سلام سارا جون
خوبي عزيزم ممنون كه هر روز بهم سر مي زني
دوستت دارم و منتظر پيام هاي قشنگتونهستم
تشکرشده 2,035 در 738 پست
سلام سارا جون
خوبي عزيزم ممنون كه هر روز بهم سر مي زني
دوستت دارم و منتظر پيام هاي قشنگتونهستم
تشکرشده 270 در 103 پست
سلام ليلا جان
اينكه شما ميگي قبلا با نام ليلا جان ذخيره كرده بودهو حالا بدون نام ويا اينكه بيشتر مواظب شماست مواظب حجابتون يا ديده نشدن از بيرون فكر نمي كنم به خاطر دوست نداشتن باشه
شايد يه موردي شنيده كه مثلا شماره يه زن يا دختر چون رو گوشي يكي ذخيره بوده و كسي رفته رو گوشي طرف و شماره را ديده و چون اسم دختر بوده حفظ كرده و بعد مزاحم شده
شايد به خاطر اينه و فكر ميكنه ممكنه كسي بر سرگوشيش و اسم و شماره شما را ببينه،برا همين دوست نداره كسي به شماره همسر عزيزش دست پيدا كنه
فكر ميكنم خيلي ها هستند كه شماره همسرشون،خواهرشون دخترشون يا مادرشون را تو گوشيشون ذخيره نمي كنن به خاطر اين ترس
بهجاش تو يه جاي بهتر يعني مغزشون ذخيره ميكنن
به نظر شما مهمتره كه شماره تون توي گوشي همستون به نام ليلا جان ذخيره باشه يا تو مغزش به نام ليلا جان؟
لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی برنج باش و در پهنای آن، لباس.
واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی!
mohsenn (دوشنبه 13 تیر 90)
تشکرشده 2,035 در 738 پست
ممنون آقا محسن
من حرف هاي شما را قبول دارم. ( گرچه مي دونم مخصوصا اسم من را پاك كرده چون بعد از يكي از دعواهامون پاكش كرد) ولي اصلا ديگه به اين چيزا فكر نمي كنم و حساس نمي شم مي خوام ديگه از اين به بعد بشم دختر خوبدرسته كه اسمم را پاك كرده ولي جوراي ديگه بهم محبت مي كنه و هوام را داره
ليلا موفق (دوشنبه 13 تیر 90)
تشکرشده 352 در 169 پست
بابا انرژی مثبت
آفرین
این یعنی یه زن کامل توئی که میتونی محیط خونه رو سروسامان بدی باافکارمثبتت ولی ببین لیلا جان بازم میگم سعی کن الان که شرایط آرومه تو این تاپیکها سربزنی ببینی چطورمیتونی مدیریت بهتر ی داشته باشی که باکوچکترین ناراحتی یا حرفی دوباره به هم نریزی گل دختر![]()
سارابختیاری (دوشنبه 13 تیر 90)
تشکرشده 2,035 در 738 پست
سارا جون من تاپيك هايي را كه به نظرم خوبند را مي خونم خصوصا تاپيك اقليما و شميم بهاري را كه برام فرستادي كامل خوندم و از بعضي قسمت هاش نت برداشتم.
سارا جان مهدي هم خيلي داره بهم كمك مي كنه تا حالم خوب بشه رفتارش واقعا باهام خوب شده خيلي تو كاراي خونه كمكم مي كنه امروز بهم زنگ زد و حالم را پرسيد و به بهانه هاي مختلف برام كادو مي خره (ديشب برام يك ادكلن خريده بود گفت به مناسبت سالگرد جشن عقدمون (آخه ما عقد و جشن عقدمون تو يك روز نبوده))
راستش را بخواي اون داره تو محبت كردن از من هم جلو مي زنه و كاملا مي فهمم كه مراعات حالم را مي كنه شايد تو بهتر شدن رابطه مون الان اون بيشتر از من هم تلاش مي كنه
فقط در حال حاضر يك موضوع است كه كمي اذيتم مي كنه و اون جريان شهرستان رفتن و استخدامهكه اون را هم سپردم دست خدا و اصلا به روي مهدي نمي يارم
![]()
ليلا موفق (یکشنبه 26 تیر 90)
تشکرشده 352 در 169 پست
آفرین کارخوبی میکنی یه موضوع دیگه اینکه به نظرمن کسی که اینقدر دوست داره و برات ارزش قائله
ارزش اینه داره که تو هم از یه سری خواستهات بزنی حتی رفتن به شهر دیگه (امیدوارم به کارت به اونجا ها نرسه)ولی به این دیدکه زندگیتو دوست داری و ارزش داره نه به این دید که داری به مهدی لطف میکنی وبه خاطر مهدی
«این زندگی مال شما دوتاست نه فقط مال مهدی»
ان شالله اون چیزی که میخوای میشه جیگر
سارابختیاری (دوشنبه 13 تیر 90)
تشکرشده 2,035 در 738 پست
سلام دوستاي خوبم
راستش را بخوايد اين چند روز خيلي با خودم كلنجار رفتم ولي نمي تونم توطئه جديد مامانش (استخدام در شهرستان، حتي خودشان (مامانش اينا) رفتند براش فيش گرفتند تا ثبت نام كنه) را هضم كنم و باهاش كنار بيام. دوباره به هم ريختم البته نمي ذارم مهدي چيزي بفهمه و همش توي خودم مي ريزم
ترا خدا كمكم كنيد![]()
تشکرشده 352 در 169 پست
سلام خواهر جونم
صبح بخیر (اول صبح انرژی مثبت این چندروزجشن هم هست)
حالا این حس خانم مارپلی که داری مطمئنی درسته و اونا میخوان شوهر دلبندتو ازت جدا کنن؟
چرادریه موقعیت مناسب ازش نمی پرسی طوری که باز حساسیت ایجاد نشه شاید اصلا بحث این حرفا نباشه![]()
سارابختیاری (چهارشنبه 15 تیر 90)
تشکرشده 2,035 در 738 پست
آره سارا جون مطمئنم
اس ام اس آگهي را مامانش براش فرستاده بود
ديشب هم مي خواستم پيراهنش را بندازم تو ماشين يك كاغذ توي جيبش پيدا كردم كه مشخصات فيش واريزي آگهي استخدام بود البته از يك بانك نزديك خونه مامانش اينا به اضافه اسمي درس هاي آزمون
تشکرشده 2,035 در 738 پست
كمك
![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)