من و انکار شراب این چه حکایت باشد
غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد
تشکرشده 7 در 5 پست
من و انکار شراب این چه حکایت باشد
غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
سکوت سرشار از ناگفتههاست_____________________________
تشکرشده 34 در 22 پست
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟
ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد...
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دل تنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
سکوت سرشار از ناگفتههاست_____________________________
تشکرشده 29 در 19 پست
تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو
پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو
تشکرشده 14 در 12 پست
و عشق با دل من هم - به جان تو، جدی!***اگر تو آمده بودی کنار آمده بود
تشکرشده 77 در 52 پست
ور باورت نمیشود از بنده این حدیث
از گفته دلیل کمالی بیاورم
میم بده بابا!
تشکرشده 34 در 22 پست
منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
نون بده بابا!
تشکرشده 77 در 52 پست
مثل اینکه یکی زودتر از من واو داده بود به همین خاطر خودم یه میم می نویسم آخرش هم یه دال بخواد
می نالم از دلی که به خون غرقه گشته است
این شعر، غیر رنجش یارم به من چه داد
تشکرشده 77 در 52 پست
دردا که این جهان فریبای نقشباز
با جلوه و جلای خود آخر مرا ربود
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)