صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست
بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست
بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظیم
و ر نسازد می بباید ساختن با خوی دوست
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
گر قبولم می کند مملوک خود می پرو رد
وربراند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
هر که را خاطر به روی دوست رغبت می کند
پس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست
تشکرشده 267 در 64 پست
هر که را دیدیم از مجنون و عشقش قصه گفت
کاش می گفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
دیگران را عید اگر فردا ست ما را این دم است
رو زه داران ما نو بینند و ما ابروی دوست
تشکرشده 240 در 63 پست
وقتي جهان
از ريشه جهنم
ادم از عدم
و سعي
از ريشه هاي ياس مي ايد
وقتي يك تفاوت ساده
در حرف
كفتار را
به كفتر
تبديل مي كند
بايد به بي تفاوتي واژه ها
و واژه هاي بي طرفي
چون نان
دل بست
نان را
از هر طرف كه بخواني
نان است!
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
هر سحرگاه وقتی که خورشید
ان سوی کوه در خواب ناز است
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
در وصل هم ز عشق
تو ای گل در اتشم
عاشق نمی شوی که بیینی چه می کشم
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنی
از ساکنان فرش فراموش می کنی
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)