به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 45

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: واقعا درموندم.....

    شما به عشق پیش از ازدواج معتقدی، اما هر دختری قبول نمیکنه وارد چنین رابطه‌ای بشه...

    چرا که برای تجربه عشق پیش از ازدواج، معمولا روابط دوستی‌ باید شکل بگیره که البته با وابستگی و ... همراه خواهد بود، و البته فکر نمیکنم با توجه به محیط دانشگاه، چنین چیزی رو هر فردی به این راحتی‌ بپذیره، چرا که اگر رابطه‌ای شکل بگیره و به ازدواج ختم نشه، معمولا، طرف خانوم خیلی‌ نباید منتظر پیشنهاد ازدواج فرد دیگری در محیط دانشگاه باشه! البته این تجربه شخصی‌ من هست...

    ضمنا، فکر نمیکنم، صرفاً هدف ادامه تحصیل و مهاجرت تنها، دلیل و معیار خوبی‌ باشه برا انتخاب همسر...

    خدا پدر اونی‌ رو که به من گفت، چرا فکر میکنی‌ باید فرد مورد نظرت حتما تو همین دانشگاه باشه رو بیامرزه...

    چون خودش ۳۰ سال قبل این رو تجربه کرده بود...و حالا به من هشدار میداد...

    ضمنا اومدیم، شما از دانشگاهی پذیرش گرفتی‌ و اون خانوم از یک دانشگاه دیگه...

    اونوقت چیکار میکنی‌؟

    این برای خیلی‌ از دوستانم، رخ داده...

    به هر حال، به طور خلاصه، با توجه به نوشته‌های شما، از دید کامران۲۰۰۷، شما آمادگی ازدواج نداری در حال حاضر...

    نیاز به تفکر و مطالعه بیشتر داری...
    K

  2. 4 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (سه شنبه 28 اردیبهشت 89)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: واقعا درموندم.....

    کاملا درسته!

    من به عشق پیش از ازدواج معتقدم البته نه لزوما عاشق دلبسته ولی معتقدم همونطوری که من احساس میکنم این خانم رو میتونم (پتانسیلش رو میگم) بی قید وشرط دوست داشته باشم اونم یه حداقلی رو نشون بده یعنی دوست دارم اون به لحاظ شخصیت و ظاهر علاقمند باشه بعد بحث شرایط و .. پیش بیاد...

    ازین جهت واقعا موندم من 26 سال سن دارم و مقطع لیسانس رو هم بدون همچین مسائلی گذروندم (تجربه ای که ازون دوره مهمه اینجا بگم این بود که در دوره لیسانس از دختری خوشم میومد ولی چون شرایط ازدواج رو نداشتم باهاش مطرح نکردم تا اینکه ازدواج کرد.....) در واقع من با اینکه تجربه داشت دوست دختر نداشتم ولی ازون ور زود دل نمیبندم و یه کم محتاطتم .... حالا این یه سر قضیه است ازین ور با اینکه هم شرایط ظاهری و هم شرایط دیگه نسبتا خوب هست و معمولا وقتی توی محله های پاتوق سیر میکنم سیلی از لبخندهای تصنعی و مشمئز کننده رو میبینم......خوب همیشه این سوال مطرح میشه چرا به یه دوستی الکی و معمولی تن نمیدم....گاهی فکر میکنم سرم بیکلاه مونده خوب هم هیچی کم ندارم....ازون ازدواج نمیتونم بکنم (اینو میدونم که با تردید نمیشه ازدواج کرد واسه همین جلو نمیرم) ازین ور نیاز به رابطه دارم ولی به رابطه خیابانی تن نمیدم....خوب میدونین که خیلی از روابط با قول ازدواج شروع میشه یا حداقل درآوردن ادای نیت خیر در زیر لوای بیشتر لذت جنسی از طرف پسر و خیلی اوقات حماقت عمدی دختر برای سرپوش گذاشتن به یه نیاز عاطفی طبیعی.... اونوقت من واسه دختری که فکر نمیکنم تمام معیارهامو داره ولی فکر میکنم گزینه خوبیه...نمیتونم پا پیش بزارم.... در واقع مشکل من با خودم هست...
    بعضی وقتها دوست دارم بزنم به بیخیالی و خودم رو با یه رابطه خیابونی مشغول کنم که خلاء ش پر بشه ولی دلم به این کار رضا نمیده....اصولا نمیتونم یه دختر رو ولو اینکه همچین دختر لایقی هم نباشه....سر بدوونم یا نمیتونم دروغ بگم و حرفهای صدمن یه غازبزنم....
    من متاسفانه فرد ایده آلیستی هستم میدونم که این خوب نیست ولی خوب هم ذهنیتم نسبت به حداقل 40 50 درصد از دخترای هم نسلم بده و به این راحتیها اطمینان نمیکنم هرچند کلا نسبت به جنس مونث و صداقتشون خوش بینم....ازون ور هم به اون ور امیدی ندارم هر چند اونجا دیگه دروغ و مشتقاتش مثل اینجا نیست...میشه فهمید هر کسی چه کاره است ... تعارف و رودربایسی هم ندارن ....خلاصه هرچند چمن اونا سبزتر به نظر میرسه ولی فکر نمیکنم بشه اونجا دنبال یه رابطه پایدار گشت...
    اسم مناسبی واسه تاپیک انتخاب نکردم ولی الان میبینم که واقعا درموندم!
    در حال حاضر تصمیم دارم بیخیالش شم...
    ولی چندان به آینده خوش بین نیستم متاسفانه

    راستی حرف یکی از دوستام منو تحت تاثیر قرار داده که میگفت سعی کن همسرت هم رشته ات باشه اونم تجربه ای عکس دوست شما داشت...
    با این قضیه موافقم که میگین لزوما اینجا آخر دنیا نیست ... به قول انگلیسی ها ماهی های زیادی توی اقیانوس هست.....ولی این نشون میده ازدواج موفق بستگی به خیلی عوامل داره که ساده تر اینه که به عنوان یه فرآیند تصادفی بهش نگاه بشه فقط ازون ور اگه راه جدائی توی جامعه یه کم شل بشه اونوقت این مسئله بهتر میشه و اصولا میشه زوجهای موفقتری داشت باید دید هدف چیه؟ حفظ ازدواجها و پائین آوردن نرخ طلاق به هر قیمتی یا کمک به تشکیل بنیانهای بهتری از خانواده واسه نسلهای بعد....
    یه دوست مثلا با تجربه داشتم که میگفت واسه پیدا کردن همسر مناسب تقریبا باید چیزی بین 20 تا 30 رو آزمود من که فعلا توی دومی ام

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 13 بهمن 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-12-03
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    2,945
    سطح
    33
    Points: 2,945, Level: 33
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    357

    تشکرشده 353 در 156 پست

    Rep Power
    37
    Array

    RE: واقعا درموندم.....

    سلام دوست عزیز
    راستش هرچی نوشته هاتونو می خونم بیشتر گیج میشم
    ببین یک مدت جامعه و فامیل و دوست و اون دختر خانم و آمار طلاق و تجربه های موفق و ناموفق دیگران و سنت و فرهنگ ایرانی و اروپایی و غیره را بگذار کنار .........خوب فکر کن.... حالا ببین خودت چی میخوای!!!!!!!!!!!! اصلا می دونی چی می خوای؟
    وقتی فهمیدی خودت چی می خوای( که اصلا راحت نیست) اون موقع ببین آمادگی ازدواج داری یا نه
    وقتی دیدی آمادگی ازدواج داری (توی واقعیت نه اینکه همش برای خودت برنامه ریزی کنی و شرایط و خواسته های طرفت را اصلا در نظر نگیری چون مثلا اصلا اون خانوم ممکنه نخواد بره خارج!) اون موقع تازه راجع به نحوه ی خواستگاری فکر کن در ضمن به غیر از آمادگی خودت نظر خانواده ات را هم برای ازدواج بپرس
    موفق باشی

  5. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: واقعا درموندم.....

    سلام
    درست میگید خوب یه آدم درمونده همینطوره دیگه...
    مسئله اینه که وقتی من به قول کامران آمادگی ازدواج رو ندارم و نسبت به شرایط خودم تردید دارم چطور برم خواستگاری و یه دختر رو اسیر خودم بکنم (با فرض جواب مثبت)
    ازون ور باز به قول کامران نمیشه بدون خواستگاری راجع به این مسائل صحبت کرد....
    ازین ور نیاز هست شرایط طرف رو بدونم ببینم همراه من هست (آخه مسئله اینه که اون قصد ادامه تحصیل نداره... تازه من به فکر پذیرش dual بودم که بیشتر واسه دانشگاههای آمریکا ممکنه قابل قبول باشه)...
    خلاصه یه حالت برزخ هستم... دلیلش هم اینه که به اون دختر یه جورائی علاقه دارم توی این فروم یه جائی دیدم که گفته بود بهترین همسر واسه یه مرد، زنی هست که اگر مرد بود بهترین دوستش میشد من دقیقا همچین احساسی نسبت به این خانم دارم واسه همین یه کم رهاکردنش سخته....ولی فعلا بیخیالش شدم تا یکی دو هفته ببینم چی میشه... ازین بابت مطمئنم که اگه بخوام میتونم فراموشش کنم... فلا صبر رو پیشه کردم...

    راجع به خونواده ها متاسفانه من زیاد نمیخوام دخالتشون بدم ایده من اینه و این بوده که دختر دلخواهمو که پیدا کردم و موافقتهای خیلی مقدماتی و اولیه که گرفته شد اونوقت خونواده مو در جریان میزارم که کار رسمی تر بشه...اگر هم مخالفت کنن که احتمالش خیلی کمه خودم جلو میرم....زیاد در قید نظرشون راجع به ازدواجم نیستم....

  6. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: واقعا درموندم.....

    خوب به عنوان نتیجه هم شده تا اینجا میگم که مسئله سوءتفاهم به کلی منتقی است چون همین که من یه کم باهاش سرسنگین بودم (توی همون روابط همکلاسی...) کار خودشو کرد و ایشون الان مثل سابق شدند...
    بهرحال ممکنه که از لحن من ناراحت شید ولی سیگنالها دوباره فرستاده میشن ... اینو فقط واسه این بگم که حداقل خیال خودم ازین بابت که سوءتفاهمی پیش نیامده بود راحت شده...ضمن اینکه کنجکاو بودن یه دختر راجع به یه پسر یا مسائل دیگه لزوما به معنی علاقه نیست بلکه ممکنه یه کنجکاوی صرف باشه یه تلاش برای شناخت بیشتر باشه ولی چیزی که مسلم هست اینه که من از یه چیزی بیش از یه همکلاسی عادی هستم....و این فکر منو مشغول میکرد....
    تصمیمم هم فعلا این هست که بیخیال موضوع بشم ... باید سنگهامو با خودم وا بکنم...
    راجع به رابطه بین من و این خانم هم بگم که رابطه ای نداریم متاسفانه جز پاره ای مسائل که نمیخوام جزئیاتشونو اینجا بگم.... (کاش فرهنگ کمی بی پیرایه تری میداشتیم...)
    بهرحال بخش بزرگی ازین مشکل با گفت و گوی مستقیم حل میشه ولی ازون ور نمیخوام راجع به چیزی که از اساس درش تردید دارم وارد یه موضوع جدی بشم.

    یه کم سخته که بهش فکر نکنم ولی کلا نسبت به قبل خیلی کمتر شده اما هنوز به هیچ کدوم از تصمیمات اعتماد راسخ ندارم متاسفانه....

    بهرحال ممنون

  7. کاربر روبرو از پست مفید rroogg تشکرکرده است .

    rroogg (دوشنبه 29 شهریور 89)

  8. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: واقعا درموندم.....

    دوستان لطفا کمک کنین (حداقل همدردی دیگه )
    میخوام مسئله رو تغییر بدم...مسئله اینه:
    من حس میکنم به این خانم همه جوره میخورم اگه بهش امتیاز بدم از نظر ظاهری .. اخلاق ... ویژگی های شخصیتی..هوش..خونواده.... همه ش خوب هست اگه عالی نباشه یا حداقل قابل قبول هست هیچکدوم از معیارها رو مردود نمیشه... از نظر احساس دوست خوبی شدن (به عنوان همسر) امتیاز بالائی میگیره...اختلاف سنی مون : یک سال کوچیکتر از منه.. من 26 اون 25....
    نقاط ضعف: کمی قدش کوتاه هست فکر میکنم 168 باشه شایدم کمی کمتر (البته کوتاه نیست من یه نمه بلند هستم ضمن اینکه این معیار فرعی منه...کلا در حدی نیست که شبیه تام و جری بشیم)
    دوری شهرها و اینکه احتمالا باید از شهرش جدا بشه....
    دیگه نقطه ضعف خاصی درش ندیدم (چون شناختم اولیه است)
    وضعیت من: فعلا کار ثابتی ندارم ... میتونم به یه شرایط اقتصادی با ثبات برسم ولی بهتره فعلا بیکار فرض شم ولی بیکاری که پتانسیل کاری رو داره...
    مسکن و ... رو شاید خونواده بتونن کمک کنن
    خارج رفتنم هم توافقی خواهد بود....اما ادامه تحصیل مسلم هست (همین جا یه سوال مطرح کنم به نظرتون ازدواج مانع تحصیل میشه؟
    ضمنا من قابلیت ارائه یه عشق بی قیدوشرط رو دارم ولی گاهی حس میکنم شاید به خاطر این باشه که کلا نسبت به دخترا بی تجربه ام (هر چند به ظاهر اینطور به نظر نمیاد) ولی ایا این به خاظر بی تجربگی نیست که من وارد این احساس شدم؟ گاهی خیلی سبک و سنگین میکنم ولی باز مردد میمونم...

    نظر شما چیه به این بازی ادامه بدم و احساساتمو جولان بدم....
    یا سرکوبشون کنم اگه جواب اینه چه جوری؟ چه جوری از فکرش بیام بیرون؟
    کلا به نظرتون این ازدواج موفقی خواهد بود...


    من توی این مدت کمتر بهش فکر میکنم و کمتر ناراحت میشم و کمی شادتر از هفته های قبل هستم ولی هنوز بهش فکر میکنم...
    یه حالت نوسانی گرفتم....مدتیه تنهام....وقتی هست به روی خودم نمیارم ولی وقتی تنها میشم بهش فکر میکنم...
    به نظرتون چیکار کنم؟ انگیزه درس خودنم هم کم شده داره روی درسام اثر منفی میذاره...
    اگه بخوام فراموشش کنم چه جوری؟ آیا شما این پیشنهاد رو میدین؟
    خواهش میکنم کمک کنین

  9. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: واقعا درموندم.....

    دوستان کسی نیست کمک کنه؟

  10. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: واقعا درموندم.....

    با درود

    rroogg جان خوبی برادر؟

    داداش یک توصیه لطفا خلاصه وار بنویس تا افراد بیشتری شما را راهنمایی کنن..ممنون

    در مورد زنان و کلا دختران موردی هست که باید حتما بدانی

    معمولا دختران قبل از ایجاد رابطه و نزدیکی با شخصی هیچ برنامه و علاقه بسیاری نسبت به او ندارند در واقع هنوز احساس به آن شدت تحریک نمی شود... به همین دلیل علت اصلی که دختران پیشنهاد ازدواج را نمی دهند این است

    ولی هنگامی که تازه دختری وارد فاز رابطه جدید و نزدیکی با شما شود رفته رفته بسویتان جذب خواهد شد و حتی تا مرز وابستگی پیش می رود.

    اما مردان و پسران رویکرد کاملا متفاوتی دارند... اگر کمی به رفتار خودت توجه کنی خواهی فهمید
    می بینی برادرگلم از صبح تا شب فکر و ذهنت او است... دائم در حال نقشه کشیدن برای ارتباط هستی...آیا می شود؟ نشود چه کنم؟ دوستش دارم؟ نکنه تنها عشق ظاهریه

    بنابراین پسران قبل از رابطه نقشه آن را می کشد و احساس بسیار وقت است دخیل شده.

    بنابراین شما باید ماهی گیر ماهری باشی... یعنی چی؟

    حتما دیدی تا وقتی ماهی به قلاب گیر نکرده فقط باید منتظر باشی و تمام توجهت جلب قلاب و آب باشد تا مبادا ماهی گیرکرده را از دست دهی.

    اما امان از وقتی که ماهی را از آب گرفتی... کمی تکان می خورد و بعد بی حس خواهد بود و همیشه در کنار تو می ماند وابسته ات می شود...

    پس مشکل ترین کار گرفتن ماهی است نه نگه داشتن او.
    بهترین راه هم اقدام مناسب و تقاضا برای ازدواج است...

    اگر می خواهیم با دختری رابطه ازدواج برقرار کنیم تنها پرسیدن یک سوال کافیست تا او همه چیز دست بیاید و بداند شما برایش می میرید

    آن سوال>> "خانم شما مجرد هستید؟

    تمام اینها را گفتم بکنار...آیا واقعا شما ظرفیت ازدواج را داری؟؟

    بله به نظرم ظرفیت ازدواج را تا حدی داری نه زیاد ولی در حد کم هم خوبه .... اما هم اکنون وقت ازدواج تو نیست... زیرا فرصت بسیار داری.

    صبر کن... این ماهی نشد...دریا بزرگ است و ماهی های چاق و چله تر بسیار .. تو قلابت را محکم نگه دار

    بدورد

  11. کاربر روبرو از پست مفید حسین پور تشکرکرده است .


  12. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: واقعا درموندم.....

    خیلی خیلی ممنون
    راهنمائی بسیار حکیمانه ای بود خیلی خیلی استفاده کردم
    واقعا عالی بود

    ببخشید من یه کم دست به تایپم خوبه ولی سعی میکنم کوتاه بنویسم.

    من کلا مرددم نسبت به خودم و نسبت به این خانم ولی اون چیزی که باعث میشه مثل روغن جیلیز ویلیز کنم این فکره که شاید بعد از این ماهی بعد به تورم نخوره ... ماهی ای که خلاصه فکر میکنم کم پیدا میشه وگرنه چیزی که زیاده ماهی..ازون ور بعضی از معیارهام راجع به این خانم عالی نیست بلکه خوب یا قابل قبوله ..... واسه همین فعلا تصمیم گرفتم تا یه ترم دیگه هم صبر کنم

    1. گفتین ماهی گیر باشم یه نکته اش گنگه....منتظر باشم فردی مناسب واسه من سیگنال بفرسته منم اونو گزینه مناسبی میدونم و ادامه ماجرا... یا نه خودم هر وقت احساس درست و آمادگی و سواد لازم رو پیدا کردم دنبال ماهی شنا کنم؟ بهرحال این منتظر بودن کمی واسه گنگ بود...هرچند گفتین سختترین بخشش همینه
    2..چطور میتونم این نقشه کشیدن ها رو خاتمه بدم....خیلی سعی میکنم ولی باز یه فکری به ذهنم میرسه هر بار یه قضاوتی ... نظریه ... فرضیه...قضیه...روی درسم هم تا حدی اثر منفی گذاشته:: انگیزه ام کم شده

    ببخشید دیگه هم توی پستم رژیم درست حسابی نگرفتم هم اینکه جوابهای جالب شما آدم رو سر ذوق میاره که سوال بپرسه یه جورائی تقصیر خودته برادر

    بهرحال مممنون

  13. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 مهر 89 [ 16:09]
    تاریخ عضویت
    1388-5-18
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    2,616
    سطح
    31
    Points: 2,616, Level: 31
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: واقعا درموندم.....

    دوستان هر آنچه که لازم بود رو گفتن...

    نقل قول نوشته اصلی توسط rroogg
    1. گفتین ماهی گیر باشم یه نکته اش گنگه....منتظر باشم فردی مناسب واسه من سیگنال بفرسته منم اونو گزینه مناسبی میدونم و ادامه ماجرا... یا نه خودم هر وقت احساس درست و آمادگی و سواد لازم رو پیدا کردم دنبال ماهی شنا کنم؟
    ظاهرا یکی از معیار های اصلی شما سیگنال فرستادن ایشونه. نه؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط rroogg
    2..چطور میتونم این نقشه کشیدن ها رو خاتمه بدم....خیلی سعی میکنم ولی باز یه فکری به ذهنم میرسه هر بار یه قضاوتی ... نظریه ... فرضیه...قضیه...روی درسم هم تا حدی اثر منفی گذاشته:: انگیزه ام کم شده
    ارتباط رو حداقل کن. سعی کن از مسیری بری و بیای که نبینیش، اگر هم دیدیش خودت رو مشغول کن به کاری و توجه نکن بهش.

    خیلی هم فکر نکن عاشقته و ... بعضی دخترایی که سیگنال میفرستن همزمان چند جا سرمایه گذاری می کنن.

  14. کاربر روبرو از پست مفید kourosh12345 تشکرکرده است .

    kourosh12345 (دوشنبه 29 شهریور 89)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.