سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته ...
تشکرشده 85 در 57 پست
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته ...
تشکرشده 24 در 13 پست
هنوزم هم با توام تا آخرين شعر
نگو وقتي واسه عاشق شدن نيست ...
تشکرشده 3,145 در 958 پست
تو می آیی و از من سیب می خواهی
و من عمریست دیگر سیبها را دور می ریزم!
تشکرشده 6 در 4 پست
من در آن غم که دل از وی به چه فن بستانم
او در اندیشه که جان را به چه آیین ببرد
تشکرشده 85 در 57 پست
ديدي گفتم كه دل سرد تو موندني نيست
خوندني نيست
رفتي ، پر كشيدي دل نشست و گريست
نمونده برام جز اشك چشم و دو گونه ي خيس
تشکرشده 160 در 86 پست
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت زی بیگانه تمنا میکرد
تشکرشده 6 در 4 پست
سرت سبز و دلت خوش باد جاوید
که خوش نقشی نمودی از خط یار
تشکرشده 24 در 13 پست
رگبار نوبهاري و خواب دريچه را
از ضربه هاي وسوسه مغشوش ميكني
دست مرا كه ساقه ي سبز نوازش است
با برگ هاي مرده هم آغوش مي كني ...
تشکرشده 3,145 در 958 پست
یا جان من ز من بستانید بی درنگ
یا پا فرا نهید و خدا را خبر کنید
تشکرشده 85 در 57 پست
دیگه تو رو ندارم تو رو ازم گرفتن
خواستن فراموشت کنم منو دست کم گرفتن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)