به نظر من، خود زن و مرد هستن که رابطه همسرانشون رو با خانوادشون شکل میدن، خیلی مهمه که هر کدوم چطور برخورد کنن. به عنوان مثال، این من بودم که احترام همسرم رو پیش پدر و مادرم بالا نگه می داشتم، تا اونها به همسرم به چشم پسرشون نگاه کنن، و همچنین طوری برخورد می کردم که همسرم هم پدر و مادرم رو مثل پدر و مادر خودش دوست داشته باشه، تا وقتی که پدر و مادرم زنده بودن، رابطه همسرم با اونها بهتر از رابطه اش با من بود.
و حالا هم همسرم هست که به رابطه بین من و پدرو مادرش کمک می کنه تا یه رابطه دوستانه دو طرفه برقرار باشه، نمیگم که خود عروس و داماد و یا پدر و مادرها نقشی ندارن اما نقششون کمتر هست.
![]()







و...نمی شود .
از زمانی که شوهر من حدود 35سال قبل که بدنیا اومده اونها با خواهر و برادرهاشون قهرهای طولانی مدت بر سر ارث و میراث داشته اند. از 8 سال پیش من و شوهرم هم به این جو وارد شده ایم بنظر من گذشته یک خانواده و عدم وجود ریش سفیدها و بزرگان مفید در فامیل باعث میشه تا مثلا مادر شوهر و پدرشوهر من با شوهرم که بچه شان است هم قهر کنند چه برسه به عروس.


و با شیطنت هاش دوری از خانواده و فامیل رو برای هردوتون قابل تحمل تر کرده.
علاقه مندی ها (Bookmarks)