خيلي خوشحالم كه اوضاعت فعلاً خوبه. سعي كن همين رويه رو ادامه بدي تا شوهرت هم عادت كنه كه زياد نره و بياد و مادرشوهرت هم رفت و آمدش رو محدود كنه.
تشکرشده 73 در 47 پست
خيلي خوشحالم كه اوضاعت فعلاً خوبه. سعي كن همين رويه رو ادامه بدي تا شوهرت هم عادت كنه كه زياد نره و بياد و مادرشوهرت هم رفت و آمدش رو محدود كنه.
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.
تشکرشده 73 در 47 پست
الينا جان عيدت هم مبارك باشه.![]()
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.
تشکرشده 498 در 242 پست
سلام ممنونم
حرف دل عزیز عید تو هم مبارک
دوباره دیشب مهمون داشتند مجبور شدم برم ولی دوباره همون آش و همون کاسه الینا چایی ببر , الینا ظرفا رو بیار
با اینکه اصلا" باهاش خودمونی نشده بودم خیلی دلم می خواد وقتی مهمون واسشون میاد نمیرفتم ولی همه احوال منو میپرسن و همه فامیلشون هم خوبند
تشکرشده 81 در 38 پست
فکر نمی کنی یه خورده داری بدجنسی می کنی. تصور کن مادر خودت بود.باز هم اینجوری باهاش برخورد می کردی اون بنده خدا قصد دخالت نداره چون می دونه شما تنهایی این را وظیفه خودش می دونه که در غیاب شوهرتون از عروسش که مثل دخترش هستی مواظبت کنه.این عینک بدبینی رو از روی چشمات بردار.دلت رو روشن تر کن .این طوری کوچکترین لذتی از زندگیت نمی بری.داری اشتباه می کنی.فردا خودت میشی مادر شوهر دوست داری عروست در شرایطی که نیت خیر داری عروست برخورد اینجوری داشته باشه.2 ماه دیگه که بیشتر پیشش نیستی پس کم صبر کن و زندگیتو تلخ نکن تا خدای نکرده شوهرت برای تلافی با مادرت برخورد بد داشته باشه.ای بابا کاش کمی خودمون رو به جای طرف مقابلمون می زاشتی. در ضمن کمی هم خودخواه هستین.که جالب نیست.
تشکرشده 498 در 242 پست
سلام
شادزی جان شما همه پستهای منو نخوندی
تشکرشده 45 در 28 پست
شادزي عزيز قبول دارم تمام حرفهات منطقي اما قبول كن بعضي وقتها خودشون باعث ميشن حرمتشون از بيين بره.
تشکرشده 498 در 242 پست
سلام
خیلی خسته ام . احساس میکنم دیگه هیچ قدرتی ندارم با اینکه سعی میکنم جلوی همه بخندم. به خودم برسم و .....
ولی از درون دارم آب میشم
تشکرشده 657 در 204 پست
سلام خانومی
الینا جان چه غصه بخوری چه نخوری این روزها با لا خره می گذره پس خودت یه کاری کن راحت تر بگذره گلم مگه چاره ی دیگه ای هم داری جز صبر کردن
فقط تلاش کن زودتر مستقل شی تا آروم شی
تشکرشده 498 در 242 پست
بلوم عزیزم
ممنونم
ولی وقتی میبینم دارن واسمون تصمیم میگیرن که زمینمونو بفروشیم یا نه وقتی جلوی من به شوهرم میگن تو غلط میکنی
خیلی عذاب میکشم
تشکرشده 73 در 47 پست
سلام الينا جان. يعني چي؟ توهين مي كنن، تصميم مي گيرند بعد شوهرت هم هيچي بهشون نمي گه؟ اين ديگه چه وضعشه؟ تقصير شوهرت هم هست كه نمي تونه خودش براي زندگيش تصميم بگيره و اجازه نده كسي تو زندگيش دخالت كنه.
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)