ني روز بود ني شب ، در مذهب ديوانه
آن چيز كه او دارد ، او داند ، او داند
از گردش گردون شد روز و شب اين عالم
ديوانه ي آنجا را گردون بنگرداند
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
ني روز بود ني شب ، در مذهب ديوانه
آن چيز كه او دارد ، او داند ، او داند
از گردش گردون شد روز و شب اين عالم
ديوانه ي آنجا را گردون بنگرداند
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من
که دمم بی دم تو چون اجل آمد بر من
دل چو دریا شودم چون گهرت درتابد
سر به گردون رسدم چونک بخاری سر من
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
نه چنان مرگي كه در گوري روي
مرگ تبديلي كه در نوري روي
مرد بالغ گشت آن بچگي بمرد
رومي ام شد صبغت زنگي سترد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دل از این جان برکن و بر وی بنه
ز آنک از این جانی نیاید جان مکن
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
نكته اي زان شرح گويد اوستاد
تا شناسي علم او را مستزاد
ور بگويي خود همينش بود و بس
دورت اندازد چنانك از ريش خس
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
سفر کردم به هر شهری دویدم
به لطف و حسن تو کس را ندیدم
ز هجران و غریبی بازگشتم
دگرباره بدین دولت رسیدم
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
منتهاي دستها دست خداست
بحر بي شك منتهاي سيلهاست
هم از او گيرند مايه ابرها
هم بدو باشد نهايت سبل را
تشکرشده 375 در 164 پست
امشب در دل نوري دارم
امشب در سر شوري دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازي باشد با ستارگانم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
ماه ما شب برآمد و این خواب
همچو سایه ز آفتاب گریخت
خواب چون دید دولت بیدار
همچو گنجشک از عقاب گریخت
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
تو كردي ددانرا بدان خا ك جاي
تو باشي بهر نيكويي رهنماي
چو آمد سپاه و بشو تن فراز
بديدند يلرا بجاي نماز
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)