ظاهرا من اين وسط پارازيت شدم..پس فعلا من از مشاعره ميرم كنار ...تا بعد
تشکرشده 148 در 75 پست
ظاهرا من اين وسط پارازيت شدم..پس فعلا من از مشاعره ميرم كنار ...تا بعد
تشکرشده 88 در 53 پست
مرثیه سرا شده است این تک سوار عشق
آنچه در خلوت شب می شکند هق هق اوست
تشکرشده 88 در 53 پست
:P چه قاراش میشی شده
تشکرشده 2 در 2 پست
ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست - نان حلال شیخ ز آب حرام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم - ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
حافظ
شبی نماز می کرد ، آوازی شنود که\" هان بوالحسن! خواهی که آنچه از تومی دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند ؟\"شیخ گفت \" ای بار خدای ! خواهی تا آنچه از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم با خلق بگوین تا دیگر هیچ کس سجودت نکند ؟\" آواز آمد \" نه از تو نه از من \"
تذکرة الاولیاء - در ذکر شیخ حسن خرقانی
تشکرشده 2 در 2 پست
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا - بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم - دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
شهریار
تشکرشده 148 در 75 پست
اي سرزمين عاشقان، اي خاك خوب مهربان
من از ديار عاشقانم
سرخورده از غربت ميام ، با يه دنيا حسرت ميام
تا بعد از اين قدرت بدانم
تشکرشده 148 در 75 پست
من تموم قصه هام ، قصه ي توست
اگه غمگينه ، اون از غصه ي توست
تشکرشده 148 در 75 پست
تو حيراني در اين هنگامه ، من هم از تو حيران تر
تو در آغاز آبادي ، منم هر لحظه ويران تر
تشکرشده 3,584 در 906 پست
ابر غصه هارا از ابی چشمات می گیرم
تو بهشت دستای گرم تو اروم می میرم
تشکرشده 148 در 75 پست
منو ببخش عزيز من ، اگه ميگم باهام نمون
دستاي خاليمو ببين ، آخر قصه رو بخون
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)