فکور جان
این baby که می بینی اصلا بزرگ نشده که حالا بخواد بیاد قاطی بچه ها. راستیاتش قبلنا همش تو باغ بودم ، معلممون هم خیلی ازم می پرسید "تو باغی ؟؟؟" مث اینکه تو باغ نیستیا !!! منم میگفتم نه بخدا تو باغم.
بعد باغو فروختن و چون مجازی بود من آدرسشو گم کرده بودم تا امروز که صحبت انصراف از حمله بود و اینا که باغ رو پیدا کردم.
آره یادش به خیر ، چقد خاطره ازش دارم
کاش یکی بود که توی کوچه ها داد می زد:
خاطره خشکیه، خاطره خشکیه
اونوقت همه خاطرات باغ رو می دادم ،همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن می ریختم تو کیسه و می دادم بهش و می رفت ردِ کارش
بله فکور خانوم ، چن وقتی بود این روحم حسابی زمخت شده بود ، اومدم تو سونای باغ شاید یه کمی لطیف بشه
بهرحال زندگی همیشه در جریانه فقط نمیدونم چرا ما رو در جریان نمی ذاره!
حالا که با اومدن من باغ مشروعیت پیدا کرده ، پس وای به حال این شرع
اگه مشکل جنسی فقط مختص آقایان باشه ، بدجنسی هم فقط مال ماست ، اما خوشبختانه هر دوجنس بد جنسی دارن ، البته این تیکه (پست 172) مال باغ نبود ، تو توبرم بود اومدم باغ یادم رفت ببرمش بیرون















علاقه مندی ها (Bookmarks)