ناموس عشق و رونق عشاق می برند
منع جوان و سرزنش پیر می کنند
تشکرشده 7 در 5 پست
ناموس عشق و رونق عشاق می برند
منع جوان و سرزنش پیر می کنند
تشکرشده 77 در 52 پست
دست به دامان تو دارم شب و روز
که بیای و مرا از قفس آزاد کنی
تشکرشده 77 در 52 پست
یا رب دل به تمنای تو داشتم شب و روز
کز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
تشکرشده 77 در 52 پست
دیگر گرمی نمی بخشی
عشق، ای خورشید یخ بسته
سینه ام صحرای نومیدیست
خسته ام، از عشق هم خسته
تشکرشده 34 در 22 پست
هوا هوای بهار است و باده باده ناب
به خده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب
تشکرشده 2 در 2 پست
به بوي نافه اي كاخر صبازان طره بگشايد
زتاب جعد مشكينش چه خون افتاد در دلها
تشکرشده 14 در 12 پست
آنانکه که خاک را به نظر کیمیا کنند***آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟!
تشکرشده 7 در 5 پست
دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم
نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم
تشکرشده 14 در 12 پست
ما نگوئیم بد و میل به ناحق نکنیم***جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
دو ؛سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
سکوت سرشار از ناگفتههاست_____________________________
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)