تو چون ز روی بگیری نقاب زلف سیه را
خروس صبح بخواند که آفتاب برآمد
تشکرشده 3,145 در 958 پست
تو چون ز روی بگیری نقاب زلف سیه را
خروس صبح بخواند که آفتاب برآمد
تشکرشده 34 در 22 پست
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی
تشکرشده 29 در 19 پست
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
رفتی و رفت جان و دلم در قفای تو
خالیست بر دودیده ام ای دوست جای پای تو
سکوت سرشار از ناگفتههاست_____________________________
تشکرشده 7 در 5 پست
واعظ ما بوی خوش نشنید بشنو که این سخن
در حضورش نیز می گویم نه غیبت می کنم
تشکرشده 34 در 22 پست
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پنر گیر و خواه ملال
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
من و صلاح و سلامت کس این گمان نبرد
که کس به رند_خرابات ظن_ آن نبرد
سکوت سرشار از ناگفتههاست_____________________________
تشکرشده 79 در 52 پست
عزیزان من تو مشاعره و شعر و شاعری دستی ندارم اما چه وضعیه؟ هر کی هرچی گیر میاره میده؟ از یه حرف شروع کنید! اگه نخواستین حرفو عوض کنید! اینجا یه مدیر مثه سد(صلوات) ممد می خواد!
مثلا ب!
موفق باشید.
یاعلی![]()
تشکرشده 77 در 52 پست
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
با الف ادامه بدید
تشکرشده 79 در 52 پست
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)