سلام به همگي دوستان خوب و قديميم توي تالار همدردي ... به خصوص baby عزيزكه به دليل عضو نبودنم توي سايت نتونستم جوابشون رو بدم.
راستش واسه من يه سوالي در رابطه با ازدواج پيش اومده كه دلم ميخواد نظر بقيه رو بدونم ....
راستش من قبلنا فكر ميكردم كه صداقت توي همه ي مسائل خيلي خوبه ولي الان دارم به اين نتيجه ميرسم كه اينطور نيست ....
راستش گاهي صداقت به آدم ضربه ميزنه .... ( منظورم صداقت راجع به گذشته است )
مثلا مثل همين چند تا تاپيكي كه توي همين تالار ديدم ، متوجه شدم كه اين صداقت اصلا باعث خراب شدن رابطه ميشه
منظورم از صداقت ، صداقت در زمان حال نيست ، بلكه بيرون ريختن ماجراهاي گذشته ي زندگي هستش كه نا خوشاينده
مثلا يه خانم و آقا با هم رابطه ي خوبي دارن ،خانومه گذشته ي خوبي نداشته و به آقا اعتماد ميكنه و گذشته ي پر از گناهشو واسه آقا رو ميكنه
و حالا آقا هرچي فكر ميكنه ميبينه كه نميتونه اين خانم رو به خاطر كارهاي اشتباه گذشته اش ببخشه و حتي شك و ترديد رو هم نميتونه از خودش دور كنه و رابطه به هم ميريزه
يا مثلا آقاهه 10 سال پيش مشروب ميخورده و حالا مثلا ميخواد بگه من صادقم و به خانمه اين حرف رو ميزنه و حالا خانمه به خاطر اينكه آقاهه 10 سال پيش مشروب ميخورده ، ميره توي دو دلي و رابطه ي خوبشون خراب ميشه
خودمم همچين تجربه اي رو دارم ..... مثلا به يه خواستگار كه گفتم يه بار تجربه ي دوستي رو داشتم وقبلنا عاشق شدم ، خيلي جا خورد و سرد شد .... گرچه واسم مهم نبود
ولي دلم نميخواد كه به خاطر گذشته ام ، آينده ام خراب بشه .....من نميگم دوستي خوبه ولي به هر حال براي اكثر جوونا پيش مياد كه دوستي با جنس مخالف داشته باشن ، حالا به هر نيت ، مثل دوستي ساده يا دوستي با قصد ازدواج يا .....حالا هر چقدر هم كه از نظر عرف بد باشه ، بلاخره چيزي نيست كه بشه جلوشو گرفت چون توي اين سن و سال كسي به حرف بزرگترها گوش نميده، و توي جامعه ي امروز ما خيلي پيش مياد ( حالا هرچقدر هم كه به آدم ضربه بزنه و ناراحت كننده و اشتباه باشه) درسته كه اين دوستي اي كه داشتم( البته با قصد ازدواج از جانب من ) از نظر روحي خيلي بهم ضربه زد و ناراحتم كرد (الانم دوستي رو به كسي پيشنهاد نميكنم به هيچ وجه ) ولي از اينكه قبلا با يكي دوست بودم ، با اينكه خيلي اذيتم كرد ،پشيمون نيستم چون يه درسي گرفتم و خيلي خيلي كمكم كرد كه تجربه ام بيشتر بشه و اينقدر ساده به زندگي نگاه نكنم ... حالا ديگه ساده انگارانه به ازدواج نگاه نميكنم و از اين بابت خيلي خوشحالم ، چون ديدم به زندگي خيلي واقع بينانه تر شده
ولي مشكل من اينجاست كه اگه بخوام به خواستگارام راجع به دوستي اي كه قبلا داشتم بگم ، اكثرا باعث تغيير عقيده شون ميشه .... البته دست خودشونم نيست كه احساس بدي پيدا ميكنن
ميخواستم نظر شما دوستان رو بدونم ، اينكه آيا اشكالي نداره كه آدم موقع ازدواج همه ي واقعيتهاي مربوط به گذشته اش رو بازگو نكنه ؟؟؟؟ آخه بازگو كردنش جز ناراحتي و شك و ترديد و بد دلي طرف مقابل ، هيچ نتيجه اي رو در بر نداره !!!
حالا از اون طرف، نگفتن اين موضوعات نامردي به حساب نمياد ؟
از طرفي اگه قرار باشه به هر خواستگاري كه مياد همه ي مسائل گذشته ات رو باز گو كني كه ديگه كم كم كل دنيا از گذشته ات با خبر ميشن !!!!
از اون طرف اگه بذاري يكم بعد تر يعني مثلا بعد از نامزدي به طرفت بگي ، طرفت شاكي ميشه كه چرا زودتر بهش نگفتي و .....
خلاصه ميخواستم نظر شما رو بدونم .........







كه به دليل عضو نبودنم توي سايت نتونستم جوابشون رو بدم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)