از رفتگان این راه دراز باز آمده ای کو که به ما گوید راز
هان بر سر این دو راهه از روی نیاز چیزی نگذاریم که نمی آیم باز
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
از رفتگان این راه دراز باز آمده ای کو که به ما گوید راز
هان بر سر این دو راهه از روی نیاز چیزی نگذاریم که نمی آیم باز
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
زندگی جز نفسی نیست غنیمت شمریدش
نیست امید که همواره نفس برگردد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
در کارگه کوزه گری بودم دوش ؛دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
هر یک به زبان حال با من میگفت,کو کوزه خرو ,کوزه گرو ,کوزه فروش
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و شر وشورش
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
شوم شیرین ز لطف گوهر تو
اگر چون بحر تلخ و شور باشم
اگر غم همچو شب عالم بگیرد
برآ ای صبح تا منصور باشم
keyvan (دوشنبه 12 مرداد 88)
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
[align=justify]من بنده آن شرقم در نعمت آن غرقم
جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد
بر بند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن
رو صبر کن از گفتن چون صبر کلید آمد
[/align]
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دو چشم را تو ناظر هر بی نظر مکن
در ناظری گریز و ازو آن خویش جوی
نقلست از رسول که مردم معادنند
پس نقد خویش را برو از کان خویش جوی
از تخت تن برون رو و بر تخت جان نشین
از آسمان گذر کن و کیوان خویش جوی
تشکرشده 1,065 در 185 پست
یاد باد آنکه گرم زهرهی گفتار نبود
آخر از حال تو هر روز خبر بود مرا
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
از آمدن ورفتن ما سودی کو ,از بافته وجود ما پودی کو
در چنبر چرخ جان چندین پاکان میسوزد و خاک میشود دودی کو
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند ان کار دیگر می کنند.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)