درکت نمی کند.
    نقاط مثبت کمی در زندگی داری
    و هزاران درد برایت پیش آمده است.
    و توان مقابله با آنها را نداری
    و همه استعدادهایت در حال هدر رفتن است.
    و زندگی چیز جالبی برای عرضه کردن به تو نداره.

    همه اینها و هزاران فکر و احساس شبیه به اینها وجود تو را لبریز کرده است. آنقدر تو را اشغال کرده اند، که دیگر قوایی برای رفتن به سوی درس، انگیزه ای برای پیمودنه پله ها، و امیدی برای موفقیت در تو نگذاشته اند.

    اگر باز هم مانند پستهای قبل همین ها را دنبال کنی و تکرار کنی ، حرف درستی زده ای و واقعیت ها را می گویی، اما این قسمت از واقعییات همین نیروهای منفی هستند که با گفتن تو و نوشتن تو قویتر می شوند ، مانند گوله برفی را که از بالای کوهستان به حرکت در می آوری، شاید چند دور بچرخانی ، ولی به تدریج آنقدر بزرگ می شود که به بهمن عظیمی تبدیل شده و کنترل را از دستت می گیرد.
    لذا برای اینکه این قدرت منفی بازدارنده را کنترل کنیم ، به عقب بزنیم و وجود و استعدادهایت را آزاد کنیم تا به سوی اهدافی که دوست داری حرکت کنند. باید از یکجا شروع کنی.
    شروع به چه کاری....؟!
    به دیدن باقیمانده توانایی هایت...
    به دیدن نقاط مثبتی که در لابلای نقاط منفی پوشیده شده اند و دیده نمی شوند.

    ما اگر بخواهیم حرکت کنیم نیاز به انرژی ، وسیله و امید داریم....
    و اینها را می توانیم با تمرین های به ظاهر ساده به دست آوریم...

    در تمرین زیر قصد ما اینست که ذهن شما را روی بخش های مثبت در خودت و محیطت و دوستانت متمرکز کنیم.( دقیقا عکس حالتی که الان مزاحم شماست و شما را مایوس کرده است)

    تکلیف:
    یک یا دو پست در ادامه ایجاد کن ، سعی کن تا می توانی مانند پستهای منفی گذشته طولانی باشه...
    در یکی از این پستها فقط و فقط به نقاط مثبت و قوتی که در خودت، خانواده ات، محیطت و ذهنت و احساست و درکت و تجزیه و تحلیلت و .... هست اشاره کن.
    شماره گذاری کن .
    1 -
    2 -
    3 -
    همه آنها را توضیح بده... سعی کن فعلا در این تکلیف اولیه کاری به اگر و اما و شایدها و ... نداشته باشی و به نقاط منفی اشاره نکنی... صرفا در این تمرین باید ببینم چقدر سرمایه عاطفی و انرژی باقیمانده داری. چون می خواهیم از این انرژی برای ادامه راه کمک بگیریم...

    در پست دیگر این تکلیف را انجام بده...
    1 - چه کسانی به تو پاسخ داده اند، تخمین بزن چه میزان برای پاسخ دادن وقت گذاشته اند، در قبال این پاسخ چه چیزی از شما طلب کرده اند، و آن چیزی را که طلب کرده اند چه سودی به آنها می رسانده است.( سعی کن با دید مثبت به این سئوالات جواب دهی)
    2 - افرادی که به شما پاسخ داده اند، خودشان در این تالار چه گرفتاری هایی داشته اند؟
    3 - این افراد به دیگران چگونه پاسخ داده اند و چه تاثیری روی آنها گذاشته اند.
    4 - در نهایت لیستی از همه توصیه هایی که دیگران برایت نوشته اند تهیه کن( کاری به درست و غلط بودن آن نداشته باش)

    این تکالیف برای اینست که یاد بگیریم نوع نگاهمان را به دیگران، به مشکلات و خودمون عوض کنیم...
    امیدوارم این قدم را محکم برداری و در کنار هم بتوانیم قدم به قدم مسائل را حل کنیم.
    من مطمئن هستم با استعدادهایی که در شما هست و خودتان هم اشاره کرده ای ، شرایط تغییر وضعیت وجود دارد به شرطی که مسیرت را عوض کنی ....
    من و دوستان اقرار می کنیم که نمی توانیم به خوبی خودت ، تو را درک کنیم، اما مسیرهایی که خودمان و دیگران پیموده اند و مشکلات مشابه شما را حل کرده اند را به شما پیشنهاد می دهیم...
    حرکت با شما
    بسم الله....

  9. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    مدیرهمدردی (یکشنبه 11 فروردین 87)

  10. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 دی 92 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1386-12-06
    نوشته ها
    203
    امتیاز
    5,805
    سطح
    49
    Points: 5,805, Level: 49
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    181

    تشکرشده 204 در 87 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: تنهاترين

    البته که نیستی.من هم مثل تو اینجا مهمونم و دلم می خواد دوستای جدید پیدا کنم .اگه چیزی گفتم که رنجیدی معذرت می خوام.آشتی؟

  11. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 00 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1386-11-26
    محل سکونت
    تهران بزرگ
    نوشته ها
    1,452
    امتیاز
    50,483
    سطح
    100
    Points: 50,483, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکرها
    2,842

    تشکرشده 3,286 در 817 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترين

    سلام.
    خوبید ؟ اینقدر اومدم اینجا و رفتم که دیگه مثله اینکه معتاد شدم امان از دست شما ! ( حالا آقا مدیر درسته ما فعلا تهرونیم اما قم رو هم خوب بلدیم حتما میایم پیشتون از نزدیک زیارتتون میکنیم . )
    -------------
    ادامه صحبت :
    خانم محترم من هم اون یادداشتی که آقای مدیر زحمتش رو کشیده بودند رو خوندم اتفاقا با این که سعی کردم به قول اطرافیانم " سامورایی " زندگی کنم ( "سامورایی " زندگی میکنم یعنی همیشه روی پای خودم همیشه خودم کارهای خودم توانایی های خودم با وجود امکانات رفاهی اما همیشه ساده اما مرتب و همیشه سعی کردم از کوچک ترین چیزها بیشترین استفاده رو بکنم .خلاصه مرد باشم و مردونه زندگی کنم و ..... ) اما باز هم پیش خودم گفتم : .................... ؟ ! ! !
    آقای مدیر گفت ببین دوستا چه یادداشت های رو در مورد خودشون گذاشتون ؟
    من خودم یه 4 - 3 تا فکر کنم موضوع ایجاد کردم اما حالا که فکر میکنم میبینم به قول آقا مدیر " مثل گوله برفی از بالای کوه آروم آروم میومده " و من نمیفهمیدم که داره بزرگ و بزرگتر میشه ! ! !
    پس با گفتن حرفای دوستان خوب که اگر اشتباه نکنم همین بنده خدا ( no1 ) هم یه چند تایی مطلب برای من لطف فرموده بودند و نوشته بودند که همین جا ازشون متشکرم ( خیلی ممنونم ! ) من خودم با ریختن دور افکار منفی ( توسط آقای مدیر و دوستان عزیز ) و با کمک خداوند بزرگ و مهربان تونستم دوباره همون Lord Hamed همیشگی بشم .
    خلاصه اینو میخوام بگم راهنمایی کردن دوستان فقط درصد کمی از 100 درصد به ما کمک میکنه و آقای مدیر با تمام دانشی که در این چند سال که به درس خوندن پرداختند کسب کردند از پشت یه مانیتور و با فشار دادن روی صفحه کلید ( فارسی را پاس بدارید.) نمیتونید برای شما معجزه کنند پس باید خودتون دستانتون رو دراز کنید نه فقط برای صرف روابط یک طرفه بلکه این جا( البته چیزی که من متوجه شدم ) فقط صرف یک راهنمایی ساده اما گرم و دوستانست و هیچ کس کسی رو سمت پرتاتگاه راهنمایی نخواهد کرد .
    شما باید خودتون سعی و تلاش رو انجام بدید در کنار این هم دوستان کمکی یه شما بکنند یه لطیفه بگم خالی از لطف نیست : " یه روز یه بنده خدایی میره مشهد شهر شما داد و فریاد و جیغ و ناله و .. خلاصه میگه ای امام رضا ( ع ) من یه آرزویی دارم میخوام تو قرعه کشی بانک برنده بشم ! شب امام رضا ( ع ) میاد به خواب زن اون بده خدا میگه : بابا به این بگو اول بره توی اون بانک حساب باز کنه بعد برنده بشه " !!!!
    خلاصه منظور به اینکه شما یه حساب باز کنید بقیش انشا الله درست میشه .
    شب عالی متعالی .


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.